ه گفت: قاتل من خواهد بود؟ گفتم: بلي. گفت: سوگند به خدا كه محمد، سخن دروغ نمي گويد:. سرانجام، خداوند او را در روز بدر (توسط محمد) به قتل رسانيد. و اين حديث، داستاني دارد كه خلاصة آن، همين است.
1498ـ عن أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ (رض) أَنَّ جِبْرِيلَ (ع) أَتَى النَّبِيَّ (ص) ـ وَعِنْدَهُ أُمُّ سَلَمَةَ ـ فَجَعَلَ يُحَدِّثُ، ثُمَّ قَامَ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص) لأمِّ سَلَمَةَ: «مَنْ هَذَا»؟ أَوْ كَمَا قَالَ، قَالَ: قَالَتْ: هَذَا دِحْيَةُ، قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: ايْمُ اللَّهِ، مَا حَسِبْتُهُ إِلا إِيَّاهُ، حَتَّى سَمِعْتُ خُطْبَةَ نَبِيِّ اللَّهِ (ص) يُخْبِرُ جِبْرِيلَ أَوْ كَمَا قَالَ. (بخارى:3634)
ترجمه: اسامه بن زيد (رض) مي‏گويد: ام سلمه رضي الله عنها نزد نبي اكرم (ص)  نشسته بود كه جبريل آمد و سخن گفت و برخاست. پيامبر اكرم (ص) به ام سلمه گفت: «اين كيست»؟ يا چيزي شبيه اين، پرسيد. ام سلمه گفت: اين، دحيه است. (همان شخصي كه گاهي جبريل به شكل او  مي آمد). ام سلمه رضي الله عنها مي گويد: سوگند به خدا كه در آن لحظه، او را جز دحيه،  كسي ديگر نمي پنداشتم. تا اينكه خطبة نبي اكرم (ص) را شيندم كه از جبريل، سخن مي گويد و يا سخني مانند اين.
 1499ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ الله (ص) قَالَ: «رَأَيْتُ النَّاسَ مُجْتَمِعِينَ فِي صَعِيدٍ، فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ فَنَزَعَ ذَنُوبًا أَوْ ذَنُوبَيْنِ، وَفِي بَعْضِ نَزْعِهِ ضَعْفٌ وَاللَّهُ يَغْفِرُ لَهُ، ثُمَّ أَخَذَهَا عُمَرُ، فَاسْتَحَالَتْ بِيَدِهِ غَرْبًا، فَلَمْ أَرَ عَبْقَرِيًّا فِي النَّاسِ يَفْرِي فَرِيَّهُ حَتَّى ضَرَبَ النَّاسُ بِعَطَنٍ». (بخارى:3633)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «خواب ديدم كه مردم در ميداني، جمع شده اند. آنگاه، ابوبكر برخاست و يك يا دو دلو، آب كشيد و در آب كشيدنش، ضعف داشت ولي خداوند او را مغفرت مي كند. سپس، عمر آنرا گرفت و آن دلو در دست او، به دلو بسيار بزرگي، تبديل شد و هيچ نابغه اي در ميان مردم نديده ام كه مانند او شگفتي بيافريند تا جاييكه مردم سيراب شدند و به استراحت پرداختند».
باب (36): اين سخن خداوند متعال كه مي‌فرمايد: او را آنگونه مي شناسند كه فرزندان خود را مي‌شناسند
1500ـ وَعَنْهُ (رض): أَنَّ الْيَهُودَ جَاءُوا إِلَى رسول الله (ص) فَذَكَرُوا لَهُ: أَنَّ رَجُلاً مِنْهُمْ وَامْرَأَةً زَنَيَا، فَقَالَ لَهُمْ رسول الله (ص): «مَا تَجِدُونَ فِي التَّوْرَاةِ فِي شَأْنِ الرَّجْمِ»؟ فَقَالُوا: نَفْضَحُهُمْ، وَيُجْلَدُونَ، فَقَالَ عَبْدُاللَّهِ بْنُ سَلامٍ: كَذَبْتُمْ، إِنَّ فِيهَا الرَّجْمَ، فَأَتَوْا بِالتَّوْرَاةِ، فَنَشَرُوهَا، فَوَضَعَ أَحَدُهُمْ يَدَهُ عَلَى آيَةِ الرَّجْمِ، فَقَرَأَ مَا قَبْلَهَا وَمَا بَعْدَهَا، فَقَالَ لَهُ عَبْدُاللَّهِ بْنُ سَلامٍ، ارْفَعْ يَدَكَ، فَرَفَعَ يَدَهُ، فَإِذَا فِيهَا آيَةُ الرَّجْمِ، فَقَالُوا: صَدَقَ يَا مُحَمَّدُ فِيهَا آيَةُ الرَّجْمِ، فَأَمَرَ بِهِمَا رسول الله (ص) فَرُجِمَا. (بخارى:3635)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: تعدادي از يهوديان نزد رسول الله (ص)  آمدند و به او گفتند كه مرد و زني از آنها مرتكب زنا شده اند. رسول خدا (ص) به آنان گفت: «در اين باره در تورات چه حكمي آمده است»؟ گفتند: آنان را رسوا مي كنيم و شلاق مي زنيم. عبدالله بن سلام (رض) گفت: دروغ مي گوييد. در اين باره در تورات، حكم رجم آمده است. آنگاه، تورات را آوردند و باز كردند. سپس يكي از آنان، دستش را بر آية رجم گذاشت و آيات ما قبل و مابعد آنرا خواند. عبد الله بن سلام (رض) به او گفت:دستت را بردار. او دستش را برداشت. آنگاه آية رجم را ديدند و گفتند: اي محمد! او راست مي گويد: در تورات، آية رجم، وجود دارد. سرانجام، رسول خدا (ص)  دستور داد و آن دو نفر، ‌رجم شدند. 


باب (37): در خواست مشركين از پيامبر اكرم (ص) تا به آنها معجزه اي  نشان دهد، و آنحضرت (ص) شق القمر را به آنان نشان داد
1501ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ (رض) قَالَ: انْشَقَّ الْقَمَرُ عَلَى عَهْدِ
رَسُولِ الله (ص) شِقَّتَيْنِ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «اشْهَدُوا». (بخارى:3636)
ترجمه: عبدالله بن مسعود (رض) مي گويد: در زمان رسول خدا (ص)  ماه به دو نيم، تقسيم شد. نبي اكرم (ص)  فرمود: «شما گواه باشيد».
1502ـ عَنْ عُرْوَةَ الْبَارِقِيِّ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) أَعْطَاهُ دِينَارًا يَشْتَرِي لَهُ بِهِ شَاةً، فَاشْتَرَى لَهُ بِهِ شَاتَيْنِ، فَبَاعَ إِحْدَاهُمَا بِدِينَارٍ، وَجَاءَهُ بِدِينَارٍ وَشَاةٍ، فَدَعَا لَهُ بِالْبَرَكَةِ فِي بَيْعِهِ، وَكَانَ لَوِ اشْتَرَى التُّرَابَ لَرَبِحَ فِيهِ. (بخارى:3642)
ترجمه: از عروة بارقي (رض) روايت است كه نبي اكرم (ص) به او يك دينار داد تا برايش گوسفندي بخرد. او با يك دينار، دو گوسفند خريد. سپس يكي از آن دو را به يك دينار فروخت. و يك دينار و يك گوسفند، براي رسول خدا (ص) آورد. آنحضرت (ص) براي معاملاتش، دعاي بركت نمود. به همين خاطر، عروه اگر خاك هم مي خريد، سود مي برد.



<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1257.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:1268.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:1279.xml">ابواب 21 تا 30</a><a class="folder" href="w:html:1290.xml">ابواب 31 تا 40</a><a class="folder" href="w:html:1301.xml">ابواب 41 تا 47</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1258.txt">باب (1) اين سخن رسول اكرم (ص) كه فرمود: اگر كسي را به عنوان دوست صميمي انتخاب مي‌كردم، ابوبكر را بر مي گزيدم </a><a class="text" href="w:text:1259.txt">باب (2): مناقب عمر بن خطاب (رض)</a><a class="text" href="w:text:1260.txt">باب (3): مناقب عثمان بن عفان (رض)</a><a class="text" href="w:text:1261.txt">باب (4): مناقب علي بن ابي طالب (رض)</a><a class="text" href="w:text:1262.txt">باب (5): مناقب خويشاوندان پيامبر اكرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:1263.txt">باب (6): ذكر طلحه بن عبيد الله (رض)</a><a class="text" href="w:text:1264.txt">باب (7): مناقب سعد بن ابي وقاص (رض)</a><a class="text" href="w:text:1265.txt">باب (8): ذكر دامادهاي پيامبر خدا (ص)</a><a class="text" href="w:text:1266.txt">باب (9): مناقب زيد بن حارثه (رض)</a><a class="text" href="w:text:1267.txt">باب (10): ذكر اسامه بن زيد رضي اللَّه عنهما </a></body></html>(صحابه، كساني هستند كه پيامبر (ص) را ديدند يا با او مصاحبت داشتند و به او ايمان آوردند و با ايمان از دنيا رفتند)

باب (1) اين سخن رسول اكرم (ص) كه فرمود: اگر كسي را به عنوان دوست صميمي انتخاب مي‌كردم، ابوبكر را بر مي گزيدم 
1503ـ عَنْ جُبَيْرِ بْنِ مُطْعِمٍ (رض) قَالَ: أَتَتِ امْرَأَةٌ النَّبِيَّ (ص)، فَأَمَرَهَا أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْهِ، قَالَتْ: أَرَأَيْتَ إِنْ جِئْتُ وَلَمْ أَجِدْكَ؟ كَأَنَّهَا تَقُولُ الْمَوْتَ قَالَ (ص): «إِنْ لَمْ تَجِدِينِي فَأْتِي أَبَا بَكْرٍ». (بخارى:3659)
ترجمه: جبير بن مطعم (رض) مي گويد: زني نزد نبي اكرم (ص) آمد. آنحضرت (ص)  به او دستور داد ت