امان قاسطان عادلان کانا علي الحق وعلي فيکم».
و خليفة اول در شأن خليفة رابع فرموده است که: 
«لست بخيرکم وعلي فيکم».اين مطلب صحيح نيست وترجمه فارسي مولف هم اشتباه است 
نيست خيري در شما که علي در آن نباشد، و خليفة ثاني در حق آن جناب مي‌فرموده: 
 «لولا علي لهلک عمر».قول مشهوري است كه فاقد سند است رافضيان اين را بر عليه حضرت عمر استفاده ميكنند در صورتيكه اكر اندكي به معنايش فكر كنند بر عكس به نفع حضرت عمر ميشودزيرا  دلالت بر همكاري وتعاون وهمدلي ودوستي ايشان با حضرت علي  دارد ( تصحيح كننده)
اگر علي نبود عمر هلاک مي‌شد. و نظاير اين، که به کمال رضامندي ايشان از يکديگر دلالت دارد، بسيار و مستغني از بيان و تذکر است. و در سال نهصد و شش هجري قمري، که شاه اسماعيل صفوي خروج نموده، اشاعة سب و رفضي نسبت به خلفاي ثلاثه نمود، اين معني، منشأ ظهور فساد و نهب و اموال عباد گرديده، مورث بغض و عدوان فيمابين اهل اسلام شد. تا اينکه به مقتضاي: 
﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ﴾ (آل عمران: 26) 
«بگو: اي خداي من مالک ملک (پادشاهي) تويي به هر که بخواهي پادشاهي مي‌دهي».
نادرشاه به مرتبة سلطنت و جهانداري فائز گشته، به نحوي که در فوق مذکور شد. در شوراي صحراي مغان از اين داعيان استکشاف فرموده، ما نيز عرض عقايد اسلاميه خود کرده بوديم. و حال نيز که در روضة مقدسة عليه علويه از داعيان مجدداً استفسار فرمودند عقايد اسلاميه داعيان به نهج مسطور است: خلفاي راشدين رضوان الله عليهم اجمعين را به ترتيب خليفة علي التحقيق حضرت سيد المسلمين مي‌دانيم و شک و شبهه‌اي نداريم، و از رفض و تبرا، تبرا مي‌جوييم. بنحوي که جناب قدوة العلماء الاعلام شيخ الاسلام و افنديان عظام دولت عالية عثمانيه تصديق مذهب جعفري کرده‌‌اند، مقلد طريقة آن حضرت، و بر اين عقيده راسخ و ثابت مي‌باشيم. و آنچه سمت تحرير يافته، محض از خلوص فؤاد و صميم قلب، و نقد اين ادعا مصفا از شائبة غش و قلب است. هر گاه خلاف اين عقيده از ما به ظهور برسد، از دين بيگانه و مورد غضب و سخط خداوند يگانه، و سخط شاهنشاه زمانه و خديو فرزانه باشيم. عقيدة عقل داعيان دولتين عظيمتين، علماي نجف اشرف و کربلاي معلا و حله و توابع بغداد آنکه: امام جعفر صادق -رضی الله عنه-، ذرية رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- و ممدوح امم، و نزد ائمة ملل مقبول و مسلم است. و از قراري که علماي ايران عرضي و تحرير نموده‌اند، و نزد داعيان تحقق يافته، عقايد اسلامية اهل ايران صحيح و فرقة مذبوره قايل به حقيقت خلفاي راشدين، و از اسلام و امت حضرت سيد الانام عليه الصلوة والسلام مي‌باشند. عقيده اقل داعيان، علماي بخارا و بلخ و خوارزم آنکه: عقايد صحيحة اسلامية اهالي ايران به نحوي است که علماي فوق بيان نموده‌‌اند. اين فرقه داخل اهل اسلام و امت حضرت خير الانام مي‌باشند (1). بدون شک اگر نادرشاه در زمينه‌هاي اقتصادي و سياسي نيز همين درک و درايت را داشت نه تنها ايران در دوران آخر حکومت او تجزيه نمي‌شد بلکه ايران به صورت يکي از قدرت‌هاي تعيين‌کننده بخصوص در آسيا تبديل مي‌شد و امروزه وضعيت مملکت به گونه‌اي ديگر مي‌بود. اما افسوس که طمع‌ورزي و اشتهاي سيري‌ناپذير نادر و عدم تدبير او در امور مملکت‌داري سرنوشت ديگري را براي ايران زمين رقم زد. بعد از قتل نادر تنها خراسان در دست فرزندان وي باقي ماند، آن هم به لطف کريم‌خان زند که نخواست دودمان نادرشاه را براندازد. با به قدرت رسيدن قاجاريه شاهرخ پير و نابينا شده به دست پدر توسط آقا محمدخان قاجار بعد از تحمل شکنجه‌هاي زياد همراه خانواده‌اش به تهران کوچانده شد. بدين ترتيب آقا محمدخان صاحب گنجينه‌هايي شد که هنوز در کلات نادري مانده بود. 
.......................................
(1) عالم‌آراي نادري، جلد سوم، از صفحه 980 به بعد (فصل سياست مذهبي نادر).1- نادرشاه   	1148-1160 ه‍. ق 
2- عادلشاه و ابراهيم شاه برادرزادگان نادر  	1160-1161 ه‍. ق 
3- شاهرخ شاه   	1161-1210 ه‍. ق 
4- نادر ميرزا   	1210-1218 ه‍. ق<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:133.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:134.txt">اشتباهات کريم‌خان </a><a class="text" href="w:text:135.txt">اسامي پادشاهان زند و مدت هر يک </a></body></html>طايفه زند از طوايف لر هستند که پيش از ظهور کريم‌خان چندان اسم و رسمي در تاريخ نداشته‌اند. ايل زند که اکنون در کنار سيروان و در شمال کروي عراق سکونت دارند اهل سنت و قبيلة کريم‌خان زند مي‌باشند. طايفة زند در منطقة خانقين به داخل عشاير باجلان رفته، بعضي از اين طايفه نيز دردور و بر کرمانشاه به سر مي‌برند. سه ايل زنگنه و زند و وند با هم حکومت زند را تشکيل دادند. در آشوب و پراکندگي پس از مرگ نادر، طوايف زنديه و قاجاريه دو نيروي عمده‌اي بودند که بر سر حکومت ايران به رقابت برخاستند. محمد حسن‌خان قاجار رئيس ايل قاجار در استرآباد (در حوال گرگان) دعوي سلطنت داشت و کريم‌خان زند در نواحي مرکزي ايران نفوذ داشت. کريم‌خان زند به تدريج تمام مدعيان سلطنت را از ميان برداشت و بخصوص پس از شکست و قتل محمد حسن‌خان قاجار حکومت وي تثبيت شد. (1171 ه‍. ق) کريم‌خان پس از نه سال جنگ داخلي توانست حکومت باثباتي در قسمت اعظم ايران ايجاد کند وي در مجموع سي سال حاکم ايران بود که بيست سال آخر حکومتش تقريباً در آرامش گذشت. کريم‌خان داراي کارنامه‌اي ويژه است که اين امر او را در ميان شاهان ايران بعد از دوران تيموري به يک ويژگي‌خاصي بدل ساخته است. از يک طرف نگاه اين مرد بي‌سواد لر و حمايت او از تمام قشرهاي جامعه، داراي هر مذهب و هر مليت پشتيباني عميق مردم را به سوي او متوجه ساخته بود. از کشتارهاي روزانه و وحشيگرانه که جز خصلت ذاتي حکومت‌هاي صفويه و افشاريه بود، در حکومت زند تنها چند مورد خاص مانند کشتار ليراوي‌هاي لرستان و قتل‌عام افغان‌ها را مي‌توان مشاهده کرد. ايجاد امنيت بهترين ثمره‌اي بود که استقرار سلطة کريم‌خان به ارمغان آورد. کنترل قيمت‌ها و نظارت دقيق قيمت‌ها، از شاهکارهاي سياست اقتصادي کريم‌خان بود. سياست فرهنگي و اجتماعي کريم‌خان که بر شادي و عيش مردم نظر داشت، نوعي رونق در ادبيات را هم در پي داشت، که به بازگشت ادبيات در ايران کمک فراواني نمود. لازم به ذکر است که سياست ضد ادبيات و ضد علمي صفويه موجب نابودي علم و ادب در ايران شده بود. تشکيل شورا از خانان و سران قبايل مختلف که به دستور کريم‌خان در شيراز به اقامت اجباري دچار شده بودند و به کار بستن توصيه‌هاي حکيمانه آنها باعث اتخاذ سياست‌ خارجي موفقي توسط خان زند شد. وي نخستين پادشاه ايراني بود که به خطر استعماري پي برد و مسئولان حکومتي را با زباني ساده نسبت به دسايس و ترفندهاي آن هشدار داد. از انگليس‌ها وحشت و نفرت داشت و اهداف آنها را در هند و ايران مي‌شناخت و روي خوش به آنها نشان نمي‌داد. به نوشته رستم التواريخ کريم‌خان زند سران ايل‌ها را در