۸).
[۲۹] مثنوی معنوی، دفتر اوّل، نالیدن ستون حنانه … (ص ۵۵)، ط. منشی نول، هند.
[۳۰] منطق الطیر (ابیات ۳۴۹ و۳۵۰، ص ۵۵)، به تصحیح دکتر کاظم دزفولیان، انتشارات طلایه، ۱۳۷۸٫
[۳۱] کلیات دیوان شمس (۱/۱۹۸)، غزل ۴۲۷، به تصحیح استاد بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات نگاه، تهران ۱۳۸۷٫
[۳۲] کلیات دیوان شمس (۱/۳۳۰)، غزل ۸۰۹٫
[۳۳] کلیات دیوان جامی: ۴۹۸، تهران، نیک فرجام ۱۳۹۰٫
[۳۴] غزلیات، غزل ۲۸۹٫
[۳۵] غزلیات، غزل ۴۸۰٫
[۳۶] کلیات اشعار فارسی مولانا اقبال لاهوری، اسرار خودی (ص ۱۷)، انتشارات کتابخانه سنایی.
[۳۷] نگا: فتح الباری (۶/۷۳۷).
[۳۸] کلیات دیوان شمس (۱/۱۴۶)، غزل ۲۵۹٫
[۳۹] مثنوی معنوی، دفتر اوّل، نالیدن ستون حنانه … (ص ۵۵).
[۴۰] همان.
[۴۱] مثنوی معنوی، دفتر سوم، حکایت مارگیری که اژدهای فسرده را مرده پنداشت … (ص ۲۱۱).
[۴۲] مثنوی معنوی، دفتر اوّل، عتاب کردن آتش را … (ص ۲۵).
[۴۳] مثنوی معنوی، دفتر اوّل، مرتد شدن کاتب … (ص ۸۲).
[۴۴] مثنوی معنوی، دفتر اوّل، نالیدن ستون حنانه … (ص ۵۵).
[۴۵] کلیات دیوان شمس (۱/۲۳۵)، غزل ۵۲۶٫
[۴۶] مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بیان آنکه هر حس مُدرکی را … (ص ۳۵۷).
[۴۷] مثنوی معنوی، دفتر اوّل، نالیدن ستون حنانه … (ص ۵۵).
[۴۸] از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد؛ آل عمران: ۳۱٫
[۴۹] احسن المقصود فی توحید المعبود، (ص ۲۶۸)، چاپ چهارم.
[۵۰] البدایة والنهایة (۶/۱۸۸)؛ فتح الباری (۶/۷۳۶).
[۵۱] کلیات دیوان شمس (۲/۷۹۹)، غزل ۲۱۳۱٫
[۵۲] احسن المقصود فی توحید المعبود، صص ۲۷۰ و۲۷۱٫
[۵۳] کلیات دیوان شمس (۲/۸۶۴)، غزل ۲۳۰۹٫
[۵۴] کلیات دیوان شمس (۱/۱۴۴)، غزل ۲۵۶٫
[۵۵] کلیات دیوان شمس (۱/۶۲۴)، غزل ۱۶۴۹٫
[۵۶] کلیات دیوان شمس (۲/۵۴۷)، غزل ۱۴۱۴٫
[۱۰] فکثر الناس حوله، سنن دارمی (۳۸)؛ فإنه قد کثر الناس، البدایة والنهایة (۶/۱۹۴)./
 <?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:217.txt">چگونگی زکات محصولات کشاورزی، آیا هزینه های تحمل شده را باید خارج کرد؟</a><a class="text" href="w:text:218.txt">احیای زمین مرده و به ملکیت در آوردن آن</a><a class="text" href="w:text:219.txt">چرا سمت راست از سمت چپ اشراف بیشتری دارد؟</a><a class="text" href="w:text:220.txt">حکم خرید و فروش نوبت حج</a><a class="text" href="w:text:221.txt">تاسیس صندوق تعاونی و شرایط آن</a><a class="text" href="w:text:222.txt">حکم تبریک گفتن به مناسبت روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:223.txt">آیا بدن مشرکان و کافران نجس است؟</a><a class="text" href="w:text:224.txt">آیا اگر خدا کسی را بخواهد هدایت کند هرچند خودش هم نخواهد بازهم هدایت میشود؟</a></body></html>چگونگی زکات محصولات کشاورزی، آیا هزینه های تحمل شده را باید خارج کرد؟
شماره فتوى 7751 

شخصی کشاورزاست وجهت شخم زدن زمین وبرداشت محصول وکارهای مربوط به آن وسیله اجاره می کند.یعنی خود وسیله ندارد. آیاهنگام برداشت محصول، زکات پرداختی ازدرآمد خالص (محصول برداشت شده منهای هزینه پرداخت شدبابت اجاره وسایل) بایدباشد یااز محصول برداشت شده؟

الحمدلله،
نخست لازم به یادآوری است که زکات محصولات کشاورزی با زکات اموال نقدی تفاوت دارد؛ هرگاه کشاورزی چیزی بکارد و سپس محصول آن برسد و آنرا برداشت کند، پس از برداشت باید زکاتش را از محصول بدهد و لازم نیست یکسال بگذرد، و زکات محصولات کشاورزی با توجه به روش آبیاری آنها بصورت زیر است :
1- محصولاتی که بدون استفاده از وسائل و ابزارآلات کشاورزی آبیاری شده باشند (مانند محصولات دیمی که معمولا از طریق باران آبیاری می شوند)؛ مقدار زکات اینگونه محصولات (یک دهم) کل محصول برداشت شده است.
2- محصولاتی که برای آبیاری آن از ابزارآلات استفاده شده باشد (مانند آبیاری صنعتی) و یا آب آن خریداری شده باشد (خلاصه برای رساندن آبه به زمین هزینه و زحمت صرف شده باشد)، مقدار زکات اینگونه محصولات (یک بیستم) یعنی 5 درصد از کل محصول برداشت شده است.
دلیل آن حدیث صحیحی از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از پیامبر صلی الله علیه وسلم است که فرمود : «فِیمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَالْعُیُونُ، أَوْ کَانَ عَثَرِیًّا، الْعُشْرُ، وَمَا سُقِیَ بِالنَّضْحِ، نِصْفُ الْعُشْرِ». (بخاری: 1483).
یعنی: «زکات محصولی که از آب چشمه یا آب باران، آبیاری می شود و درختی که ریشه در عمق زمین دارد (ونیاز به آبیاری ندارد)، یک دهم محصول، می باشد. و (زکات) زمینی که با کشیدن آب از چاه، آبیاری می شود، یک بیستم می باشد».
نکته : اگر کسی در مدت زمان کشت محصول؛ نصف وقت آن را از طریق ابزارآلات آبیاری نمود و نصف وقت را برای باران یا آب چشمه اختصاص داده بود، (یا نیمه مزرعه با زحمت خود آبیاری شده و نیمه دیگری با مثلا باران آبیاری شده) زکات آن : سه چهارم از یک دهم محصول است، یعنی ابتدا یک دهم کل محصول را جدا کرده، سپس این یک دهم جدا شده را به چهار قسمت تقسیم کرده و سه قسمت آن را بابت زکات می دهد.
و اگر از هر دو روش برای آبیاری استفاده کرده باشد اما یک روش از دیگری بیشتر (از نصف) استفاده شده باشد، در اینحالت اعتبار به اکثریت است و بر اساس دو مورد فوق زکاتش را خارج کند.
استاد سید سابق در کتاب "فقه السنة" چنین آورده: « اگر گاهی با ابزاروآلات وگاهی بدون آنها آبیاری می‌شد و این عمل بطوریکسان صورت می‌گرفت‌، زکات آن سه چهارم از یکدهم آن می‌باشد، ابن قدامه‌گفته‌: در این باره خلافی را سراغ نداریم‌. واگر یکی ازآنها بیشتر باشد اقلیت تابع کثریت است و بر مبنای حکم کثریت رفتار خواهد شد. واین مطابق رای ابوحنیفه و احمد و ثوری و یکی از قولهای شافعی اس».

حال با توجه به این یادآوری، به اصل سوال بازمی گردیم و آن اینکه :
اگر کشاورز برای کشت و مراقبت و برداشت و تصفیه محصولش هزینه کند، آیا ابتدا این هزینه ها را از محصول نهایی خارج کند و بعد زکات را از باقی مانده محصول بدهد، یا اینکه زکات همواره از کل محصول برداشتی حساب شود؟

جواب : بستگی دارد؛ دو حالت را بررسی می کنیم :
اول : کشاورز توانایی مالی کافی برای تامین هزینه های بذر و کشت و مراقبت و برداشت و تصفیه آن نداشته و لذا برای تامین مخارج آن بدهکار شده باشد، و مبلغی را جهت تامین بذر و کشت و برداشت و غیره قرض گرفته باشد؛ در اینحالت پس از برداشت محصول نهایی می تواند بدهی تحمیل شده بر خویش را از خود محصول پس بدهد و آنگاه از مابقی محصولاتش – بشرطیکه از حد نصاب خارج نشود – زکات آنرا بدهد.
دوم : کشاورز هزینه های بذر و کشت و مراقبت و برداشت و تصفیه محصول را از اموال خود پرداخت کرده و بدهکار نشده، در اینحالت علماء دو رأی مختلف دارند :
1- در مذهب حنفیه و رأی ابن حزم؛ باید ابتدا زکات (یک دهم یا یک بیستم) را باتوجه به روش آبیاری از کل محصول برداشت شده خارج کند، بعد محصول باقی مانده از آن اوست.
2- در مذهب حنابله و ابن العربی؛ می تواند هزینه های متحمل شده را از محصول جدا کند، و سپس زکات را از مابقی محصول خارج کند، و این رای راجح تر و به روح شریعت نزدیکتر است.
نکته : اگر کشاورز بدهکار باشد – نه بخاطر هزینه های کشت و برداشت – بلکه از قبل بدهکار شخصی باشد، آیا پس از برداشت محصول می تواند بدهی خود را از آن محصول بدهد و آنگاه از مابقی محصول زکاتش را خارج کند؟

علماء در این باره دو قول مختلف دارند :
از ابن عمر رضی الله عنه نقل شده که او گفته : بدهیش را از محصول بدهد و سپس زکات را از مابقی بدهد، و از ابن عباس رضی الله عنه نقل شده که گفته : نمی تواند قرض خود را از محصول برداشتی بازپس دهد، بلکه نخست زکات را از کل محصول برداشتی خارج کند و آنگاه از مابقی محصولش می تواند بدهی خود را بازپس دهد.
اما رای راجح اینست که : اگر کشاورز توانایی پرداخت بدهی را نداشته باشد و به امید برداشت محصول است که بدهیش را از آن بدهد، در اینحالت می تواند نخست بدهیش را از محصول نهایی پس بدهد و سپس اگر چیزی برایش باقی ماند – و به نصاب لازم رسیده باشد – زکات را از محصول خارج کند. "الأموال" لأبی عبید (510).
استاد سید سابق در کتاب "فقه السنة" چنین آورده است : «بنا به رای ابن عباس و ابن عمر، آنچه‌که برای کشت وبرداشت محصول ومیوه قرض می‌شود، ازمال زکات به حساب می‌اید و بنابراین باید پس ازکسرآن زکات را پرداخت‌. جابربن زید از ابن عباس و ابن عمر روایت‌کرده است‌که‌: ابن عمرگفته‌: اگرکسی برای هزینه میوه و محصول و حتی خانواده‌اش چیزی را قرض‌کند، اول باید وام بدهی خود را پرداخت‌کند و از باقیمانده آن زکات بپردازد. ولی ابن عباس‌گفته است‌: فقط بدهی‌که برای هزینه برداشت محصول خرج کرده است می‌پردازد و سپس زکات را می‌دهد و بدهی نفقه خانواده به حساب نمی‌آید. یحیی بن آدم در مبحث خراج این مطلب را روایت کرده‌است‌. ابن حزم از عطاء نقل‌کرده است‌که‌: اول باید هزینه‌ها را کسرنمود و بعد اگر حدنصاب زکات باقی ماند ازآن زکات پرداخت والا زکاتی داده نمی‌شود».

نکته : حد نصاب حبوبات و میوه جات تقریبا 650 کیلوگرم است، چون در صحیحین آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَیس َفیما دوُنَ خَمسَةِ أَوسُقٍ صَدَقَةً».
یعنی: «در مقدار کمتر از پنج اوسقزکات واجب نیست».
(و در روایت مسلم آمده است): «لَیسَ فی حَبٍّ وَلَا ثَمَرٍ صَدَقَـةٌ حَتّی یبلُغَ خَمسَةَ أَوسُقٍ».
یعنی : «در حبوبات و میوه جات زکات واجب نیست مگر این که به مقدار پنج اوسق (653 کیلوگرم) برسد».

والله اعلم
وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
احیای زمین مرده و به ملکیت در آوردن آن
شماره فتوى 7736 

خواستم از شما سوال کنم که حکم تصرف مراتع چیست؟
من کسانی را سراغ دارم که زمین کشاورزیشان در کنار مراتع است و وقتی پرچین زمینشان را تازه تر میکنند پرچین جدید را یکی دو متر بیرون تر از محل پرچین قبلی قرار میدهند و با این کارشان مراتع را تصرف میکنند با این وجود حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم وجود دارد که می فرمایند: (متن عربی حدیث را فراموش کرده ام اما ترجمه ی آن تقریبا به صورت زیر است :هر کس زمینی را پیش از دیگران آباد کند، آن زمین مال او میشود).

این در حالی است که مراتع خودشان آباد هستند و نیازی به زحمت ندارند یعنی اگر آن را به تصرف خود در بیاوری کافی است محصولی در آن بکاری و آن محصول نتیجه می دهد، درثانی هیچ رقابتی بین مردم برای تصرف آن مراتع وجود ندارد زیرا آنهایی که زمین کشاورزیشان با مراتع همسایه نیست و یا کسی که اصلا زمینی ندارد نمیتواند آن مراتع را تصاحب کند...به نظر من حدیث پیامبر(صلی الله علیه وسلم) اولا در مورد زمین غیرآباد است که برای آباد کردنش زحمت می طل