قره، آيه 146. 

[3] سورة‌ طه، آية‌82. یعنی: «و بيگمان من بسيار آمرزنده‏ام براى كسى كه توبه آرد».

[4] سوره انبياء، آيه 28. یعنی: «و شفاعت نمى‏كنند مگر براى كسى كه [خداوند] بپسندد».

[5] سوره هود، آيه 46. 

[6] امام احمد بن حنبل از كساني بود كه در قضية «محنة» (تقتيش عقايد دربارة قديم بودن يا مخلوق بودن قرآن) دستگير و زنداني شد و تازيانه اش زدند زيرا تسليم اين نظريه نشد كه قرآن مخلوق است؛ و صوفيه از اين بابت وي را ستوده اند. (مثلا رك: كشف المحجوب هجويري، ص 145).- م. 

[7] مصحح كتاب، خيرالدين علي، نوشته است «خليدي نسبت است به خالد، بر خلاف قياس». بايد توجه داشت كه در رسالة‌ مناقب الترك و عامة جندالخلافة‌ جاحظ، ضمن دسته جات ماجراجويان و گردنكشان و آشوبگران شهر بغداد كه نام برده (بدون ذكر كلمة عيار يا فتي يا شطار از «خليدة» ياد كرده است و احتمالا منسوب به محله اي بوده اند (رك: رسائل الجاحظ، عبدالسلام هارون، قاهره، 1964، ج1 ص 27). درحواشي طه الجاجري بر البخلاء جاحظ (ص 326) خليديه را منسوب به محله اي در بغداد مي داند، ضمناً قول فان فلوتن را (كه خليديه را به معناي حبس ابديها گرفته) رد مي كند و از ثعالبي نقل مي كند كه خليديه و اهل شطارت در يك رديف آورده است.- م.

[8] «ليلة الرغائب» اولين شب پنجشنبه از ماه رجب است، و در آن بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مستحب به جا مي آورند، اين نماز سنت نيست و بدعت است به سال 448 هـ در بيت المقدس آن را برساختند (بااستفاده از حاشية مصحح كتاب).- م. ابليس مالداران را از چهار راه مي فريبد: 

اول اينكه – مقيد نيستند از كجا پول در آورند، اين است كه ربا در معاملات شيوع دارد و نمي دانند كه اكثر معاملاتشان خلاف شرع است، چنانكه پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) فرمود: زماني بيايد كه شخص باك ندارد مال از كجا مال به دست مي آرد، حلال يا حرام.

دوم اينكه- در انفاق بخل مي ورزند، زكات نمي دهند و مي گويند:‌ خدا مي بخشد. بعضي قدري از زكات را مي پردازند و مي پندارند كه همان از بقيه نيز بسنده است. بعضي كلاه شرعي مي سازند يعني پيش از آنكه سر سال برسد آن را به يكي از نزديكان هبه مي نمايد و بعد از گذشتن سر سال آن را مسترد مي دارد! بعضي به فقيري جامه اي مي دهند كه دو دينار مي ارزد و آن را به پاي زكات، ده دينار حساب مي كنند با اين تصور جاهلانه كه خلاص يافته اند و بريء‌الذمه شده اند. بعضي مال يا پول بد ]‌يعني نامرغوب؛ كم عيار[ رابه جاي مال و پول خوب مي دهند؛ بعضي كسي را كه بناست به او زكات داده شود در طول سال به كار مي كشند و پولي را كه در واقع اجرت اوست به جاي زكات مي پردازند؛ بعضي هم هستند كه زكات واجب را درست و كامل مي دهند اما شيطان وسوسه شان مي كند كه همين واجب تو را بس؛ و از ثواب صدقة مستحب دادن محرومشان مي دارد؛ و آخر آن مال براي ديگران مي ماند! از ابن عباس نقل است كه گفته: اول بار كه سكه زدند شيطان آن را برداشت و بوسيد و برچشم گذاشت و بر ناف ماليد وگفت: ‌«به وسيلة‌ تو آدميان را به طغيان و كافري وا مي دارم» و شيطان از آدم پولدوست بيشتر خشنود است تا از شيطان پرست! و هم از او نقل كرده اند كه گفت:‌ شيطان به سراغ آدميزاد مي آيد و از هر راه وسوسه اش مي كند وقتي عاجز شد مي رود روي پولهاي وي مي خوابد و نمي گذارد انفاق نمايد. 

سوم اينكه- فراواني مال را فضيلتي مي پندارند و غني را برتر از فقير مي انگارند. حال آنكه مال (نقره و طلا و جواهر) سنگي بيش نيست و فضايل در درون انسان بايد باشد و توانگري راستين در غناي روحي است. 

چهارم اينكه- مال را به اسراف خرج مي كنند، مثل ساختمانهاي افزون بر نياز و آراستن و نقاشي در و ديوار خانه و حياط، ونيز پوشيدن جامه هاي گرانبها كه شخص را به سرگراني و خود بزرگ بيني بكشاند، يا ولخرجي و ريخت و پاش در خوردنيها؛ و اين همه بالأخره از حرام و مكروه خالي نمي تواند باشد و نبايد باشد و بايد نزد خدا جواب بگويد. چنانكه از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه فرمود:‌ «اي آدميزاده، به روز قيامت، سر پا در پيشگاه خدا نگهت مي دارند تا بپرسند:‌ عمرت را در چه چيز صرف كرده اي؟ تنت را چگونه و براي چه پوشانده اي؟ مالت را از كجا آورده اي و در كجا خرج كرده اي؟».

كساني هم هستند كه براي پل سازي و مسجد سازي پول مي دهند اما قصدشان اين است كه مردم ببينند و نقل كنند، از اين جهت اسم خود را برآنچه ساخته اند نقش مي نمايند، واگر بنا باشد كه نوشته نشود نمي سازند!

و نيز كساني هستند كه براي روشناني شبهاي ماه رمضان در مساجد شمع مي دهند اين براي جلب ستايش مردم است؛ همان مساجد در طول سال تاريك است و از دادن روغن چراغ اندكي دريغ مي ورزند چون به اندازة ‌اهداي شمع در ماه رمضان ستايش انگيز نيست. حقيقت آنكه اگر پول شمع را براي رفع نياز فقرا صرف كنند بهتر است، بخصوص كه در ماه رمضان به حد افراط و اسراف شمع مصرف ميشود، اما چاره چيست؟ «ريا» كار خود را مي كند!

و نيز كساني هستند كه به فقير جلو چشم مردم كمك مي كنند تا هم فقير را خوار كرده باشند و هم خويش را در معرض ستايش مردم قرار داده باشند، كه هر دو قصد نارواست. بعضي كسان دينار سبك وزن يا بدلي را جلو چشم مردم صدقه مي دهد كه بگويند: «يك دينار به فقير داد»، حال آنكه شايستگان قديم دينار سنگين وزن را در پاره كاغذي كوچك مي پيچيدند و پنهاني به فقير مي دادند و او نخست مي پنداشت «خُرده» است كه در كاغذ پيچيده اند وقتي مي گشود و مي ديد ديناري است شاد مي شد و شايد مي پنداشت كه دينار سبك وزن است چون وزن ميكرد و مي ديد از دينار معمولي هم سنگين تر است بيشتر شادمان مي گرديد و بدان گونه آن صدقه دهنده هر بار ثواب چند باره مي برد. 

بعضي هستند كه اصرار دارند صدقه را به بيگانه بدهند، حال آنكه نيكي بر خويشاوندان اجرتش بيشتر است، زيرا هم صدقه است و هم صلة رحم؛ و بعلاوه اگر با آن خويشاوند خصومتي هم داشته باشد و به او نيكي كند ثواب مجاهدة با نفس هم مي برد، كه از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است فرمود: «بهترين صدقه آن است كه به خويشاوندي نيازمند كه با تو قطع رابطه كرده است بدهي»، پيداست كه چنين صدقه اي فقط براي خداست و هيچ گونه محبت خويشاوندي در آن دخيل نيست. 

كساني هستند كه صدقه مي دهند اما از دادن خرجي خانة ‌خود دريغ دارند يا بر عيال خود تنگ ميگيرند. پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) فرمود: «بهترين صدقه آن است كه از روي توانگري باشد؛ و از عائلة‌ خود شروع كن». و نيز از حضرت روايت است كه روزي فرمود: «تصدق كنيد. مردي گفت: من يك دينار دارم. حضرت فرمود: ‌براي خودت خرج كن (بر خودت تصدق كن)، گفت:‌ دينار ديگري دارم. فرمود:‌ براي زنت خرج كن. گفت:‌ دينار ديگري دارم فرمود: براي فرزندانت خرج كن. گفت:‌ ديناري ديگري دارم. فرمود: براي خادمت خرج كن. گفت:‌ دينار ديگري دارم. فرمود: خودت به آن بيناتري (يعني خودت بهتر مي داني كه چطور تصدق بدهي)». 

بعضي براي حج ]‌مستحبي[ پول فراوان خرج مي كنند و شيطان در نظرش چنين 