نوري: از دانشمندان بزرگ که در نحو و لغت و ادب و هندسه و حساب و نجوم استاد بوده است. متوفاي سال 281 ه‍. ق از آثار اوست: 1- الشعر و الشعراء 2- کتاب الفصاحة 3- کتاب النبات 4- اخبار الطول 5- وصايا. ابوحنيفه در رياضي نيز تأليفاتي داشته است. 
9- ابن قتيبه ابوعبدالله محمدبن مسلم الکوفي المرزي الدينوري: هم عصر ابوحنيفه دينوری (213-276 ه‍. ق) بود، ولادت وي در کوفه بوده است. و پدرش در مرو به علت داشتن شغل قضاوت مشهور به دينوري بوده است. تأليفات او مانند معاصرانش جامع جميع معارف و اطلاعات عصر بوده است. از آثار معروف وي: 1- ادب الکاتب 2- کتاب الشعر 3- عيون الأخبار. 
10- امام ابوداود سجستاني: 202-275 ه‍. ق از رجال و اکابر و مشاهير علماء و محدثين و حفاظ از امام محدثان عصر خود بود. آثار او عبارتند از 1- السنن 2- مراسيل ابي‌داود 3- التنزيل في الرسم 4- البعث والنشور 5- مسائل امام احمد 6- ستمية؟؟ الاخوة 7- سؤالات ابوعبيد آجري. و در زهد و تقوا مشهور بود (به نقل از تاريخ سيستان، ايرج افشار سيستاني، ص 914-913). 
 ...................................
(1) مطالب اين قسمت خلاصه شده از کتاب تاريخ ادبيات در ايران، جلد اول، تأليف ذبيع‌الله صفا مي‌باشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:36.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:37.txt">ابونصراحمد بن اسماعيل 295-301 </a><a class="text" href="w:text:38.txt">نصربن احمد 301-331 ه‍. ق ملقب به امير سعيد </a><a class="text" href="w:text:39.txt">نوح بن نصر 331-343</a><a class="text" href="w:text:40.txt">ابوالفوارس عبدالملک بن نوح 343-350 ه‍. ق </a><a class="text" href="w:text:41.txt">ابوصالح منصور بن نوح 350-366 </a><a class="text" href="w:text:42.txt">ابوالقاسم نوح‌بن منصور 366-387 معروف به الرضي </a><a class="text" href="w:text:43.txt">ابوالحارث منصور بن نوح 387-389 </a><a class="text" href="w:text:44.txt">القاب و اسامي اميران ساماني و زمان امارت هر يک </a><a class="text" href="w:text:45.txt">دانشمندان بزرگ دوران ساماني </a></body></html>سامانیان (1)
بنيان‌گذار حقيقي امارت سامانيان نصربن احمد بود. اولين پادشاه مستقل اين خاندان برادر او است، بنام اسماعيل بن احمد که مرکز امارتش بخارا بود. بعد از مرگ نصربن احمد (297 ه‍. ق) اسماعيل با شکست دادن عمروليث حکومت سامانيان را در ماوراء‌النهر مستقر ساخت. و حکومت نوبنياد بنام جد ايشان سامان حکومت ساماني ناميده شد. سامان از تخم بهرام چوبين بود. اسماعيل قبل از وفات برادر و بعد از مرگ او اکثر اوقات خود را با کفار حدود شمالي بلاد ساماني به جهاد و غزا مي‌گذارند. وقايع دوران امارت امير اسماعيل سه رشته است: 1- جنگ او با عمروليث صفاري و اسارت عمروليث بسال 287 ه‍. ق 2- جنگ او با محمدبن زيد داعي و لشکرکشي او توسط محمدبن هارون سرخسي به گرگان و طبرستان و فتح و ضميمه آندو استان به قلمرو ساماني در سال 287 ه‍.ق. 
3- لشکرکشي او براي دفع محمد هارون که در سال 288 بر اسماعيل عاصي شده بود. در نتيجه اين لشکرکشي ري و قزوين هم به تصرف اسماعيل درآمد. بعد از مراجعت از ري و قزوين اسماعيل بقيه ايام خود را صرف جهاد در ماوراء‌النهر با کفار آن ديار نمود. اسماعيل ساماني گذشته از شجاعت و همت و جوانمردي، مردي بسيار ديندار و خداترس بود. لشکريانش شب و روز به خواندن دعا و نماز و عبادت اشتغال داشتند و هدف اصلي وي در جنگ‌هايش جهاد بود. به همين خاطر بعضي از مؤرخان اسماعيل را سالار غازيان ناميده‌اند. 
سياست او در لشکريانش بي‌اندازه بود بطوري که سپاهيان وي جرأت هيچ گونه تجاوز و تعدي به مال مردم را نداشتند. در روزهاي برفي و سرد زمستان بر پشت اسبش مي‌نشست و به ميدان شهر بخارا مي‌رفت تا نماز عصر آنجا مي‌ماند. تا اگر مظلومي براي دادخواهي نزد او برود دچار سرما و برف زياد نگردد. به خاطر عدالت و سيرت‌هاي نيکو اسماعيل، وي را امير عادل لقب داده‌اند. اسماعيل هم چنين علماي دين را احترام مي‌گذاشت. و در بسط و گسترش مذهب اهل سنت از هيچ کوششي دريغ نمي‌کرد. 
....................................
(1) تاريخ مردم ايران زرين‌کوب 1- تاريخ گزيده حمدالله مستوفي 3- طبقات ناصري منهاج سراج 4- تاريخ ايران بعد از اسلام اقبال آشتياني و منابع ديگر ..اسماعيل‌بن احمدبن اسدبن سامان بعد از پدر پادشاه شد. عالم‌پرور و علم‌دوست بود. با علماء مجالس بحث تشکيل مي‌داد. به همين سبب غلامان بر او شوريدند. و وي را در سال 301 به شهادت رساندند. از وقايع مهم حکومت احمد يکي از لشکرکشي اوست براي خواباندن شورش ناصر کبير علوي در طبرستان که منجر به شکست علوي مزبور گشت. اين واقعه در سال 301 ه‍. ق بود. ديگري فتح مجدد سيستان بدست سرداران معروف ساماني حسين‌بن علي مرورودي و سيمجور دواتي در سال 300 ه‍. ق وزارت اسماعيل و پسرش احمد با ابوالفضل محمدبن عبيدالله بلعمي دانشمند مشهور بود. اميراحمد بنام امير شهيد ملقب است. بعد از قتل احمد بن‌اسماعيل بزرگان و امراي ساماني پسر هشت ساله‌اش نصر را به حکومت نشاندند. و ابوعبدالله جيهاني از دانشمندان بزرگ زمانه به وزارت او منصوب شد و امور مملکت را بر قاعده انصاف و احسان آغاز کرد. به علت خردسال بودن نصر در دوران اوليه حکومت وي شورش‌هايي از سوي عمويش اسحاق بن احمد ساماني و پسر عمويش منصور اسحاق روي داد که به شکست انجاميد. بعد از وفات جيهاني وزارت نصر به عهده ابوالفضل محمدبن عبيدالله بعلمي که در عهد امير اسماعيل و امير احمد نيز وزارت کرده بود گذاشته شد و وي در اين سمت بود که در سال 326 بر اثر دسيسه باطنيه از کار برکنار شد و ابوطيب محمدبن حاتم مصعبي اسماعيلي مذهب به وزارت نصر رسيد. بر اثر نقشه از پيش تعيين شده محمد خشبي رئيس فرقه باطنيه امير نصر نيز بعد از آنکه بيشتر درباريانش به فرقه اسماعيليه (7 امامي) پيوسته بودند وي نيز فريفته شده و بدان مذهب گرويد. باطنيه که خود را ديگر قدرتمند مي‌پنداشت. دعوت خود را آشکار مي‌کند. ولي سران لشکري و بزرگان اهل سنت تصميم به براندازي امير نصر و فرقه اسماعيليه مي‌گيرند که نوح پسر نصر از اين قضيه باخبر شده و با درايت و هوشياري خاصي پدر را از اشتباهش آگاه مي‌کند آنگاه وي را خانه‌نشين کرده خود حکومت ساماني را به عهده مي‌گيرد. امير نصر 30 سال حکومت کرد و در دوران وي حکومت علويان طبرستان بکلي برافتاد. و آل زيار با ياري ساماني در طبرستان و ري به خدمت رسيد. بنيان‌گذار زياريان شخصي بنام مرداويج بود. 
امير نصر انساني ديندار – عالم و علم‌گستر بود. وي در طول حکومت طولاني خود خدمات زيادي به ترقي علم و علماء نمود. و خيرات بسيار کرد. زماني که به هرات مي‌رود از آن شهر بسيار خوشش مي‌آيد و اميران وقتي مي‌بينند که نصر خيال برگشتن به بخارا را ندارد، رودکي را واسطه قرار مي‌‌دهند و رودکي با سرودن ابيات زير نصر را مشتاق رفتن به بخارا مي‌کند: 
باد جوي موليان آيد همي
		بوي (باد) يار مهربان آيد همي

ريگ آمودريا با درشتي‌هاي او
		زير پايم پرينا آيد همي

آب جيحون از نشاط روي دوست
		خنک ما را تا ميان آيد همي

اي بخارا شاد و دير زي 
		مير زي تو شادمان آيد همي

مير سروست و بخارا بوستان
		