ِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ(186) أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(187)». (بقره: 183-187).
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر شما روزه واجب شده است، چنانکه بر کسانی که پیش از شما بوده‌اند واجب بوده است، تا باشد که پرهیزگار شوید. (184) روزة واجب در «أیام معدودات: روزهای اندک شمار ماه رمضان» است، پس کسی که از شما بیمار و یا مسافر باشد و از رخصت بیماری و سفری استفاده نمود، و روزه نگرفت به شمار آن روزها باید قضا نماید، و بر کسانی که توانایی روزه‌داری ندارند، (مانند سالمندان ناتوان و یا بیمارانی که امید به بهبودی ندارند)، لازم است در برابر هر روز فدیه بدهند، (و فدیه خوراک مسکینی است که در فقه روزه به مقدار 650 گرم قوت «گندم، یا برنج» تعیین شده است و هر که کار خیر را پذیرا شود، و بر مقدار فدیة لازم بیفزاید و یا علاوه بر روزة واجب روزه سنت را بگیرد، برای او بهتر است،) و روزه داشتن برای شما بهتر است، اگر به حقایق و حکمت عبادت و روزه آگاه باشید. (185) (آن چند روز معین و اندک)، ماه مبارک رمضان است که روزة آن بر شما واجب شده است. ماهی که قرآن در آن نازل شده است تا مردم را راهنمایی کند، و نشانه‌های روشنی از ارشاد به حق و حقیقت باشد (و میان حق و باطل در همة دوران جدایی افکند). پس هر که از شما این ماه را دریابد (و رمضان ثابت گردد و او از اهل تکلیف باشد)، واجب است روزة ماه را بگیرد و اگر بیمار و یا مسافر باشد، می‌تواند روزه نگیرد و در برابر روزهایی که روزه نگرفته است قضا نماید. خداوند آسایش شما را می‌خواهد، و خواهان زحمت شما نیست، (و خداوند ماه رمضان را رخصت آن را برای شما روشن داشته است)، تا تعداد روزهای رمضان را کامل گردانید و آنچه از رمضان کم کردید قضا نمایید. و خدا را بر اینکه شما را به احکام دین که سعادتتان در آن است هدایت فرمود، بزرگ دارید؛ («یعنی تکبیر بگویید و عظمت خدای را در دل و بر زبان جاری گردانید») و بر نعمت‌های او شکرگزار باشید. (186) و هنگامی که بندگانم از تو (ای محمد صلي الله علیه وسلم) دربارة من بپرسند (که من نزدیکم یا دور، بگو:) من به بندگانم نزدیک هستم و دعای دعاکننده را اجابت می‌کنم، (و نیاز او را برآورده می‌سازم)، پس آنان دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا آنان راه یابند و هدایت شوند. (187) آمیزش و نزدیکی با همسرانتان در شب روزه‌داری حلال گردیده است. آنان لباس شمایند و شما لباس آنان هستید، خداوند می‌دانست که شما از لذایذ نفسانی می‌کاستید و معتقد بودید که شب‌ها بعد از خواب رفتن همخوابی با همسران حرام است و بر خود خیانت می‌کردید، خداوند توبة شما را پذیرفت و شما را بخشید. (پس هم اکنون که به نص صریح همخوابی در شب روزه آزاد است)، با آنان آمیزش کنید و چیزی را بخواهید که خدا برایتان نوشته است. (همچون بقای نسل و حفظ دین و عفت و آبرو و پاداش اخروی). و بخورید و بیاشامید تا آنگاه که رشتة سپیدة بامداد از رشتة سیاه شب برایتان از هم جدا و آشکار گردد، سپس روزه را تا شب ادامه دهید. زمانی که در مساجد به عبادت اعتکاف مشغولید، (اگر به خانه سری زدید، با زنان همخوابی نکنید، زیرا جماع اعتکاف را باطل می‌کند) این احکام روزه و اعتکاف حدود و مرزهای الهی است و به آنها نزدیک نشوید، خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن می‌سازد، باشد که پرهیزگار شوید».روزه عبادت بدنی است که شخص با نیت تقرب به درگاه خدا در طول روز شرعی «از فجر صادق تا مغرب» از کلیة چیزهایی که روزه را باطل می‌کند خودداری می‌ورزد.
روزه در واقع یک انقلاب درونی است که سازندگی دارد. در حقیقت روزه آن است که حکمت آن روشن باشد. روزة حقیقی آن است که تربیت جسمانی و روحانی را در بر داشته باشد. روح را پاک کند و نفس را آرام سازد. تن را سالم و روح را تقویت نماید. عزم و ارادة انسان را استوار نماید و بر صبر و بردباری او بیفزاید.
بارزترین حکمت روزه، نوع‌دوستی است تا به فکر تهیدستان و بینوایان و محتاجان و یتیمان و گرسنگان باشد، و برای رفع نیازشان بکوشد.شارع حکیم در هر عبادت مصلحت‌ بندگان را در نظر داشته است، و شخص مکلف در انجام تکالیف خود، افزون بر فرمانبری از خدا، فوایدی نیز کسب می‌نماید که در این جا به بعضی از آنها اشاره می‌شود.
1- روزه وسیلة شکرگزاری است، زیرا پرهیز از لذت‌های سه‌گانة «خوردنی، آشامیدنی، جنسی» در طور روزهای رمضان سبب می‌شود که ارزش و قدرت نعمت‌ها را بداند، و خداوند را که صاحب نعمت است و بخشندة نعمت‌هاست سپاسگزار باشد، و به همین سبب در آخرین جملة آیة : «وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (بقره: 185).
سورة بقره دربارة روزه آمده است که به این معنا اشاره دارد.
2- روزه سبب تقوا و پرهیزگاری است، زیرا نفس هرگاه به خاطر رضای پروردگار و خوف از عذاب او در ترک حلال مطیع و فرمانبردار باشد، ناگزیر در پرهیز از حرام نیز فرمانبردار و مطیع او خواهد بود و جملة: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره: 183).
و یا : «لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» (بقره: 187).
بر این معنا تأکید می‌نماید.
3- از فواید روزه غلبه بر نفس و کاهش شهوت است.
4- از فواید روزه همکاری و همدردی با فقرا و گرسنگان است تا به وسیلة روزه انسان به فکر محتاجان باشد، و از ثروت و مال خود که خداوند منان در اختیارش گذاشته، محتاجان را بی‌نصیب نسازد.
به حضرت یوسف علیه السلام گفتند: با این همه ثروت و هستی، چرا بیشتر روزها را روزه می‌گیری و خودت را گرسنه می‌سازی؟ فرمودند: تا به فکر گرسنگان بیفتم.1- روزة رمضان رکن مهم مسلمانی است که منکر آن کافر و تارک آن فاسق و گناهکار است.
2- روزه بر هر فرد مسلمان که توانایی بر روزه‌داری داشته باشد واجب و فرض عین است.
3- روزه بر زن در حالت حیض و نفاس واجب نیست، و در آن حالت روزه درست نیست و حرام است و بعد از رمضان در حالت پاکی قضای آن واجب است.
4- حدوث حيض و نفاس، همچنان که در مفطرات روزه می‌آید، روزه را باطل می‌سازد.
5- اگر به وسیلة قرص ضد حاملگی که برای زن ضرر نداشته باشد و تجویز شود و حیض زن از موعد مقرر به تأخیر افتد، روزه گرفتن در چنین روزهایی که عادتش به تأخیر افتاده، واجب و درست است.
6- روزه بر بیماری که قدرت روزه گرفتن را ندارد واجب نیست، اگر امید به بهبود دارد