اب، ص ۱۰۳٫
([۸]) همان کتاب، ص ۲۳۴٫
([۹]) همان کتاب، ص ۸٫
([۱۰]) هدایه الجباری فی أجوبه الیهود و النصاری لإمام ابن القیم، ص ۱۴۷ – ۱۴۸، با اختصار.
([۱۱]) العهد الجدید مرقس اصلاح شده‌ی ۱۶ شماره ۹، ص ۱۱۵٫
([۱۲]) الفصل فی الملل، (۲/۱۳۹ – ۱۴۲).
([۱۳]) العهد الجدید، ص ۱۸۹٫
بهائیت را بهتر بشناسیم 
صاحب اثر: علی حسین امیری  

بهائيت يكي از زير شاخه‌ها و شعبه‌هاي مذهب تشيع است، و از بسياري جهات با مذهب مادر خود تشابه دارد، و البته عجيب نيست چون زائيده آن است.
وقتي باب فرقه‌گري را در اسلام بگشائيد بايد هر روز نيز شاهد ظهور امري جديد و اختراعي نو در دين باشيد.خود شيعه با اين اعتقادات فعلي بدعت و انحراف در دين است، چه برسد به فرقه‌اي ديگر از زير مجموعه‌هاي آن.
شيعيان اوليه چنين اعتقاداتي را نداشته‌اند، عقايدي همچون خلافت بلافصل علي از جانب خدا، عصمت، علم غيب، توسل و امام زمان.
ولي امروز شاهد آنيم كه انواع خرافات در اين مذهب موج مي زند، و مي توان گفت: بيشتر آنها نيز از حدود قرن سوم به بعد پيدا شده اند، از زمان ظهور علمايي همچون جناب كليني و غيره …
البته در زمان ظهور دولت منحوس صفويه به اوج اقتدار و ظهور خود مي رسند و پديده‌هايي را به جهان اسلام عرضه مي‌كنند كه تا آن زمان سابقه نداشته‌اند، كساني چون علامه مجلسي كه كوششهاي بي نظيري در ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني انجام داده است، و مي بايست لوح افتخار ايجاد خرافات و تفرقه را به ايشان داد و لقب مُرَوِّج الخرافات و حارس البدع برازنده اوست.
لازم به تذكر است كه بهائيان بدشان نمی‌آید که حکومت و قدرت را در ايران به دست گیرند و البته از ثروت و نفوذ خوبي نیز برخوردار هستند، حتي در ميان كشورهاي بیگانه و حتی در میان کسانی چون اسرائيل.
برخي از كانالهاي سياسي در خارج از ايران نيز وابسته به همين بهائيان هستند و مذهب بهائيت را تبليغ مي‌كنند و بايد گفت: چنانچه مردم ايران بخواهند از تشيع به بهائيت روي آورند در واقع از چاله به چاه افتاده‌اند، و فرقي با قبل نداشته‌اند.
در اينجا برخي از تشابهات بهائيت با تشيع را ذكر مي‌كنيم، و لازم به تذکر است که منظور ما تشیع صفوی، غالی و خرافی است، نه شیعیان واقعی مکتب اهل بیت که در واقع انسانهایی نیکوکار هستند، و خواستار آن هستیم كه مردم از هر دوي اين مذاهب منحرف و جعلي دست بردارند و فقط مومن و مسلم باشند و تنها به قرآن و سنت پيامبر صلی الله علیه وسلم چنگ بزنند، چون هرچه غير از اين دو باشد و در قرون بعدي ايجاد شده باشد بطور حتم داراي اشتباهات، انحرافات و بدعت مي باشد.

در اینجا به ده مورد از تشابهات میان این دو فرقه اشاره می‌کنیم.

1- هر دو با دست بیگانه شکل گرفتند، نطفه خرافات اولیه تشیع صفوی ابتدا به دست ابن سباء (خاخام یهودی) و سپس توسط شاه اسماعیل اول، شاه عباس و علمای جبل عامل لبنان و حمایت و تشویق کلیسای روم و پادشاهان انگلستان و …. تقویت شد.
2- هدف هر دو ایجاد رخنه و تفرقه در جهان اسلام بود. تشیع در جهان اسلام و بهائیت در تشیع.
3- هر دو شهرهای مقدسی در کنار مکه و مدینه دارند، تشیع صفوی: مشهد، قم، کربلا، نجف، سامره و کاظمین. بهائیت: عکا، حینا و خانه، باب در شیراز.
4- هر دو کتابهای مقدسی در کنار قرآن دارند، تشیع صفوی: مفاتیح الجنان، بحارالانوار، اسرار آل محمد، اصول کافی. بهائیت: کتاب اقدس.
5- هر دو فرد پرستند، گرچه این مشخصه تمام فرقه هاست. تشیع صفوی: علی پرست، امام پرست و خمینی پرست. بهائیت: بهاء الله و …
6- رای هر دو فرقه، فرد مهمتر از خداست. به افراد بيشتر از خدا اهمیت می دهند.
7- هر دو با نفوذ در مراکز قدرت در جهان اسلام، جنگ و خونریزی و آشوب به راه انداختند، بهائیت در دل دولت صهیونیستی اسرائیل، و تشیع در دولتهای صفویه و جمهوری به ظاهر اسلامی در ایران.
 8-کتابهای هر دو پر از تناقضات، سفسطه‌ها، تاویل دلخواهی آیات قرآن، توجیهات و بازیهای جدلی و کلامی است.
9- متفکرین و رهبران شیعه و بهاییت در ابتدای کارشان، مدعی عدم دخالت سران و پیروانشان در سیاست و مشاغل سیاسی بوده اند ولی به محض پیدا شدن آب، چنان ماهیگیران قهاری شدند که نگو. نمونه‌اش روحانیون زمان صفوی و روحانیون پس از سقوط سال 57 و بهائیت در زمان سلطنت محمد رضا شاه پهلوی.
 10- رگه‌هایی از فساد جنسی در هر دو دیده می‌شود، در تشیع: صیغه، و در بهائیت: عدم حرمت ازدواج با برخی محارم.
پس کسانی که می‌خواهند بهایی شوند، به مواردی که ذکر شد توجه داشته باشند
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:155.txt">جهاد بر چه کسانی فرض عین است؟</a><a class="text" href="w:text:156.txt">شرایط جهاد و مجاهد ، زمان و مکان جهاد ، اقسام جهاد و همچنان حکم انتحار را در اسلام شرح دهید</a><a class="text" href="w:text:157.txt">جهاد چه وقت برای مسلمانان فرض عین می شود؟</a></body></html>جهاد بر چه کسانی فرض عین است؟
شماره فتوى 3307 

ایا جهاد در افغانستان برای مسلمانان ساکن ایران نیز فرض عین هست؟ چرا؟ و ایا اذن از والدین هم شرط رفتن به جهاد افغانستان برای ایرانیان هست؟ و توضیح....

الحمدلله،
جهاد دو حالت دارد 
1 – فرض کفائی 2- فرض عین
1- فرض کفائی: جهاد زمانی فرض کفائی می باشد که خلیفه مسلمانان برای حمله بر سرزمین های کفار نیرو بفرستد، بجز گروهی که به جهاد سوق داده می شوند، چنین جهاد بر سائرین فرض کفائی است.
چنین شرایطی در زمان خلافت اسلامی بوده است، و اما امروز کفار و یا مزدوران آنها بر جوامع بشری حکم روایی دارند و همیشه مسلمانان اند که از طرف کفار مورد تجاوز قرار میگیرند در چنین وضعی جهاد فرض عین می باشد.
2- فرض عین: وقتیکه کفار بر سرزمین مسلمانان حمله کند بر مسلمانان همان سرزمین جهاد فرض عین میگردد، و مکلف اند که قبل از هرکاری باید در مقابل کفار بجنگند.
اگر مسلمانان مذکور کافی نبودند بر مسلمانان نزدیک شان فرض میگردد که از آنها دفاع کنند و اگر آنها نیز کافی نبودند، به دیگر مسلمانان سرایت نموده تا شرق و غرب می رسد.
- هنگامی که کفار در یکی از سرزمینهای اسلامی داخل شدند:
در این حالت، سلف وخلف، فقهای مذاهب چهارگانه ومحدّثان ومفسرین درتمام ادوار مختلف اسلامی، اتفاق نظر دارند که، جهاد در این حالت براهالی شهری که مورد تهاجم واقع شده وآنانی که مجاور ونزدیک آن قرار دارند، فرض عین است.
بگونه ای که فرزند بدون اجازه ی پدر و همسر بدون اجازه ی شوهر وبدهکار بدون اجازه ی طلبکار می تواند برای جهاد بیرون بروند.
اگر تعداد اهالی آن شهر برای مقابله کافی نبودند، یا اینکه ازخود کوتاهی وسستی نشان دادند ونشستند، آنگاه فرض عین به شکل دایره از نزدیکترین جا آغاز ودامنه ی آن گسترش می یابد. به این ترتیب اگر باز هم نزدیکترها برای مقابله کافی نبودند ویا کوتاهی کردند، دا منه ی آن فراگیر و شامل همه ی کره ی زمین می گردد.

در (حاشیه ابن عابدین 3/138) آمده است:
اگر دشمن به مرزها وثغور اسلامی حمله کرد، برآنانی که به این سرزمین نزدیک اند، جهاد فرض عین است. وآنانی که با دشمن فاصله دارند تا هنگامی که نیازی احساس نشده برآنان فرض کفایه است. اما به حضورشان نیاز بود، بدین گونه که افراد حاظر درمقابل دشمن تاب مقاومت نیاوردند یا اینکه توانایی مقابله را داشتند، اما از خود ضعف وسستی نشان دادند وبه مقاومت و جهاد نپرداختند، آنگاه جهاد برآنانی که به این گروه نزدیگترند، مانند نماز وروزه فرض عین می گردد. ونباید آن را ترک نمایند.
وبه همین ترتیب در صورت نیاز به همکاری مسلمانان مجاور آن سرزمین مورد تهاجم، به تدریج بر تمام مسلمانان شرق وغرب فرض می گردد.
علامه کاسانی (رحمه الله) در (بدائع الصنائع7/72) وابن نجیم (رحمه الله) در(البحر الرائق 5/191) و ابن همام (رحمه الله) نیز در(فتح القدیر5/191) همین فتوا را داده اند.

ابن تیمیه (رحمه الله) می گوید:
" اذا دخل العدو بلاد الاسلام فلا ریب أنه یجب دفعه علی الاقرب فالاقرب اذبلاد الاسلام کلها بمنزلة البلدة الواحدة وانه یجب النفیر الیه بلا اذن والده ولاغریم ونصوص احمد صریحة بهذا"(فتاوی الکبری4/608).
هنگامی که دشمن به سرزمین اسلام تجاوز نمود، بدون شک مقابله با دشمن به ترتیب، بر نزدیک ترین آنان واجب است. زیرا سرزمین های اسلامی، سرزمین واحدی اند. ودر چنین شرایطی اقدام سریع ورفتن به سوی دشمن واجب است. وفرزند بدون اجازه ی پدر وبدهکار بدون اجازه ی طلبکار بیرون شود ونصوص امام احمد(رحمه الله) به این مطالب صراحت دارند واین حالت بعنوان(نفیر عام) بسیج عمومی برای پیکار دشمن شناخته شده است.
والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین
سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com
شرایط جهاد و مجاهد ، زمان و مکان جهاد ، اقسام جهاد و همچنان حکم انتحار را در اسلام شرح دهید.
شماره فتوى 3297 

لطف فرموده شرایط جهاد و مجاهد ، زمان و مکان جهاد ، اقسام جهاد و همچنان حکم انتحار را در اسلام شرح دهید. و هم اگر لطف مزید فرموده توضیح دهید که آیا در شرایط فعلی در عراق و افغانستان جهاد فرض است یا خیر ؟؟؟

الحمدلله،
مشروعیت جهاد با کتاب و سنت اثبات شده است:

قال الله تعالی : (وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ) البقرة /190 .
یعنی: و در راه خدا با کسانی که با شما می‏جنگند بجنگید ولی از اندازه درنگذرید زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‏دارد.

قال الله تعالی : (وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنْ انتَهَوْا فَلا عُدْوَانَ إِلا عَلَی الظَّالِمِینَ(البقرة /193.
یعنی: با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‏ای نباشد و دین مخصوص خدا شود پس اگر دست برداشتند تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.

وقال : ( وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنْ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ) الأنفال /39 .
یعنی: و با آنان بجنگید تا فتنه‏ای بر جای نماند و دین یکسره از آن خدا گردد پس اگر [از کفر] بازایستند قطعا خدا به آنچه انجام می‏دهند بیناست.

و نیز در حدیث صحیح ثابت است که :
أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّی یَشْهَدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَیُقِیمُوا الصَّلاةَ، وَیُوُتُوا الزَّکَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلا بِحَق