 به مردم چنين وانمود کرده‌اند که ديانت آمده است تا عده‌اي قاضي بشوند و عده‌اي واعظ و عده‌اي مفتي و اين بر خلاف روش سلف صالح است. امام محمد غزالي همچنين مخالف سرسخت فلسفي کردن دين است. وي معتقد بود که فلسفه آن هم به روش ارسطو هيچگاه نمي‌تواند بعضي از مسائل ديني مانند مسائل ماوراء الطبيعه را شرح دهد. بعلاوه اين کار موجب خواهد شد که نوعي بردگي ديني بوجود آيد. به علت آشنايي اکثريت مردم با فلسفه و در نتيجه آنها ناچار مي‌شدند براي فهم دين به دست‌بوسي و پابوسي فلاسفه بروند همچنان که در مذهب تصوف اين رسم برقرار است. اين تنها امام محمد غزالي نبود که مخالف فلسفي‌سازي دين بود بلکه قرن‌ها قبل از او در دوران مأمون خليفه نهضت ضد فلسفه ارسطو به راه افتاده بود توسط عده‌اي از دانشمندان اسلامي که به اخوان الصفا مشهورند. اين دانشمندان براي اينکه تحت تعقيب قرار نگيرند رسالات خود را بدون نام و نشان مي‌نوشتند. آنها در صفحه 352 جلد دو رسالات تأکيد داشتند. آدم کامل کسي است که در دين عربي، نسبت ايراني و مذهب حنفي باشد. فلسفه ارسطو در حقيقت تعطيلي علم است چرا که با پرداختن به مسائل نظري ورد تجربه به دور و تسلسل مي‌انجامد. مرتضي راوندي در کتاب تحولات اجتماعي در اروپا به نقل از جامعه‌شناسان بزرگ غربي مي‌نويسد(1): کليسا به توصيه آلبرت کبير (1280-1196 ميلادي) به محافل روحاني خود توصيه کرد که با ارسطو آشتي کنند. سن توماس (1274-1224 ميلادي) اين کار را انجام داد. اين جريان باعث رکود علمي پانصد ساله در اروپا شد زيرا آنان را به ذهن‌گرايي سوق داد. 
ديگر مخالفين فلسفه ارسطو عبارت بودند از 
- ابن رشد: قاضي ابوالوليد محمدبن احمدبن محمدبن احمدبن رشد قرطبي (520-595 ه‍. ق) فيلسوف بزرگ اسلامي در اسپانيا وي در کتاب تهافت التهافت به فلسفه ارسطو تاخته است. 
- ابوالبرکات هبة‌الله بن علي‌بن ملکا البغدادي: متوفاي 547 در کتاب‌هاي المصير و کتاب النفس يا تفسير کتاب النفس ارسطو. 
- عبدالکريم شهرستاني: دانشمند مشهور و نويسنده بزرگ در کتاب المصارعه در الهيات. 
- ابن غيلان بلخي: استاد حساب – هندسه – جبر – طبيعيات و الهيات. 
- امام فخر رازي: متکلم و طبيعي‌دان و فقيه نام ‌آور قرن ششم ه‍. ق. 
- سنايي غزنوي: بنيان‌گذار عرفان اسلامي: 
تاکي از کاهل نمازي اي‌حکيم زشت‌خوي
		همچو دو نان اعتقاد اهل يونان داشتن

صدق بوبکري و حذق حيدري کردن رها
		پس دل اندر زهره فرعون و هامان داشتن

عقل نبود فلسفه خواندن زبهر کاملي
		عقل چه بود جان‌بني‌خواه و بني‌خوان داشتن

دين و ملت ني و بجان حکمت دوختن
		نوح‌و‌کشتي‌ني‌و‌در‌دل عشق طوفان داشتن

مسلمانان مسلمانان مسلماني مسلماني 
		از اين آيين بي‌دينان پشيماني پشيماني

بميريد از چنين جاني کازو کفر و هوا خيزد
		ازيرا درجان جان‌ها فرونايد مسلماني

شراب حکمت شرعي خوريد اندرحريم دين
		که محرومند از‌اين‌عشرت هوس‌گويان يوناني

برون کن طوق عقلاني بسوي ذوق ايمان شو
		چه باشد حکمت يوناني پيش ذوق ايماني

- ابوريحان بيروني: دانشمند بزرگوار اسلامي که شرح حالش در دوران غزنوي آمده است. 
- فردوسي حکيم طوس 
- خاقاني: به حق فلسفه را تعطيلي علم مي‌داند: 
چشم بر پرده امل منهيد
		جرم بر کرده ازل منهيد

اي امامان و عالمان اجل
		هاء جهل از بر اجل منهيد

علم تعطيل مشنويد از غير
		سرّ توحيد را خلال منهيد

فلسفه در سخن مياميزيد
		و آنگهي نام آن جدل منهيد و..

و بسياري ديگر از دانشمندان اسلامي بر فلسفه پوچ ارسطو تاخته‌اند که تنها به ذکر چند تن از مشهورترين آنها بسنده شد. 
در اين ميان از آنجا که امام محمد غزالي در پيشرفت مذهب اهل سنت نقش اساسي داشت مورد هجوم قرار گرفته است. 
21- خواجه عبدالله انصاري 396-481 ه‍. ق: شيخ الاسلام عبدالله‌بن محمد الانصاري الهروي از اعقاب ابوايوب انصاري -رضی الله عنه- اصحابي مشهور است. در فقه پيرو امام احمد حنبل بود از آثار اوست: 
1- تفسير خواجه 2- ترجمه فارسي املاء طبقات صوفيه سلمي به لهجه هرات 3- مناجات‌نامه 4- نصايح 5- زادالعارفين 6- کنزالسالکين 7- قلندرنامه 8- محبت‌نامه 9- هفت حصار 10- رساله دل و جان 11- رساله واردات 12- الهي‌نامه. 
22- مفتي الثقلين 461-537 ه‍. ق: نجم‌الدين ابوحفص عمربن محمدبن احمد نسفي مشهور به مفتي الثقلين متبحر در فقه – حديث – تفسير بحث و جدل در هر کدام از اين علوم کتاب‌هايي نوشته است. در مجموعه آثارش باغ بر يکصد کتاب مي‌باشد. از مشهورترين کتاب وي بفارسي کتاب اعتقاد اهل سنت و جماعت مي‌باشد. 
23- امام احمد غزالي برادر امام محمد غزالي متوفاي 517 ه‍. ق: بدستور امام محمد غزالي رياست نظاميه بغداد را بعد از وي از 488 تا 498 به عهده داشت. 
24- قاضي حميدالدين عمربن محمودالبلخي قاضي القضات شهر بلخ متوفاي 559 ه‍. ق بعضي از آثارش عبارتند از 1- مقامات حميدي 2- وسيلة العفاة إلي اکفي الکفاة 3- حنين المستجيراني حضره المجير 4- منية الراجي في جوهر التاجي 5- سفرنامه مرو از اشعار اوست: 
هرسخني که آن نيست قرآن‌يا‌حديث مصطفي
		از مقامات حميدالدين شد اکنون ترهات

اشک اعمي‌دان مقامات حريري و بديع
		پيش آن درياي مالامال از آب حيات

شادباش اي عنصرمحموديان را روي، تو
		رو که محمود عصر ما بتان سومنات

از مقامات تو گرفصلي بخوانم بر عدد
		حالي از منطقي جذر اصم بايد نجات

عقل‌کلي خط تأمل کرد ازو، گفت اي‌عجب
		علم اکسير سخن داند مگر اقضي‌القضاة

ديرمان اي راي و قدرت عالم توحيد را
		آفتابي بي‌زوال و آسماني با ثبات

در اينجا به اين عده از دانشمندان در علوم ديني اکتفا مي‌کنم با توجه به اينکه هيچ عالم ديني از ديگر علوم زمانه همچون رياضي و طبيعي بي‌بهره نبوده است. 
.......................................
(1) تاريخ تحولات در اروپا، مرتضي راوندي، ص 334. شاعران اين دوران غالباً مرداني فاضل و دانشمند و زبان‌آور و جامع علوم زمان خود بودند ديوان‌هاي آنها شاهدي بر اين مدعاست. 
1- نظامي عروضي: احمدبن عمربن علي‌نظامي عروضي سمرقندي: طبيب – منجم – اديب از شاعران بزرگ ايران در قرن 6 ه‍. ق مهمترين اثر وي چهار مقاله يا مجمع النوادر مي‌باشد، که در بيان شرايط چهار طبقه سلاطين: دبيران – شاعران – منجمان – طبيبان نوشته شده است. 
2- فخرالدين گرگاني يا فخرالدين اسعد الجرجاني: عوفي در لباب الالباب مي‌نويسد: کمال فضل و جمال و هنر و غايت ذکاو ذوق در تأليف کتاب ويس ورامين ظاهر و مکشوف است. در بعضي از جنگ‌هاي همراه سلطان طغرل‌بيک سلجوقي بوده است. 
3- بابا طاهر عريان: راوندي در راحت الصدور مي‌گويد: وقتي طغر‌ل‌بيک در سال 447 ه‍. ق به همدان رفت، بر سر کوه کوچکي به بابا طاهر و بابا جعفر و باب حمشا برخورد با وزيرش ابونصر الکندري پيش آن سه نفر رفته دستهايشان را مي‌بوسد. بابا طاهر به او مي‌گويد: اي ترک، با خلق خدا چه خواهي کرد؟ سلطان گفت: آنچه تو فرمايي. بابا طاهر گفت: خداوند مي‌فرمايد: 
﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْأِحْسَانِ﴾
سلطان بگريست 