کی است . در اینجا مراد ( نَجِس ) با کسر جیم است که به معنی شخص پلید و ناپاک است و برای مبالغه به صورت مصدر ذکر شده است و مقصود اشخاص شرور بدطینت است.
و مراد از نجس بودن مشرکان و کافران؛ نجاست‌ معنوی‌، یعنی ‌نجاست‌ شرک‌ و ظلم‌ و اخلاق‌ و عادات‌ زشت‌ آنهاست،‌ یعنی مشرکان به سبب کفر و شرکشان، از لحاظ عقیده پلیدند، لذا کافر ذاتا نجس‌العین ‌نیست‌ زیرا خدای‌ سبحان‌، خوردن‌ غذای‌ کفار اهل‌ کتاب‌ را بر مسلمانان‌ حلال ‌گردانیده‌ است‌، همچنان‌ ثابت‌ شده‌ که‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم در ظروف‌ کفار خوردند وآشامیدند، در ظروف‌ آنها وضو گرفتند و کفار را در مسجد خویش‌ فرود آوردند، و این‌ قول‌ جمهور علماء است‌.
اما بنا به‌ قولی‌، مراد از آیه یعنی کفار ذاتا نجس‌اند، از آن‌ گذشته‌، آنان‌ غسل‌ جنابت‌ نمی‌کنند بنابراین‌، جسما هم‌ نجس‌اند.
امام قرطبی در تفسیر خود می نویسد : «علماء درباره وصف مشرک به نجاست اختلاف نظر دارند؛ قتاده و مَعمر بن راشد و غیر آنها هم گفتند: (مشرک ذاتا و بدناً نجس هستند) چونکه او جنب است، و اگر خود را پس از جنابت بشوید بمانند غسل نیست. و ابن عباس و دیگران گفتند : منظور اینست که شرک (مشرکان) پلید و نجس است. حسن بصری هم گفته : هرکس با مشرکی دست بدهد باید وضوء بگیرد».
امام ابن کثیر رحمه الله در تفسیر خود گفته : «مشرکان از لحاظ دین نجس هستند، و جمهور علماء گفتند : ذات و بدن آنها نجس نیست، زیرا خداوند متعال ذبائح آنها را برای ما حلال کرده، اما بعضی از ظاهریه گفتند : بدن آنها نجس است».
و امام شوکانی در "فتح القدیر" می نویسد: «جمهور سلف و خلف و از جمله چهار مذهب (اهل سنت) بر این رأی هستند که کافر ذاتاً نجس نیست، زیرا خداوند متعال طعام آنها را حلال کرده است..».
قول راجح همانست که نجاست مشرکان معنوی است نه ذاتی و بدنی، یعنی عقاید و آیین آنها پلید است، و اگر مسلمانی با یک مشرک و کافر ارتباط بدنی پیدا کند، نجاست به او منتقل نمی شود، چه بدن آن مشرک خیس باشد یا خیر! زیرا در صحیحین وارد شده که ابوهریره رضی الله عنه گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم در یکی از کوچه‏های مدینه، مرا دید. چون جُنب بودم، خود را عقب کشیدم و از چشم رسول الله صلی الله علیه وسلم پنهان کردم. و پس از غسل، خدمت رسول خدا صلی الله علیه وسلم رسیدم. ایشان فرمود: «أَیْنَ کُنْتَ یَا أَبَا هُرَیْرَةَ»؟ « ابوهریره! کجا بودی»؟ عرض کردم: بعلت جنابت وعدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنَّ الْمُسْلِمَ لا یَنْجُسُ» « سبحان الله! مؤمن که نجس نمی‏شود». (بخاری:283)
علامه ابن عثیمین رحمه الله می گوید: «خدای متعال به ما خبر داده که مشرکان نجس هستند، و هرگاه این آیه را با حدیث ابوهریره مقارن کنیم که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « مؤمن که نجس نمی‏شود»، خواهیم دانست که مراد از نجاست مشرک و دیگر کفار نجاست معنوی است نه حسی، و برای همین خدای متعال طعام اهل کتاب را برای ما حلال کرده، درحالیکه آنها با دست خود آن طعام را درست می کنند، و خداوند زنان پاکدامن اهل کتاب را برای ازدواج حلال کرده درحالیکه شوهر (مسلمانش) بدن او را لمس می کند، و (خدا و رسول) ما را امر نکردند که هرگاه دستهایشان با آنها برخورد کرد آنرا بشویند، و اما اینکه لمس کافر وضوء را باطل می کند، این یک توهم است! زیرا لمس نجاست اصلا از نواقض وضوء نیست حتی اگر آن نجاست ادرار و خون نجس باشد..». "فتاوی نور علی الدرب" (7/2)/
پس مراد نجاست معنوی شرک است نه حسی، همانگونه که خدای متعال قمار و زنا و لواط را نجس شمرده است :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ» (مائده 90).
یعنی : ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعی بخت‏آزمایی ]، پلید و از عمل شیطان است.
و درباره لواط کننده فرموده : «وَلُوطًا آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِینَ» (انبیاء 74).
یعنی : و لوط را (به یاد آور) که به او حکومت و علم دادیم؛ و از شهری که اعمال زشت و کثیف انجام می‏دادند، رهایی بخشیدیم؛ چرا که آنها مردم بد و فاسقی بودند.
و درباره ناپاکی و پلیدی زنا می فرماید : «الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ» (نور 26).
یعنی : زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند.
که در تمام این موارد مراد پلیدی و نجاست معنوی است نه حسی، یعنی عمل زنا و لواط و قمار جزو نجاسات از نوع معنوی هستند، و مواردی همچون ادرار و مدفوع آدمی از نجاسات حسی هستند..
و همینطور شرک و عمل مشرکان از نجاسات معنوی است نه حسی، علامه عبدالرحمن سعدی رحمه الله در تفسیر این آیه می نویسد: «یعنی عقاید و اعمالشان پلید است. و چه پلیدی بزرگتر از پلیدی کسی است که همراه خدا معبودانی را عبادت کند که نمی توانند هیچ فایده یا زیانی به وی برسانند و چیزی را از او دور کنند و کارشان مبارزه با خدا و بازداشتن مردم از راه خدا و یاری کردن باطل، و رد کردن حق، و ایجاد فساد و تباهی در زمین است».
و امام ابن قیم رحمه الله فرمودند : «الله سبحانه و تعالی شرک و زنا و لواط را به نجاست و ناپاکی نام برده، حال آنکه دیگر گناهان را با آن وصف نکرده هرچند که آنها نیز مشتمل بر (پلیدی) هستند، اما آنچه در قرآن واقع شده ، این فرموده های باری تعالی است: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ ) ، و در حق لوطی می فرماید : ( وَلُوطًا آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِینَ)..

و درباره زنا پیشه گان فرماید: ( الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات).
اما نجاست شرک دو نوع است : نجاست مغلظه (غلیظ) و نجاست مخففه (خفیف).
شرک غلیظ همان شرک اکبر است که الله عزوجل آنرا نمی بخشد.

و شرک خفیف همان شرک اصغر است، مانند ریای اندک، یا سوگند به مخلوق، و یا خوف و رجاء نسبت به غیر خدا ..». إغاثة اللهفان من مصائد الشیطان " [1 /59].

والله اعلم
وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
آیا اگر خدا کسی را بخواهد هدایت کند هرچند خودش هم نخواهد بازهم هدایت میشود؟
شماره فتوى 7749 

یکی از استادهایم یک روز امد سر کلاس پرسید: که ایا این دنیا و زندگی ما اختیاریه یا جبر حاکم است؟ به نظر شما وقتی خدا کسی را بخواهد هدایت کند هرچند خودش هم نخواهد بازهم هدایت میشود و بلعکس اگه کسی را گمراه کند اگر خودش هم نخواهد بازهم گمراه میشود. داستان های زیادی را شنیدم که حتی آتش پرست هم هدایت شده است. پس این با اختیار خودمان منافاتی ندارد؟ مثلا من میخواهم هدایت شوم ولی حالا که ایمانم قوی تر نمیشود یعنی شاید خدا نخواسته. لطفا توضیح بدهید.

الحمدلله،
خدای متعال راه راست را از راه کج بیان کرده، و سپس به انسانها اختیار داده تا یا راه او را برگزینند و به احکام و قوانین او پایبند شوند، و یا سرپیچی کرده و راه دیگری را بپیمایند، چنانکه می فرماید: « إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا * إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا» (انسان 3).
یعنی: ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می‏آزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم، و ما راه را به او نشان دادیم، خواه‌ او شکرگزار بوده‌ (و راه‌ ایمان‌ و عبادت‌ و تقوی‌ را بپوید)، یا ناسپاس‌ باشد (و کفر بورزد).
پس نکته اول درک این مطلب است که : الله تعالی برای رهنمود انسانها کتاب آسمانی نازل کرد و پیامبرانش را برای آنها فرستاد، و به انسان خرد و عقل داد و به او قدرت اراده و اختیار عطاء کرد، تا یا شاکر باشد یا کافر..
نکته دوم که باید مد نظر داشت، اینست که : خدای متعال به کسی ظلم نمی کند، یعنی اینگونه نیست که کسی خواهان یافتن راه حق باشد – و برای رسیدن به آن تلاش کند – اما خدا وی را هدایت نکند! زیرا خود او می فرماید: « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» (عنکبوت 69).
یعنی : و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) تلاش کنند، قطعاً به راه‏های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.
پس هرکسی که خواهان هدایت و یافتن حق باشد، بشرطیکه برای رسیدن به آن تلاش کند و اسباب لازم را برای رسیدن به مقصد بکار بگیرد، الله متعال نیز خلف وعده نمی کند و وی را به مقصد خواهد رسانید، می فرماید : « إِنَّ اللّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ» (آل عمران 9).
یعنی : همانا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمی‏کند.
پس یک زرتشتی که روزی از روزها پیام اسلام را می شنود و به تفکر می رود و بعد از آن تحریک می شود که بیشتر به دنبال حقیقت باشد، و سرانجام اسلام می آورد و هدایت می شود، این یک سنت الهی است که : هرکس لیاقت داشته باشد؛ که این لیاقت با خواستن و تلاش خالصانه حاصل می شود، خدای متعال وی را به راه راست هدایت می کند.
و اینگونه نیست کسی خواهان گمراهی باشد اما خدا وی را به زور هدایت کند! این سخن برخلاف سنن الهی است و با نصوص قرآنی سازگاری ندارد.
پس اگر شما قصد دارید ایمان خود را تقویت کنید، باید اولا صادقانه خواهان آن باشید، ثانیا برای آن اقدام کنید و اسباب لازمه را بکار بگیرید؛ مثلا از جمله اسباب لازم برای قوی شدن ایمان آنست که : از نواهی الهی دوری ورزید، و به اوامر او گوش فرا دهید؛ مثلا از زنا و شراب و نظر به نامحرم و گوش سپردن به ترانه و دروغ و غیبت و .. دوری کنید، و همزمان نمازهایتان را سر وقت بخوانید به جماعت مسجد بروید در نماز جمعه شرکت کنید، قرآن بخوانید و به معانی آیات توجه کنید، نماز خود را با خشوع بخوانید و روزه واجب و سنت بگیرید و با اهل دین و ملتزمین به شریعت رفاقت کنید و ... آنگاه خواهید دید که ایمان شما پس از چند ماه قوی تر شده است..
اما کسی که خواهان هدایت باشد منتها فقط یک خواست قلبی باشد 