اين كوه بالا برود و شكم خود را پاره كند و به دست خود روده هاي خود را بيرون بكشد. بعضيشان پاره سنگها برداشته با آن تن خويش را مي خراشد و مي كوبد تا بميرد و حاضران مي گويند: خوشا به حال تو! و نيز دو نهر دارند كه عده اي از عبادت كنندگان روز عيد آنجا مي روند و در آنجا كساني هستند كه جامة عبادت كنندگان را برگرفته ايشان را بر روي مي افكنند و دو نيمه كرده هر نيمه را به يكي از دو نهر مي اندازند و مي گويند هر دو نيمه به بهشت ميرود. 

و از جملة ايشان كس باشد كه راهي بيابان شود و جمعي بدرقه اش كنند چون تنها شود و به ستوه آيد يك جاي نشيند. پرندگان شكاري و لاشخورها دورش جمع مي شوند، و خود او شروع مي كند به كندن لباسهايش، لخت مي شود و دراز مي كشد و پرندگان به خوردن گوشت او مي پردازند و در تمام اين مدت جماعت از دور ناظر او هستند. وقتي كار لاشخورها تمام شد و پراكنده شدند جماعت مي آيند و استخوانهاي آن شخص را مي برند و مي سوزانند و به آن تبرك مي جويند. و از اين قبيل كارها ايشان را بسيار است كه ابومحمد نوبختي در كتاب خود ذكر كرده است. 

و عجيب اينكه هنديان مردمي هستند كه حكمت از ايشان فراگرفته و دقايق علمي و عملي از ايشان اخذ گرديده؛ اما شيطان ايشان را به اين مسير كشانيده است. بعضي هنديان معتقدند كه بهشت سي و دو درجه است و اهل بهشت در پايين ترين درجه چهار صد و سي و سه هزار وششصد و بيست سال مي مانند، و در درجة بعدي دو برابر و همچنين تا آخر... و نيز جهنم سي دو دو درجه است كه شانزده قسمتش زمهرير است با انواع عذاب آن و شانزده قسمتش آتش است با انواع عذاب آن.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] سوره مؤمنون، آيهء 24.

[2] سوره يونس، آيهء 2. 

[3] سوره انعام، آيهء 9.

[4] سوره آل عمران، آيه 49. 
تلبيس ابليس بر يهود

ابليس يهوديان را در خيلي چيزها فريفته است كه بعضي را به عنوان نمونه ذكر مي كنيم. از آن جمله است تشبيه خالق به خلق. ابوعبدالله بن حامد نقل مي كند كه يهود می پندارند، خداوند مردي است كه از نور كه بر كرسي نور نشسته و بر سرش تاجي از نور است و همة اعضايش مثل آدمي است. ديگر از فريبهاي ابليس بر يهود اين است كه گفته اند: عُزَير فرزند خداست، و اگر مي دانستند كه حقيقت فرزندي چيست و فرزند در واقع جزئي از پدر و مادر است ولازم مي آيد كه خداوند داراي اجزاء متعدد بوده است عُزَير با طعام زنده بوده است در حالي كه خدا چنين نيست و همه چيز قائم به وجود خداست. و در مورد عُزَير از آن رو دچار اشتباه شدند كه او بعد از مرگ زنده شد و تورات را از حفظ خواند[1]. ديگر از فريبهاي ابليس بر يهوديان اينكه پس از نجاتشان از چنگ فرعون و ديدن آن همه معجزات از موسي (عليه السلام) باز هم با مشاهدة اقوامي كه بت مي پرستيدند از موسي (عليه السلام) تقاضا نمودند كه براي ما هم خداياني مثل اينان قرار بده[2]، و چون موسي (عليه السلام) منعشان كرد آن هوس در دلشان باقي بود تا به صورت پرستش گوسالة زرين جلوه نمود. و اين همه دو انگيزه داشت: يكي جهل ايشان نسبت به عظمت خالق[3]، ديگر غالب بودن «حس» بر ايشان و دور بودن از عقل. 

ديگر از فريبهاي ابليس بر يهود آن است كه معتقدند شرايع نسخ نمي شود، با آنكه خودشان مي گويند در شريعت آدم ازدواج با خواهر مجاز بوده همچنانكه كار كردن در روز شنبه جايز بوده و هر دو در شريعت موسي (عليه السلام) ممنوع است. 

ديگر آنكه مدعي شده اند كه جهنم جز چند روزي ما را نمي سوزاند[4]، و آن به تعداد روزهايي است كه گوساله پرستيدند! ديگر انكار ايشان است از نشانيها، همچنانكه با موسي (عليه السلام) نيز مخالفت مي ورزيدند و داود (عليه السلام) را متهم به عشقبازي با زن « اوريا» كردند[5]. روايت است كه پيغمبر ما – ص – يك يهودي جوان دانشمند به نام عبدالله بن صوريا را سوگند داد كه آيا به راستي دعوت من آگاهي داريد، گفت: آري، اما حسد نمي گذارد اقرار نمايند و داستانهاي مشابهي در اين مضمون هست كه تسلط شيطان را بر يهود در انكار حقاينت پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) مي رساند كه با وجود بشارت بر آن حضرت پيش از بعثت، پس از بعثت مي گفتند: اين او نيست!

 

تلبيس ابليس بر نصارى

فريبهاي ابليس بر مسيحيان فراوان است از آن جمله اين پندار كه خداوند را جوهر انگارد، چنانكه يعقوبيه و ملكيّه و نسطوريه گفته اند: خدا جوهر واحدي است در سه اقنوم يعني اب و ابن و روح القدس؛ بعضي گفته اند اقانيم خواص است و بعضي گفته اند صفات است و بعضي گفته اند اشخاص است. غافل از اينكه اگر خدا جوهر باشد بايد آنهايکه بر جوهر جايز است از قبيل جاي گرفتن در مكان و زمان و جنبش و آرامش بر خدا روا باشد؛ گذشته از آنكه بعضي مسيحيان خدا را همان مسيح و مسيح را همان خدا پنداشته اند. 

ابومحمد نوبختي گويد: ملكيّه و يعقوبيه پندارند كه فرزند مريم، خداست. و بعضي ديگر را شيطان بدين گونه فريفته كه وي پسر خداست و بعضي گفته اند مسيح دو جوهر است يكي قديم و ديگري مُحْدَثْ، و با اين حال اقرار دارند كه مسيح محتاج به طعام بوده ونيز وي را به صليب كشيده اند و نتوانسته از خود رفع آزار نمايد، و گويند اينها مربوط به جنبة ناسوتي مسيح است. مي توان پرسيد كه چرا جنبة لاهوتيش از جنبة ناسوتيش دفاع نكرده؟

ديگر از فريبهاي شيطان بر مسيحيان، انكار ايشان است حقانيت پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) ما را با آنكه در انجيل بشارت به آن حضرت آمده بوده است. 

بايد دانست كه بعضي اهل كتاب (يهود و نصارى) حقانيت پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) ما را قبول دارند الاّ اينكه مي گويند او مبعوث بر عرب بوده است و اين فريب ديگري است از شيطان؛ زيرا اگر حضرت را به پيغمبري قبول دارند پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) خود فرموده است: «بعثت إلي الناس كافة» و نيز بر قيصر و كسري و ديگر فرمانروايان عرب نامه نوشته و به اسلام دعوتشان كرده است. 

ديگر از فريبهاي ابليس بر يهود و نصارى آنكه خود را فرزندان و دوستان خدا مي خوانند[6]. و مي گويند: به همين سبب خداوند ما را عذاب نمي فرمايد. پاسخ اين است كه محبت خدا از سنخ محبت بشري نيست، حال آنكه اگر از اين قبيل هم بود پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) خطاب به فاطمه (رضی الله عنها) فرمود: «لا أغني عنك من الله شيئاً».

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] براي نمونه رك: تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي، دانشگاه تهران، ص 356.- م. 

[2] ﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهاً كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ﴾. (سوره اعراف، آيه 138). «و بنى اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بتهايشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در اين هنگام، بنى اسرائيل) به موسى گفتند: تو هم براى ما معبودى قرار ده، همان‏گونه كه آنها معبودان (و خدايانى) دارند! گفت: شما جمعيّتى جاهل و نادان هست