رمود، به آنحضرت(ص) گفتند: همة مردم به ظرفهاي ديگر، دسترسي ندارند؟ آنگاه نبي اكرم(ص) به آنها اجازه داد تا از كوزه هايي كه قير اندود نشده اند، استفاده كنند.

باب (4): كسي كه مي گويد: نبايد خرماي رسيده و نرسيده را در صورتي كه مست كننده باشند، با هم مخلوط كرد و  همچنين نبايد دو خورش را با هم، مخلوط كرد
1914ـ عَنْ أَبِي قَتَادَةَ (رض) قَالَ: نَهَى النَّبِيُّ (ص) أَنْ يُجْمَعَ بَيْنَ التَّمْرِ وَالزَّهْوِ، وَالتَّمْرِ وَالزَّبِيبِ، وَلْيُنْبَذْ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا عَلَى حِدَةٍ. (بخارى:5602)
ترجمه:  ابوقتاده (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) از گرفتن شيرة خرماي رسيده و نارس بايكديگر و همچنين از گرفتن شيرة خرما و كشمش با يكديگر, منع فرمود. پس شيره ي هر يك از آنها بايد بطور جداگانه، گرفته شود.

باب (5): نوشيدن شير
1915ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رضي الله عنهما قَالَ: جَاءَ أَبُو حُمَيْدٍ بِقَدَحٍ مِنْ لَبَنٍ مِنَ النَّقِيعِ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَلاَّ خَمَّرْتَهُ، وَلَوْ أَنْ تَعْرُضَ عَلَيْهِ عُودًا». (بخارى:5606)
ترجمه: جابر بن عبدالله رضي الله عنهما مي گويد: ابوحميد يك  ليوان شير از منطقة نقيع آورد. رسول ‏اكرم (ص) خطاب به او فرمود: «آيا  ليوان را نپوشانيدي؟ اگر چه يك قطعه چوب، روي آن مي‏گذاشتي».
1916ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «نِعْمَ الصَّدَقَةُ: اللِّقْحَةُ الصَّفِيُّ مِنْحَةً، وَالشَّاةُ الصَّفِيُّ مِنْحَةً، تَغْدُو بِإِنَاءٍ وَتَرُوحُ بِآخَرَ».                                       (بخارى:5608)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «بهترين صدقه, بخشيدن شيرِ شترِ نو زا وگوسفند شيردِهي است كه هر صبح و شام, يك ظرف شير  مي دهد».

باب (26): كسيكه فقط هنگام خارج شدن چيزي 
از سبيلين، وضو را لازم ميداند
136ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «لا يَزَالُ الْعَبْدُ فِي صَلاةٍ مَا كَانَ فِي الْمَسْجِدِ يَنْتَظِرُ الصَّلاةَ مَا لَمْ يُحْدِثْ». (بخارى:176)
ترجمه: ابو هريره (رض) روايت مي كند كه نبي اكرم (ص) فرمود: «تا زماني كه انسان در مسجد بنشيند ومنتظر نماز بماند، و وضويش نشكند، در حال نماز، بشمار مي رود».
137ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ (رض) قال: سَأَلتُ عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ (رض) قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِذَا جَامَعَ فَلَمْ يُمْنِ؟ قَالَ عُثْمَانُ: يَتَوَضَّأُ كَمَا يَتَوَضَّأُ لِلصَّلاةِ، وَيَغْسِلُ ذَكَرَهُ. قَالَ عُثْمَانُ: سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ . فَسَأَلْتُ عَنْ ذَلِكَ عَلِيًّا، وَالزُّبَيْرَ، وَطَلْحَةَ، وَأُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ، فَأَمَرُوني بِذَلِكَ.(بخارى:179)
ترجمه: زيد بن خالد (رض) مي‏گويد: از عثمان بن عفان (رض) پرسيدم: اگر هنگام جماع، مني خارج نشود، حكم آن چيست؟ فرمود: نخست، عضو تناسلي را بشويد. سپس، همانطور كه براي نماز، وضو مي گيرند، وضو بگيرد. عثمان (رض) گفت: من از رسول الله (ص) چنين شنيدم. راوي (يعني زيدبن خالد) مي‏گويد: اين مسأله را از  علي، طلحه، زبير  و ابي بن كعب رضي الله عنهم نيز پرسيدم، آنها هم، همين پاسخ را به من دادند.
138ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) أَرْسَلَ إِلَى رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، فَجَاءَ وَرَأْسُهُ يَقْطُرُ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «لَعَلَّنَا أَعْجَلْنَاكَ»؟ فَقَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِذَا أُعْجِلْتَ أَوْ قُحِطْتَ فَعَلَيْكَ الْوُضُوءُ». (بخارى:180)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: رسول الله (ص) يك مرد انصاري را به حضور طلبيد. آن مرد انصاري در حالي كه از سر (و صورتش) آب مي‏چكيد، آمد. رسول الله (ص) فرمود: «شايد ما باعث عجلة شما شديم»؟ گفت: آري. رسول الله (ص) فرمود: «هرگاه عجله‏اي در كار بود يا مجامعت بدون انزال، صورت گرفت، تنها وضو، كافي است». (قابل ياد آوري است كه اين حديث وحديث قبلي با حديث التقاء ختانين منسوخ شده اند و قابل عمل نيستند. به فتح الباري حديث شماره (293) مراجعه كنيد).

باب (6): نوشيدن شير با آب
1917ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) دَخَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ وَمَعَهُ صَاحِبٌ لَهُ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (ص): «إِنْ كَانَ عِنْدَكَ مَاءٌ بَاتَ هَذِهِ اللَّيْلَةَ فِي شَنَّةٍ وَإِلاَّ كَرَعْنَا». قَالَ: وَالرَّجُلُ يُحَوِّلُ الْمَاءَ فِي حَائِطِهِ، قَالَ: فَقَالَ الرَّجُلُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، عِنْدِي مَاءٌ بَائِتٌ. فَانْطَلِقْ إِلَى الْعَرِيشِ، قَالَ: فَانْطَلَقَ بِهِمَا فَسَكَبَ فِي قَدَحٍ، ثُمَّ حَلَبَ عَلَيْهِ مِنْ دَاجِنٍ لَهُ، قَالَ: فَشَرِبَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)، ثُمَّ شَرِبَ الرَّجُلُ الَّذِي جَاءَ مَعَهُ. (بخارى:5613)
ترجمه: جابر بن عبدالله رضي الله عنهما مي گويد: نبي اكرم (ص) با يكي از يارانش (ابوبكر) نزد يك مرد انصاري رفت و به او فرمود: «اگر نزد تو آبي وجود دارد كه ديشب در مشك بوده است, برايمان بياور. در غير اين صورت, با دهانمان از حوض، آب مي نوشيم». آن مرد در حالي كه باغ اش را آبياري مي كرد و آب را از جايي به جايي ديگر, منتقل مي ساخت, گفت: اي رسول خدا! مشك, آب دارد. شما به سايبان برويد. سپس آنها را به سايبان برد و در كاسه اي، آب ريخت و گوسفندش را در آن دوشيد. آنگاه، رسول الله (ص) از آن نوشيد و در پايان, مردي كه همراه ايشان آمده بود نيز از آن نوشيد.
باب (7): ايستاده آب نوشيدن 
1918ـ عَنْ عَلِيٍّ (رض): أنَّهُ أَتَى عَلَى بَابِ الرَّحَبَةِ فَشَرِبَ قَائِمًا، فَقَالَ: إِنَّ نَاسًا يَكْرَهُ أَحَدُهُمْ أَنْ يَشْرَبَ وَهُوَ قَائِمٌ، وَإِنِّي رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) فَعَلَ كَمَا رَأَيْتُمُونِي فَعَلْتُ. (بخارى:5615)
ترجمه: از علي ابن ابي طالب (رض) روايت است كه ايشان به دروازة رحبه (در كوفه) آمد وايستاده, آب نوشيد و گفت: بعضي از مردم, آب نوشيدن را در حالت ايستاده, ناپسند مي دانند در حالي كه من نبي اكرم  (ص) را ديدم كه ايستاده، آب نوشيد همانگونه كه شما مرا ديديد كه ايستاده, آب نوشيدم.
1919ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا قَالَ: شَرِبَ النَّبِيُّ (ص) قَائِمًا مِنْ زَمْزَمَ. (بخارى:5617)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: «نبي اكرم (ص) از آب زمزم، ايستاده نوشيد».

باب (8): آب نوشيدن از دهانة مشك 
1920ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَنِ اخْتِنَاثِ الأَسْقِيَةِ، يَعْنِي الشُّرْبُ مِنْ أَفْوَاهِهَا. (بخارى:5625)
ترجمه: ابو سعيد خدري (رض) مي گويد: «رسول الله (ص)  از نوشيدن آب از دهانة مشك, منع فرمود». 
1921ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَنِ الشُّرْبِ مِنْ فَمِ الْقِرْبَةِ أَوِ السِّقَاءِ، وَأَنْ يَمْنَعَ جَارَهُ أَنْ يَغْرِزَ خَشَبَهُ فِي دَارِهِ. (بخارى:5627)
ترجمه: از ابوهريره 