ني؟! نه، سوگند به خدا كه او دوباره به تو بر نمي‌گردد. قابل يادآوري است كه او مردي شايسته بود و خواهرم هم دوست داشت كه نزد او برگردد. آنگاه، خداوند اين آيه را نازل فرمود كه «مانع ازدواج آنان نشويد». بعد از نزول اين آيه، گفتم: اي رسول خدا! هم اكنون اين كار را خواهم كرد.
يكي از راويان مي‌گويد: آنگاه معقل بن يسار خواهرش را (با عقدي جديد) به نكاح آن مرد، در آورد.

باب (14): براي صحت نكاح، هم رضايت دختر و هم زن بيوه، ضروري است
1826ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «لا تُنْكَحُ الأَيِّمُ حَتَّى تُسْتَأْمَرَ، وَلا تُنْكَحُ الْبِكْرُ حَتَّى تُسْتَأْذَنَ». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَكَيْفَ إِذْنُهَا؟ قَالَ: «أَنْ تَسْكُتَ». (بخارى: 5136)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «زن بيوه بدون مشورت با او، و دختر باكره بدون اجازه‌اش، به نكاح داده نمي‌شوند». گفتند: اي رسول خدا! اجازة دختر باكره، چگونه است؟ فرمود: «اينكه سكوت نمايد». 
1827ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّهَا قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ الْبِكْرَ تَسْتَحِي، قَالَ: «رِضَاهَا صَمْتُهَا». (بخارى:5137)
ترجمه: از عايشه رضي الله عنها روايت است كه عرض كرد: اي رسول خدا! دختر باكره، خجالت مي‌شود. فرمود: «سكوت‌اش، دليل رضايت است».

باب (15): اگر شخصي، دخترش را بدون رضايت او نكاح دهد، نكاح اش مردود است
1828ـ عَنْ خَنْسَاءَ بِنْتِ خِذَامٍ الأَنْصَارِيَّةِ رَضِيَ الله عَنْهَا: أَنَّ أَبَاهَا زَوَّجَهَا وَهْيَ ثَيِّبٌ، فَكَرِهَتْ ذَلِكَ فَأَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَرَدَّ نِكَاحَهُ.    (بخارى:5139)
ترجمه: از خنساء دختر خذام انصاري رضي الله عنها كه زني بيوه بود روايت است كه پدرش او را به نكاح شخصي در آورد. اما او اين نكاح را نپسنديد . پس نزد رسول الله (ص) آمد و آنحضرت (ص) نكاح پدرش را مردود دانست. 

باب (16): تا زماني كه خواستگار اول، ازدواج نكرده و يا از خواستگاريش، صرف نظر ننموده است نبايد خواستگاري كرد
1829ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا كَانَ يَقُولُ: نَهَى النَّبِيُّ (ص) أَنْ يَبِيعَ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَلا يَخْطُبَ الرَّجُلُ عَلَى خِطْبَةِ أَخِيهِ حَتَّى يَتْرُكَ الْخَاطِبُ قَبْلَهُ أَوْ يَأْذَنَ لَهُ الْخَاطِبُ. (بخارى:5142) 
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي‌گفت: نبي اكرم (ص) شما را از معامله بر معاملة ديگران و خواستگاري بر خواستگاري ديگران، منع فرمود مگر اينكه خواستگار قبلي، از خواستگاريش، صرف نظر كند و يا (به خواستگار دوم) اجازه دهد.


باب (17): شروط باطل نكاح
1830ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لا يَحِلُّ لامْرَأَةٍ تَسْأَلُ طَلاقَ أُخْتِهَا لِتَسْتَفْرِغَ صَحْفَتَهَا، فَإِنَّمَا لَهَا مَا قُدِّرَ لَهَا». (بخارى:5152)
ترجمه: ابوهريره(رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «براي هيچ زني، جايز نيست كه خواهان طلاق خواهرش شود تا كاسه‌اش را خالي كند (و سهميه‌اش را به خود، اختصاص دهد) زيرا آنچه كه برايش مقدر شده است، به او خواهد رسيد».

باب (18): زناني كه عروس را به شوهرش تحويل مي دهند و دعاي بركت مي كنند
1831ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا: أَنَّهَا زَفَّتِ امْرَأَةً إِلَى رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ فَقَالَ نَبِيُّ اللَّهِ (ص): «يَا عَائِشَةُ، مَا كَانَ مَعَكُمْ لَهْوٌ؟ فَإِنَّ الأَنْصَارَ يُعْجِبُهُمُ اللَّهْوُ». (بخارى:5163)
ترجمه: از عايشه رضي الله عنها روايت است كه ايشان، عروسي را به خانة شوهرش كه يك مرد انصاري بود، برد. پيامبر خدا (ص) فرمود: «اي عايشه! آيا همراه شما سرگرمي (دف و  غيره) نبود؟ زيرا انصار، سرگرمي را دوست دارند».

باب (19): مرد، هنگام همبستري با همسرش، چه بگويد؟
1832ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «أَمَا لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ يَقُولُ حِينَ يَأْتِي أَهْلَهُ: بِاسْمِ اللَّهِ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي الشَّيْطَانَ، وَجَنِّبِ الشَّيْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا، ثُمَّ قُدِّرَ بَيْنَهُمَا فِي ذَلِكَ أَوْ قُضِيَ وَلَدٌ، لَمْ يَضُرَّهُ شَيْطَانٌ أَبَدًا». (بخارى:5165)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «اگر شخص، هنگام همبستري با همسرش بگويد: بسم الله اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي الشَّيْطَانَ، وَجَنِّبِ الشَّيْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا، يعني به نام  خدا، الهي! شيطان را از ما و از آنچه به ما عنايت مي‌كني، ‌دور نگهدار. اگر از آن همبستري، فرزندي بوجود آيد، هيچ شيطاني، هرگز به او ضرري نمي‌رساند.

باب (20): جشن عروسي با يك گوسفند
1833ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) قَالَ: مَا أَوْلَمَ النَّبِيُّ (ص) عَلَى شَيْءٍ مِنْ نِسَائِهِ، مَا أَوْلَمَ عَلَى زَيْنَبَ، أَوْلَمَ بِشَاةٍ. (بخارى:5168)
ترجمه: انس (رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) براي هيچ يك از همسرانش به اندازة زينب، وليمه نداد. چنانكه براي جشن عروسي اش يك گوسفند، ذبح كرد.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1440.txt">باب (21): برگزاري جشن عروسي با كمتر از يك گوسفند</a><a class="text" href="w:text:1441.txt">باب (22): دعوت عروسي و مهماني، بايد پذيرفته شود</a><a class="text" href="w:text:1442.txt">باب (23): سفارش كردن دربارة زنان</a><a class="text" href="w:text:1443.txt">باب (24): خوش رفتاري با خانواده</a><a class="text" href="w:text:1444.txt">باب (25): روزة نفلي زن، بايد با اجازة شوهر باشد</a><a class="text" href="w:text:1445.txt">باب (26)</a><a class="text" href="w:text:1446.txt">باب (27): قرعه كشي ميان همسران، هنگام سفر</a><a class="text" href="w:text:1447.txt">باب (28): نكاح با دوشيزه پس از ازدواج با بيوه</a><a class="text" href="w:text:1448.txt">باب (29): نهي از خود نمايي و فخر فروشي هووها به يكديگر</a><a class="text" href="w:text:1449.txt">باب (30): غيرت</a><a class="text" href="w:text:1450.txt">باب (31): غيرت و خشم زنان</a><a class="text" href="w:text:1451.txt">باب (32): هيچ مردي نبايد با زن نامحرمي، تنها بنشيند  و يا نزد زني كه شوهرش در خانه نيست، برود</a><a class="text" href="w:text:1452.txt">باب (33): زن نبايد نزد شوهرش، صفات زنان ديگر را بيان كند</a><a class="text" href="w:text:1453.txt">باب (34): پس از غيبت طولاني، شب هنگام و بدون اطلاع، نبايد وارد خانه شد</a></body></html>باب (21): مسح بركفش، درست نيست
130ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا ـ وقد قِيلَ لَهُ ـ يَا أَبَا عَبْدِالرَّحْمَن!ِ رَأَيْتُكَ تَصْنَعُ أَرْبَعًا لَمْ أَرَ أَحَدًا مِنْ أَصْحَابِكَ يَصْنَعُهَا، قَال:َ وَمَا هِي؟َ قَالَ: رَأَيْتُكَ لا تَمَسُّ مِنَ الأرْكَانِ إِلا الْيَمَانِيَّيْنِ، وَرَأَيْتُكَ تَلْبَسُ النِّعَالَ السِّبْتِيَّةَ، وَرَأَيْتُكَ تَصْبُغُ بِالصُّفْرَةِ، وَرَأَيْتُكَ إِذَا كُنْتَ بِمَكَّةَ أَهَلَّ النَّاسُ إِذَا رَأَوُا الْهِلالَ وَلَمْ تُهِلَّ أَنْتَ حَتَّى كَانَ يَوْمُ التَّرْوِيَةِ، فقَالَ: أَمَّا الأَرْكَانُ: فَإِنِّي لَمْ أَرَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَمَسُّ إِ