 پناهگاه‌مسلمين‌ است‌. (نهج‌ البلاغه‌، ج‌2 ص‌18) سپس‌ حضرت‌ علي‌ به‌ او گفت‌: اگر عجمها ترا ببينند مي‌گويند اين‌ ريشه‌ ونقطه‌ قوت‌ اعراب‌ است‌ و اگر ريشه‌ را قطع‌ كرديد در امان‌ خواهيد بود. عمر رأي‌ را پذيرفته‌ و به‌ جنگ‌ نرفت‌. (نهج‌البلاغه‌ ج‌2 ص‌30) 
همچنين‌ در نهج‌ البلاغه‌ ج‌3، ص‌2 آمده‌ است‌ كه‌ علي‌ گرهي‌ از مردم‌ را ديد كه‌ بدگوئي‌ عثمان‌ را مي‌كردند. حضرت‌ علي‌ايشان‌ را مذمت‌ نمود و مي‌گفت‌: مردم‌ بدگوئي‌ او را مي‌كنند و من‌ مردي‌ از مهاجرين‌ بودم‌ كه‌ سعي‌ بسيار در دلجوئي‌ اومي‌كردم‌. 
علي‌ (رض‌) از شدت‌ دوستي‌ خلفاي‌ ثلاثه‌ سه‌ تن‌ از فرزندان‌ خويش‌ را بنام‌ آنها نامگذاري‌ كرد، به‌ نامهاي‌ ابوبكر، عمر وعثمان‌. گرچه‌ عامه‌ شيعيان‌ از اين‌ حقايق‌ آگاه‌ نيستند اما كتابهاي‌ شيعيان‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اقرار دارند. مانند كتابهاي‌ اعلام‌الوري‌ طبرسي‌ ص‌302، ارشاد المفيد 186، تاريخ‌ يعقوبي‌ ج‌2 ص‌213، مقاتل‌ الطالبين‌ ابي‌ فرج‌ اصفهاني‌ ص‌142،كشف‌ الغمه‌ اردبيلي‌ ج‌2 ص‌64 و جلاء العيون‌ مجلسي‌ ص‌182. 
در جايي‌ ديگر علي‌ (رض‌) اصحاب‌ پيامبر (ص‌) را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند: 
من‌ ياران‌ محمد (ص‌)     را ديدم‌، هيچكس‌ از شما مثل‌ آنها نيست‌. ايشان‌ صبح‌ مي‌كردند ژوليده‌ موي‌ و غبار آلود، شبها درقيام‌ و سجود بودند، غروبها پيشانيهايشان‌ بر خاك‌ بود. از ياد روز قيامت‌ بر شعله‌هاي‌ آتش‌ مي‌ايستادند. پيشانيهايشان‌در اثر سجده‌هاي‌ طولاني‌ سائيده‌ شده‌ بود و از ذكر خدا اشك‌ بر چشمانشان‌ جاري‌ مي‌شد و گريبانهايشان‌ را تر مي‌كرد.
از ترس‌ خدا و اميد ثواب‌ او چنان‌ مي‌لرزيدند كه‌ درختان‌ از باد و طوفان‌ (نهج‌ البلاغه‌ ص‌190 ـ189)
حسين‌ (رض‌) نيز فرزندانش‌ را ابوبكر و عمر نام‌ نهاد و فرزندان‌ حسين‌ هم‌ براي‌ گراميداشت‌ ابوبكر و عمر فرزندان‌ خودرا به‌ اين‌ اسامي‌ نام‌ نهادند و اين‌ واقعيتي‌ است‌ كه‌ علماء شيعه‌ نيز در كتابهايشان‌ به‌ آن‌ اعتراف‌ كرده‌اند. ملاحظه‌ كنيداعلام‌ الوري‌ ص‌213، تاريخ‌ يعقوبي‌ ج‌2 ص‌228، مقاتل‌ الطالبين‌ ص‌78 و 116، التنبيه‌ والاشراف‌ مسعودي‌ (شيعي‌)ص‌263 و جلاء العيون‌ مجلسي‌ ص‌582. 
موسي‌ بن‌ جعفر كه‌ بنابر اعتقاد شيعه‌ امام‌ هفتم‌ است‌، يكي‌ از فرزندان‌ خود را ابوبكر نام‌ نهاد. كتاب‌ كشف‌ الغمه‌ ج‌2ص‌217 و مقاتل‌ الطالبين‌ ص‌561 اين‌ موضوع‌ را ذكر كرده‌اند. همچنين‌ امام‌ مذكور دخترش‌ را عائشه‌ نام‌ گذاشت‌. پدربزرگ‌ او علي‌ بن‌ حسين‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ نيز دخترش را عائشه ناميده بود (كشف الغمه والفصول الهمه صـ: 283) همچنين امام دهم شيعيان علي بن محمد هادي پسري بنام حسن و دختري بنام عائشه داشت. (كشف الغمه جـ: 2 صـ: 324 والفصول المهمه صـ: 283).
عبد الله بن جعفر بي أبي طالب فرزندش را ابوبكر نام‌ نهاد. (مقاتل‌ الطالبين‌ ص‌123) حسن‌ بن‌ علي‌ سه‌ فرزند داشت‌ كه‌ يكي‌ از آنها عمر نام‌ داشت‌. (تاريخ‌ يعقوبي‌ ج‌2 ص‌228 و عمدة‌ الطالب‌ ص‌81 و الفصول‌ المهمه‌ ص‌166).
اين‌ همه‌ دال‌ بر اين‌ است‌ كه‌ موضع‌ شيعيان‌ نسبت‌ به‌ اصحاب‌ پيامبر (ص‌) موضع‌ اهل‌ بيت‌ نيست‌! و گرنه‌ آيا از شيعيان‌كسي‌ هست‌ كه‌ فرزندانش‌ را ابوبكر يا عائشه‌ يا عمر نامگذاري‌ كند؟ با توجه‌ به‌ اينكه‌ اهل‌ بيت‌ اين‌ كار را كرده ‌اند ما در اينجا ادعاي‌ دوستي‌ و ارادت‌ شيعيان‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ بيت‌ را امتحان‌ كرده‌ و مي‌گوئيم‌: از اهل‌ بيت‌ در نامگذاري‌ فرزندانتان‌ بنام‌ خلفاي‌ سه‌ گانه‌ و عائشه‌ پيروي‌ كنيد وگرنه‌ ادعاي‌ ارادت‌ و پيرويتان‌ از اهل‌ بيت‌ جز ادعائي‌ بي‌ محتوا و عاري‌ از حقيقت‌ چيز ديگري‌ نخواهد بود. 
طبرسي‌ از امام‌ باقر روايت‌ مي‌كند كه‌ گفت‌: من‌ منكر فضيلت‌ عمر نيستم‌ اما ابوبكر از عمر افضل‌ است‌ (الاحتجاج‌طبرسي‌ ص‌230) 
مردي‌ از محمد بن‌ علي‌ متعجب‌ شد وقتي‌ ديد او ابوبكر را متصف‌ به‌ صديق‌ مي‌كند و پرسيد آيا تو نيز او را موصوف‌ به‌صديق‌ مي‌كني‌؟ محمد بن‌ علي‌ گفت‌: بلي‌، و هر كس‌ او را صديق‌ نگويد قولش‌ را در دنيا و آخرت‌ تصديق‌ نخواهد كرد(كشف‌ الغمه‌ ج‌2 ص‌174)
تمام‌ رواياتي‌ كه‌ ذكر مي‌شود توسط‌ بزرگترين‌ و برجسته‌ترين‌ علماء و مراجع‌ شيعه‌ در مهمترين‌ كتب‌ ايشان‌ روايت‌ شده‌است‌ و ما از منابع‌ خود شيعيان‌ استدلال‌ مي‌كنيم‌. از جعفر بن‌ محمد امام‌ ششم‌ شيعيان‌ روايت‌ است‌ كه‌ زني‌ داناخدمت‌ ايشان‌ رسيد و از او در مورد ابوبكر و عمر سوال‌ نمود. محمد بن‌ جعفر در جواب‌ آن‌ زن‌ گفت‌: آن‌ دو را دوست‌بدار. آن‌ زن‌ گفت‌: من‌ آنگاه‌ كه‌ به‌ ملاقات‌ پروردگارم‌ شتافتم‌ به‌ او مي‌گويم‌ تو مرا به‌ دوستي‌ آنها امر كرده‌ بودي‌. امام‌ درجواب‌ گفت‌: بلي‌ (الكافي‌، الروضه‌، ج‌8 ص‌101) 
جعفر صادق پيوسته‌ مي‌گفت‌: ولدني‌ ابوبكر مرتين‌. بخاطر اينكه‌ نسبت‌ جعفر صادق از دو طرف‌ به‌ ابوبكر مي‌رسد. اول‌از طريق‌ مادرش‌، فاطمه‌ بنت‌ قاسم‌، كه‌ قاسم‌ فرزند ابوبكر است‌. و دوم‌ از طريق‌ مادربزرگش‌ اسماء بنت‌ عبدالرحمن‌ بن‌ابوبكر كه‌ مادر فاطمه‌ مي‌باشد. (عمدة‌ الطالب‌ ص‌195 چاپ‌ ايران‌ و الارشاد المفيد ص‌186 و الكافي‌، الحجه‌، ج‌1ص‌472)
مسعودي‌ مي‌گويد: عثمان‌ در حال‌ تلاوت‌ قرآن‌ كشته‌ شد. زنش‌ فرياد برآورد كه‌ اميرالمؤمنين‌ را كشتند. آنگاه‌ حسن‌ وحسين‌ داخل‌ خانه‌ آمدند و عثمان‌ را در حالي‌ يافتند كه‌ روحش‌ پرواز كرده‌ بود و بر او گريستند. اين‌ خبر به‌ علي‌، طلحه‌ و زبير (رضي‌ الله عنهما) رسيد علي (رضي الله عنه) به درون خانه آمد در حاليكه پريشان و غمگين بود بر صورت حسن سيلي زد و مشتي بر سينه حسين كوبيد و گفت: امير المؤمنين چگونه كشته شد, در حاليكه شما نزديك خانه بوديد و به محمد بن طلحه ناسزا گفت و عبد الله بن زبير را لعنت كرد. (مروج‌ الذهب‌ مسعودي‌ ج‌2 ص‌344)
ابوالفرج‌ اصفهاني‌ در مقاتل‌ الطالبين‌ چاپ‌ دارالمعرفة‌ بيروت‌ ص‌87 و 142، اردبيلي‌ در كشف‌ الغمه‌ ج‌2 ص‌64 ومجلسي‌ در جلاء العيون‌ ص‌582 مي ‌نويسند: ابوبكر فرزند علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ در ركاب‌ برادرش‌ امام‌ حسين‌ در كربلا به‌شهادت‌ رسيد همچنانكه‌ فرزند امام‌ حسين‌ كه‌ او نيز ابوبكر نام‌ داشت‌ در همين‌ نبرد شهيد شد. در ساير تأليفات‌ شيعه‌ ازجمله‌ تنبيه‌ والاشراف‌ ص‌263 و كشف‌ الغمه‌ ج‌2 ص‌74 هم‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اعتراف‌ شده‌ است‌. مجلسي‌ در كتاب‌ جلاء العيون‌ ص‌582 مي‌نويسد: عمر فرزند امام‌ حسن‌ از جمله‌ كساني‌ بود كه‌ در كربلا در ركاب‌ عموي‌ خود امام‌ حسين‌ به‌شهادت‌ رسد. اصفهاني‌ در ان‌ مورد با گفته‌ مجلسي‌ موافق‌ نيس