۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:22:00  1346- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۹ محرم ۱۴۳۴ برابر با ۳ آذر ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:17:00  1345- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۲ محرم ۱۴۳۴ برابر با ۲۶ آبان ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:16:00  1344- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۲۴ ذي الحجه ۱۴۳۳ برابر با ۱۹ آبان ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:14:00  1343- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۱۷ ذي الحجه ۱۴۳۳ برابر با ۱۲ آبان ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:12:00  1342- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۱۰ ذي الحجه ۱۴۳۳ برابر با ۵ آبان ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:09:00  1341- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۳ ذي الحجه ۱۴۳۳ برابر با ۲۸ مهر ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:07:00  1340- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۲۶ ذي القعدهٔ ۱۴۳۳ برابر با ۲۱ مهر ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:05:00  1339- خطبه مسجد الحرام: جمعه ۱۹ ذي القعده ۱۴۳۳ برابر با ۱۴ مهر ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:00:00  1338- خطبه مسجد الحرام: جمعه ۱۲ ذوالقعده ۱۴۳۳ برابر با ۷ مهرماه ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:58:00  1337- مسجدالحرام: جمعه ۵ ذوالقعده ۱۴۳۳ برابر با ۳۱ شهريور ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:56:00  1336- خطبه مسجد الحرام: جمعه ۲۰ شوال ۱۴۳۳ برابر با ۱۷ شهريور ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:55:00  1335- خطبه مسجد الحرام: جمعه ۱۳ شوال ۱۴۳۳ برابر با ۱۰ شهريور ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:20:00  1334- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۶ شوال ۱۴۳۳ برابر با ۳ شهريور ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:19:00  1333- خطبه مسجد نبوي شريف: جمعه ۴ شوال ۱۴۳۲ برابر با ۱۱ شهريور ۱۳۹۰ 
2012-12-31 09:18:00  1332- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۲۶ رمضان ۱۴۳۲ برابر با ۴ شهريور ۱۳۹۰ 
2012-12-31 09:14:00  1331- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۱۵ رمضان ۱۴۳۳ برابر با ۱۳ مرداد ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:02:00  1330- خطبه مسجد الحرام: جمعه ۸ رمضان ۱۴۳۳ برابر با ۶ مرداد ۱۳۹۱ 
2012-12-31 09:01:00  1329- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۱ رمضان ۱۴۳۳ برابر با ۳۰ تير ۱۳۹۱ 
2012-12-31 08:58:00  1328- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۹ شعبان ۱۴۳۳ برابر با ۹ تير ۱۳۹۱ 
2012-12-31 08:52:00  1327- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۲ شعبان ۱۴۳۳ برابر با ۲ تير ۱۳۹۱ 
2012-12-16 10:35:00  1326- بیان عظمت الله جل جلاله 
2012-12-09 02:10:00  1325- فرازهاي از سخنان ارزشمند امام ابوحنيفه رحمه الله 
2012-12-09 02:08:00  1324- امام ابوحنيفه از ديدگاه ديگران 
2012-11-28 03:39:00  1323- مروري بر جايگاه اخلاق در اسلام 
2012-11-15 09:18:00  1322- حسين‌ بن‌ علي رضي الله عنه 
2012-11-12 01:51:00  1321- چشم اندازي به وضعيت نابسامان، مكاتب و مدارس افغانستان 
2012-11-12 01:49:00  1320- وصاياي تربيتي فرزندان 
مفهوم جوانی، و مراحل زمانی آن

دانشمندان اسلامی در تعریف مصطلح جوانی، بیش از چند رویکرد را مد نظر خویش قرار دادند؛ که مهمترین آنها عبارتند:

1- رویکرد زمانی (عمر فرد)
در این رویکرد این سؤال مطرح است که شروع سن جوانی چه وقت است؟ أیا می توان محدوده سنی برای آن قائل شد؟
در کنفراس جوانان عربی دوران جوانی را بین سنین 15 تا 25 سالگی تعیین کردند، و بعضی از روان شناسان نیز با این نظریه موافق هستند و أن را از دیدگاه واقعی و عملی، مورد تایید اجتماع امروزی می دانند.
و از دید گاه دیگر می توان گفت: تعیین شروع و پایان سن جوانی از یک جامعه تا جامعه ی دیگر متفاوت است، و این تفاوتها بر اساس اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی، و اقتصادی می تواند در تعیین سن جوانی تاثیر گذار باشد.
دیدگاه دوم را می توان برای کشورمان ترجیح داد، چون ما در جامعه ی ایران مشاهده می کنیم که شروع سن جوانی بر اساس فرهنگ ها و آداب و رسوم، حتی ناحیه أب و هوایی تاثیر گذار است.

2- رویکرد روانی یک شخص
بعضی از کارشناسان تربیتی بر این باورند که مرحلۀ زمانی خاصی نمی توان برای سن جوانی در نظر گرفت، بلکه این امر بر اساس استعداد ها و احتیاجات و یا رشد فکری و ذهنی اشخاص متفاوت است.
و هر فرد مقدار جنب و جوش ها و فعالیتهای وی، نشان دهنده سن جوانی اش می باشد، و در جهت مقابل یأس و نآمیدی و ضعف و ستی نشانه پایان این سن می باشد.

3- رویکرد بیولوژی
طرفداران این رویکرد تعیین دورۀ جوانی را بر اساس رشد و نمو اعضای جسمی انسان تصور می کنند، حال چه عضو خارجی باشد یا عضو داخلی!!

4- رویکرد اجتماعی
این رویکرد یکی از مهمترین رویکردهای ذکر شده است، جامعه شناسان بر این باورند: که اجتماع و جامعه بیشتر نقش را در شکوفایی مراحل جوانی ایفا می کند، به گونه ی که مکانت اجتماعی جوانان و نقش آنها در اجتماع در این امر تاثیر بسزایی دارد.
جامعه شناسان با تعریف قانونی سن جوانی موافق هستند بر این باورند که یک فرد در سنین بین 15 تا 25 سالگی، رشد  عقلی و روانی و اجتماعی در آنها ظاهر می شود، و افراد در این مرحله ی سنی می توانند در مسائل اجتماعی، فرهنگی، فکری، دینی،اقتصادی و سیاسی مشارکت داشته باشند.
اما دانشمندان اسلامی در طی تحقیقات و پژوهش های خویش به  این نتیجه رسیدند که حداقل شروع سن جوانی را می توان پانزده سالگی تصور کرد و بیشترین أن سن چهل سالگی، و استدلال نموده اند به این فرمودۀ خداوند: (حتى إذا بلغ أشده وبلغ أربعين سنة) به دین معنا که وقتی انسان به سن چهل سالگی رسید فهم وعقلش کامل می شود، و بعضی از مفسرین بر این باورند سن رشد  و قوت همان سن 33 سالگی است.
جدول پایین نشان دهندۀ مراحل عمر یک فرد را به تصویر کشانده است، و درصد زندگی یک فرد (بر اساس حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم که می فرمایند: عمر امت من بین 60 تا 70 سالگی می باشد) تقسیم بندی نموده است.

دوران
 سال
 درصد سپری شدن زندگی
 
از 
  تا
 
طفولیت و کودکی
 تولد
 14 سالگی
 22%
 
جوانی
 15 سالگی
 40 سالگی
 40%
 
کهولت و میان سالگی
 41 سالگی
 50 سالگی
 15%
 
پیری
 51 سالگی
 وفات
 23%
 
 سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily .Com  
============
منبع: الاساليب النبوية لتنمية القيم الإسلامية لدي الشباب المسلم، تأليف: الطيب أحمد الشنقيطي 
گمان خوب نسبت به دیگران

اغلب مردم که ما با آن‌ها زندگی می‌کنیم، هرچند که در بدی غرق باشند اما از خیر – اگرچه بسیار اندک هم باشد – خالی نیستند، پس اگر بتوانیم به کلید خیر آن‌ها دسترسی پیدا کنیم بسیار خوب است.
مشهور است که یک جنایتکار از خانه‌های مردم بالا می‌رفت و اموال آن‌ها را سرقت می‌کرد تا بخشی از آن‌ها را برای انسان‌های ضعیف و یتیم خرج کند یا مسجد بسازد! یا زنی را می‌بینی که فرزندان یتیم و گرسنه‌ای دارد، لذا زنا می‌کند تا از این جهت آن‌ها را سیر نماید:

بنى مسجداً لله من غير حله
كمطعمة الأيتام من كدِّ عرضها !

فكان بحمد الله غير موفق
لك الويل لا تزني ولا تتصدقي

«از راه حرام برای خداوند مسجد می‌سازد و به حمد خداوند در کارش موفق نمی‌شود»
«مانند زنی که ناموس‌فروشی می‌کند و به یتیمان غذا می‌خوراند! وای بر تو زنا نکن و آن را صدقه نکن».
چه‌قدر افراد شمشیربدست هستند که انسان‌ها را با آن بدرند که ناگهان کودک یا زنی در قلبش رسوخ کرده و آنان را به رحم و شفقت وامی‌دارد و شمشیر و اسلحه را می‌اندازند. بنابراین، با همه مردم چنان برخورد کن که احساس می‌کنی در آن‌ها خیری است قبل از این که نسبت به آن‌ها گمان بد داشته باشی.
اخلاق پیامبر و خنکی چشم ما حضرت محمد صلى الله عليه وسلم به حدّی رسیده بود که در پی عذرهای اشتباهکاران بوده و به گناهکاران خوش‌بین و نیک‌گمان بود.
هرگاه با گناهکاری برخورد می‌کرد نخست به جنبه‌های ایمانی او می‌نگریست، پیش از این که به جوانب شهوت و عصیان او بنگرد. نسبت به هیچکس بدگمان نبود و با آنان چون فرزندان و برادرانش برخورد می‌کرد. همچنانکه خیرخواه خویش بود، برای دیگران نیز خیرخواه بود. شخصی در زمان رسول خدا صلى الله عليه وسلم به شرب خمر و می‌گساری مبتلا بود، روزی او را در حالی آوردند که شراب نوشیده بود. رسول خدا صلى الله عليه وسلم دستور داد به او شلاق بزنند. چند روزی گذشت و باز شراب نوشید و دو مرتبه او را آوردند و باز به او شلاق زده شد. باز چند روزی گذشت و سپس او را آوردند که شراب خورده است و شلاق زده شد. وقتی بیرون رفت، یکی از اصحاب گفت: خدا نفرینش کند، چه‌قدر او را می‌آورند.
رسول خدا صلى الله عليه وسلم به او نگاه کرد در حالی که رنگ چهره‌اش متغییر شده بود و گفت: به او نفرین نکن. زیرا به خدا قسم تو چه می‌دانی که او خدا و رسولش را دوست دارد([1]).
پس هرگاه با مردم تعامل نمودی عادل و با انصاف باش، خیری را که در آن‌ها وجود دارد یادآوری کن و این احساس را در آن‌ها به وجود آور که این شر و بدی که در آن‌ها قرار دارد باعث نشده که تو خیر آن‌ها را فراموش کنی و این امر آن‌ها را به تو نزدیک می‌کند.
هنر...
«پیش از این که در کشیدن درخت شر از دیگران اقدام نمایی، نخست از درخت خیر آن‌ها جستجو کن و آن را آبیاری کن».

سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily .Com 
============
منبع: استمتع بحیاتک، تألیف: دکتر محمد بن عبدالرحمن العریفی، مترجم: محمد حنیف حسین زای.
[1]- متفق علیه.
نرمی در هرچیزی، آن را زیبا می‌کند

مرتب بر زبان‌هایمان متداول است که هرگاه از شخصی خوش‌مان بیاید، او را اینگونه تعریف می‌کنیم: فلانی انسانی متین و با وقار است. فلانی انسانی سنگین است، فلانی فردی آرام است.
اگر بخواهیم کسی را مذمت و نکوهش نماییم، می‌گویی: فلانی عجول است، فلانی سبک است.
اما رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) چنین می‌گوید: «ما كان الرفق في شيء إلا زانه وما نزع من شيء إلا شانه» «نرمی در هرچیزی باشد آن را زیبا و قشنگ می‌نماید، و از هر چیزی گرفته شود، آن را زشت می‌گرداند»([1]).
آیا تو می‌توانی یک تن آهن را با یک انگشت برداری؟
آری، وقتی یک جرثقیل بیاوری و با نرمی و آرامی آن را محکم ببندی و سپس آن را بالا می‌بردی، وقتی در هوا آویزان گردید می‌توان آن را با کوچکترین حرکت انگشت تکان دهی.
دو دوست باهم توافق نمودند که نزد شخصی جهت خواستگاری دو دخترش که یکی بزرگتر و دیگری کوچکتر بود، بروند. یکی به دیگری گفت: من دختر کوچکتر را می‌گیرم و تو بزرگتر را.
آن رفیقش فریاد زد:، نه نه نه، دختر بزرگتر مال تو و کوچکتر مال من. در این وقت اولی گفت: باشه، دختر کوچک مال تو و آنکه از او کوچکتر است مال من. او گفت: من موافقم. ولی نفهمید که رفیقش تصمیم او را تغییر داده است جز اینکه با نرمی و آرامی اسلوب کلام را تغییر داده است.
در حدیث آمده است: «هرگاه خداوند به اهل یک خانه‌ای اراده خیر داشته باشد، در آن‌ها نرمی را عطا می‌فرماید و هرگاه خداوند به اهل خانه‌ای بدی را اراده کند، مهربانی را از آن‌ها می‌گیرد»([2]).
در حدیث دیگری رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید: «خداوند نرم و مهربان است و نرمی را دوست دارد، و به نرمی می‌دهد آنچه را که به خشونت نمی‌دهد و آنچه را که به غیر آن نمی‌دهد»([3]).
نرم‌خویی و آسان‌گیری و آزادمنشی در نزد مردم محبوب و پسندیده است و دل‌ها به آن آرام می‌گیرند و در آن اعتماد می‌شود، بویژه زمانی که 