ر کس که براساس قرآن و سنت سخن بگويد پس او بر حق است و هر کس که از غير قرآن و سنت سخن مي‌گويد پس او هذيان مي‌گويد. امام نووي مي‌گويند: از آن جمله: به کار بردن سعي و کوشش در ياري کردن حديث رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- و پيروي از آن و جمع‌آوري احاديث متفاوت در مورد يک مسألة خاص و برطرف کردن اختلافات بين اين احاديث و يا جمع کردن بين اين احاديث با مهارت خاصي، تا آنجايي که وقتي به عراق آمدند او را ناصرالحديث (ياري‌دهندة حديث) نام نهادند و علماء و فقهاء خراسان لقب «أصحاب‌الحديث» را بر پيروان شافعي نهاده‌اند. با اين حال امام شافعي به خاطر اينکه هيچ بشري احاطة کامل بر علوم ندارد جنبة احتياط را رعايت کرده و هميشه توصيه به عمل کردن به حديث صحيح و ترک کردن قول وي در زماني که اين قول با حديث صريح و ثابتي تناقض داشته باشد مي‌کند و پيروان امام شافعي در برابر فتاواي که مخالف با حديث بوده به اين وصيت عمل کرده و حديث را مقدم بر قول امام شافعي کرده‌اند(4) .
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية و النهاية.
2) هر عملي غير از قرآن بي‌فايده است، مگر حديث و فقه در دين، علم آن چيزي است که در آن از حديث گفته شود، و غير از اين وسواس شيطان است.
3) البداية و النهاية.
4) مقدمة المجموع امام نووي.همانطور که قبلاً گفتيم امام شافعي به خاطر پيروي شديد از حديث رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- به ناصرالحديث لقب داده شد و همچنين به خاطر اين بود که امام شافعي هر قول و اجتهادي که مخالف با حديث بود مردود مي‌شمرد و هيچ‌کس را در مقام مقايسه با رسول‌الله نمي‌ديد تا قول او در برابر حديث رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- ارزش داشته باشد و هنگامي که حديثي صحيح به او مي‌رسيد که حکم آن حديث منسوخ نشده باشد(1)  آن حديث را لازم‌الاتّباع مي‌دانست. و اين از سخنان و بحث‌هاي امام آشکار مي‌باشد و عبدالملک بن عبدالحميد بن مهران مي‌گويند: امام احمد به من گفتند: چرا کتاب‌هاي شافعي را مطالعه نمي‌کني؟ هيچ‌کدام از مؤلفين تابع‌تر از شافعي براي حديث و سنت رسول‌الله نيست. احمدبن حنبل مي‌گويند: بهترين کار امام شافعي اين بود که وقتي که حديثي قبلاً نشنيده بود به آن دست مي‌يافت فوراً براساس اين حديث فتوي مي‌دادند و از رأي خود باز مي‌گشتند.
و امام شافعي مي‌گويند: هر کدام از ما حديثي از احاديث رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- بر او مخفي مي‌ماند پس هر فتوايي که بدهم و يا قاعده‌اي را بيان کنم که حديث رسول‌الله با آن مخالف است پس قول، قول رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- است و آن حديث هم رأي من مي‌باشد. ربيع از شافعي نقل مي‌کنند که: هنگامي که در کتابم خلاف سنت رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- را يافتيد پس از سنت رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- پيروي کنيد و سخن من را ترک کنيد: و از او اين جمله مشهور شده است: 
«إذا صحّ الحديثُ فهوَ مذهبي»(2) .
ابن حجر اين واقعة زير را که دلالت بر پيروي و التزام شديد شافعي به حديث و سنت رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- مي‌باشد نقل مي‌کند که:
مردي از شافعي دربارة مسأله‌اي سؤال کرد که امام جواب او را داد که رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- اين چنين مي‌فرمايند. آن شخص گفت: آيا اين فتوي توهم هست؟ شافعي گفتند: اين را بنگر. آيا در لباسم علامت و نشانة غيرمسلمانان را مي‌بيني؟ آيا مرا در حالي که از کليسا خارج مي‌شدم ديده‌اي؟ مي‌گويم: رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- اين چنين مي‌فرمايند و مي‌گويي: رأي تو چيست؟(3) 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) منسوخ: آيه و يا حديثي است که به دستور خداوند به خاطر رفاه حال مؤمنين و در زمان رسول‌الله حکم آن از بين رفته و حکمي جديد جاي حکم قبلي را گرفته که به اين حکم جديد ناسخ مي‌گويند: و امکان دارد اين حکم جديد از حکم قبلي آسان‌تر باشد مانند نسخ عده زن شوهر مرده از يک سال به چهارماه و ده روز و يا از حکم قبلي سنگين‌تر باشد: مانند نسخ زنداني کردن زاني.
2) هنگامي که حديث صحيح باشد پس آن مذهب من است.
3) توالي التأسيس.فضل
ائمة اربعة اهل سنت
رضی‌الله عنهم

نویسنده: 
جلال‌الدین عباسیابن کثير مي‌گويند: بسياري از بزرگان ائمه، امام شافعي را مورد ستايش قرار داده‌اند از آن جمله: عبدالرحمن بن مهدي که از شافعي خواست کتابي در اصول فقه تأليف کند که امام شافعي نيز کتاب «الرساله» را نوشتند و براي امام شافعي در نماز دعا مي‌کردند و از آن جمله استادش مالک بن انس و قتيبه بن سعيد که مي‌گويند: شافعي امام هستند، از آن جمله سفيان بن عيينه و يحيي بن سعيد قطان که در نماز براي امام شافعي دعا مي‌کردند و ابوعبيد که مي‌گويد: فصيح‌تر و عاقل‌تر و باتقواتر از شافعي نديده‌ام(1) .
داودبن علي ظاهري کتابي در فضائل امام شافعي نوشته که در آن مي‌گويد: شافعي خصلت‌هاي نيکويي دارد که غير او ندارد از آن جمله: شرف نسب، صحت دين و عقيده، سخاوت نفس و آگاهي به صحيح و يا ضعيف يا ناسخ و منسوخ بودن حديث و حفظ بودن قرآن و حديث و زندگي خلفاء و کتاب‌هاي مفيد و شاگردان و ياران خوب همانند احمدبن حنبل که در زهد و تقوي و پيروي از حديث مشهور است.
احمد بن حنبل مي‌گويند: فصيح‌تر و بافهم‌تر از شافعي نديده‌ام(2) . اين‌اند که از فضائل امام و اقوال علماء دربارة او مي‌باشد که مناسب با اين کتابچة مختصر مي‌باشد.
-------------------------------------------------------------------
1) البداية و النهاية.
2) توالي التأسيس.*	کسي که برادر خود را در پنهاني پند دهد يقيناً او را نصيحت و آراسته کرده است و کسي که برادر خود را علناً پند دهد يقيناً او را سرشکسته و خوار کرده است.
*	و به ربيع مي‌گويد: اي ربيع، از سخنان بيهوده پرهيز کن زيرا زماني که يک کلمه از دهانت خارج شد ديگر تو اختيار آن را نداري و او اختيار تو را دارد.
*	اگر تمام سعی و کوشش خود را به کار ببری تا مردم را راضی کنی نخواهی توانست پس عمل و نیت خود را برای خدا خالص کن.
*	وقار و سنگینی در هنگام تفریح از نادانی است(1) .
*	مشکل ترین کارها سه چیز است: بخشش هنگام تنگدستی، تقوی و ترس از خداوند در خلوت و تنها بودن، گفتن کلمه حق در نزد کسی که از او امید و ترس داری(2) .
---------------------------------------------------------------------------------
1) منظور امام شافعی این است که هر کاری جای مناسبی دارد پس کسی برای تفریح به صحرای رود باید احساس  شادمانی کرده و خوش باشد.
2) جمع آوری شده از کتاب توالی التاسیس و مقدمه المجموع.*	طلب علم بهتر از نماز سنت است.
*	کسی که خواهان دنیا است پس علم بیاموزد و کسی هم که خواهان آخرت است علم بیاموزد.
*	هیچ چیز بعد از انجام دادن فرائض، بنده را بهتر از علم به خداوند نزدیک نمی کند.
*	کسی که علم را بدون دلیل و مدرک طلب می کند همانند کسی است که در شب به جمع آوری هیزم مشغول است. پشته ای از هیزم را جمع کرده و در آن ماری هست که او را خواهد گزید و او نمی داند.امام شافعی در مصر مریض شدند، و بیماری او بس