ُ إِلَى أَهْلِي فَأَجِدُ التَّمْرَةَ سَاقِطَةً عَلَى فِرَاشِي فَأَرْفَعُهَا لآكُلَهَا ثُمَّ أَخْشَى أَنْ تَكُونَ صَدَقَةً فَأُلْقِيهَا». (بخارى:2432)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «چه بسا وارد خانه ام مي‏شوم و خرمايي را مي‏بينم كه روي رختخوابم افتاده است. سپس، آنرا بر مي دارم تا بخورم. اما از ترس اين كه مبادا مال صدقه باشد، آنرا مي اندازم».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1003.txt">باب (1): قصاص ظلم وستم</a><a class="text" href="w:text:1004.txt">باب (2): خداوند مي فرمايد: لعنت خدا بر ستمكاران باد</a><a class="text" href="w:text:1005.txt">باب (3): مسلمان، به مسلمان ظلم نمي كند و او را تسليم ظالمان نمي نمايد</a><a class="text" href="w:text:1006.txt">باب (4): به برادرت چه ظالم باشد و چه مظلوم، كمك كن</a><a class="text" href="w:text:1007.txt">باب (5): ظلم، باعث تاريكي در روز قيامت  مي گردد</a><a class="text" href="w:text:1008.txt">باب (6): اگر شخصي در حق كسي ظلم كرده باشد،  آيا لازم است هنگام عذر خواهي، آنرا بيان كند </a><a class="text" href="w:text:1009.txt">باب (7): گناه كسي كه زمين ديگران را تصاحب ‏كند</a><a class="text" href="w:text:1010.txt">باب (8): اگر كسي به ديگري اجازه دهد، مي تواند آن كار را انجام دهد</a><a class="text" href="w:text:1011.txt">باب (9): اين گفتة خداوند (كه در مورد شخصي) فرمود :  (و او بدترين، ستيزه جويان است)</a><a class="text" href="w:text:1012.txt">باب (10): گناه كسي كه آگاهانه و به ناحق، ادعاي چيزي را بكند</a><a class="text" href="w:text:1013.txt">باب (11): تقاص مظلوم از مال ظالم، اگر بدستش بيافتد</a><a class="text" href="w:text:1014.txt">باب (12): همسايه نبايد همسايه اش را از كوبيدن ميخ به ديوارش منع كند</a><a class="text" href="w:text:1015.txt">باب (13): تجمع جلوي خانه و نشستن برسر معابر</a><a class="text" href="w:text:1016.txt">باب (14): اختلاف نظر در مورد راههاي عمومي</a><a class="text" href="w:text:1017.txt">باب (15): نهي از چپاول و مُثله كردن</a><a class="text" href="w:text:1018.txt">باب (16): كسي كه بخاطر مالش كشته شود</a><a class="text" href="w:text:1019.txt">باب (17): شكستن ظرف يا ساير كالاهاي مردم</a></body></html>باب (1): قصاص ظلم وستم
1101 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا خَلَصَ الْمُؤْمِنُونَ مِنَ النَّارِ، حُبِسُوا بِقَنْطَرَةٍ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ فَيَتَقَاصُّونَ مَظَالِمَ كَانَتْ بَيْنَهُمْ فِي الدُّنْيَا حَتَّى إِذَا نُقُّوا وَهُذِّبُوا أُذِنَ لَهُمْ بِدُخُولِ الْجَنَّةِ فَوَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لأَحَدُهُمْ بِمَسْكَنِهِ فِي الْجَنَّةِ أَدَلُّ بِمَنْزِلِهِ كَانَ فِي الدُّنْيَا». (بخارى:2440)
ترجمه: از ابوسعيد خدري (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «زماني كه مؤمنان از آتش، نجات پيدا مي كنند، روي پلي بين بهشت و دوزخ، متوقف مي شوند و تقاص ظلم و ستمهايي را كه در دنيا نسبت به يكديگر روا داشته اند، پس مي دهند تا اينكه پاك و صاف شوند. آنگاه، به ايشان اجازة ورود به بهشت را مي دهند. سوگند به ذاتي كه جان محمد در دست اوست، هر يك از آنها، مَسكن اش را در بهشت از منزلش در دنيا، بهتر مي شناسد».

باب (2): خداوند مي فرمايد: لعنت خدا بر ستمكاران باد
1102 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ يُدْنِي الْمُؤْمِنَ فَيَضَعُ عَلَيْهِ كَنَفَهُ وَيَسْتُرُهُ، فَيَقُولُ: أَتَعْرِفُ ذَنْبَ كَذَا؟ أَتَعْرِفُ ذَنْبَ كَذَا؟ فَيَقُولُ: نَعَمْ أَيْ رَبِّ، حَتَّى إِذَا قَرَّرَهُ بِذُنُوبِهِ، وَرَأَى فِي نَفْسِهِ أَنَّهُ هَلَكَ، قَالَ: سَتَرْتُهَا عَلَيْكَ فِي الدُّنْيَا وَأَنَا أَغْفِرُهَا لَكَ الْيَوْمَ، فَيُعْطَى كِتَابَ حَسَنَاتِهِ، وَأَمَّا الْكَافِرُ وَالْمُنَافِقُونَ فَيَقُولُ الأَشْهَادُ: (هَؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ). (بخارى: 2441)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: از رسول ‏الله (ص) شنيدم كه مي فرمود: «روز قيامت، خداوند بندة مؤمن را نزد خود فرا مي خواند و در آغوش مي گيرد و به دور از انظار ديگران، به او مي فرمايد: آيا فلان گناه و فلان گناه را به ياد داري؟ بنده مي گويد: بلي، اي پروردگار من! 
و اينگونه خداوند از او، به گناهانش اعتراف مي گيرد و بندة مؤمن، خود را در معرض هلاك مي بيند. آنگاه، خداوند مي فرمايد: در دنيا گناهانت را پوشانيدم. امروز نيز آنها را (مي پوشانم و) مورد مغفرت قرار مي دهم. سپس، كارنامة اعمال صالح به او داده مي شود. اما دربارة كفار و منافقين، گواهان خواهند گفت: (اينها كساني هستند كه بر خدا دروغ گفته اند. بدانيد كه لعنت و نفرين الله بر ستمكاران است».

باب (3): مسلمان، به مسلمان ظلم نمي كند و او را تسليم ظالمان نمي نمايد
1103 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لا يَظْلِمُهُ، وَلا يُسْلِمُهُ، وَمَنْ كَانَ فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَانَ اللَّهُ فِي حَاجَتِهِ، وَمَنْ فَرَّجَ عَنْ مُسْلِمٍ كُرْبَةً، فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرُبَاتِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (بخارى:2442)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «مسلمان، برادر مسلمان است. بدينجهت به او ظلم نمي‏كند و  او را تسليم (ظالم) نمي نمايد. هركس، در صدد برآورده ساختن نياز برادر مسلمانش باشد، خداوند در صدد رفع نيازهاي او بر مي آيد. هر كس، مشكل برادر مسلمانش را برطرف سازد، خداوند مشكلي از مشكلات روز قيامت او را بر طرف خواهد كرد. و هر كس كه عيب برادر مسلمانش را بپوشاند، خداوند عيب‏هاي او را در روز قيامت، خواهد پوشاند».

باب (4): به برادرت چه ظالم باشد و چه مظلوم، كمك كن
1104 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «انْصُرْ أَخَاكَ ظَالِمًا أَوْ مَظْلُومًا». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَذَا نَنْصُرُهُ مَظْلُومًا، فَكَيْفَ نَنْصُرُهُ ظَالِمًا؟ قَالَ: «تَأْخُذُ فَوْقَ يَدَيْهِ». (بخارى:2444)
ترجمه: انس (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «به برادرت چه ظالم باشد و چه مظلوم، كمك كن». اصحاب گفتند: اي رسول خدا! كمك به مظلوم، روشن است ولي چگونه به ظالم كمك كنيم؟ رسول الله (ص) فرمود: «دست او را بگيريد». (و از ظلم كردن، باز داريد).

باب (5): ظلم، باعث تاريكي در روز قيامت  مي گردد
1105 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الظُّلْمُ ظُلُمَاتٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (بخارى:2447)
ترجمه: از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «ظلم، باعث تاريكي هاي (متعددي) در روز قيامت مي گردد».

باب (6): اگر شخصي در حق كسي ظلم كرده باشد،
 آيا لازم است هنگام عذر خواهي، آنرا بيان كند 
1106 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَا