ن حدیث سؤال شد آنرا ضعیف دانسته، و عالمان زیادی این حدیث را ضعیف دانسته، و صحیح ندانسته‌اند.
ولی گروه دیگری از علماء جواب داده‌اند که مراد حدیث این است که اهل بیت هرگز بر ضلالت و گمراهی جمع نمی‌شوند. و گفته‌اند: ما هم این را تصدیق می‌نماییم، همچنانکه قاضی ابویعلی و غیر او را هم نام برده‌اند.
امّا اهل بیت – بحمد الله – بر هیچ یک از ویژگیهای مذهب رافضه اتفاق نداشته، و حتی از ناپاکی و زشتی‌های آن دور و مبرّا هستند.
و امّا گفته او: «اهل بیتم – خانواده‌ام – مانند کشتی نوح است» هیچ سند صحیحی ندارد، و در هیچ یک از کتب حدیث، مورد اعتماد وجود ندارد، و حدیث را کسی روایت کرده، که مانند هم قطارانش که مثل هیزم کشان شب هستند که هر چه را یافتند جمع می‌کنند که بیشتر سستی و بی‌اساسی گفته او را می‌رساند.
دوّم: یقیناً که پیامبر خدا ص در مورد خانواده‌اش فرموده: که خانواده‌ام و قرآن از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند، و البته ایشان صادق و مصدوق است، و این دلیل بر حجّیت اجماع اهل بیت می‌باشد و طوایفی از اهل سنت این را تأیید کرده‌اند، قاضی أبو يعلى هم در کتاب «معتمد» خود یادآور این نکته شده است.
امّا کلمه – عترت – کل بنی هاشم را می‌‌رساند: از پسران عباس گرفته، تا فرزندان علی، و فرزندان حارث بن عبدالمطلب، و همه فرزندان ابی‌طالب و بقیه نزدیکان پیامبر ص و علی به تنهایی «عترت» نیست، و سید و سرور –عترت – رسول خدا ص می‌باشد.
سوم – همه اهل بیت بر امامت و برتری علی اجماع نداشته‌اند، و حتی امامان اهل بیت مانند ابن عباس و غیر او ابوبکر و عمر را در امامت برتر و مقدّم می‌دارند.
چهارم - گفته آنها با دلیل قویتر از خود تعارض دارد، و آن اینکه اجماع امّت حجّت محسوب می‌شود. به دلیل کتاب و سنّت و اجماع، و اهل بیت قسمتی از اجماع هستند، و از اثبات اجماع امّت، اجماع اهل بیت هم لازم می‌آید، بر اینکه برترین امّت ابوبکر(رض) می‌باشد. همچنانکه قبلاً گفته شد و دوباره هم می‌آید.
--------------------------------------------
1) تخریج حدیث قبلاً ذکرشد.
2) تخریج حدیث قبلاٌ گفته شد.
3) تخریج حدیث قبلاٌ گفته شد.این کتاب در تهران در حدود نود صفحه به طبع رسیده است. ابن مطهر در این کتاب اگر چه بطور عام از عقائد رافضی‌ها سخن می‌گويد اما محور اصلی این کتاب اصل عقیدۀ روافض (که همان امامت می‌باشد) است.
منهاج الکرامه یک مقدمه و شش فصل به این ترتیب دارد:
فصل اول: بیان مذاهب دربارۀ امامت. 
فصل دوم: مذهب امامیه (رافضی‌ها) واجب الاتباع است. 
فصل سوم: آوردن دلائل بر امامت علي بعد از رسول الله. 
فصل چهارم: امامت بقیۀ اثنا عشر. 
فصل پنجم: کسانی که قبل از علی حکم می‌راندند امام نبودند. 
فصل ششم: ابطال دلائل اهل سنت بر امامت ابوبکر.
ابن مطهر موضوع کتاب خویش را بیان می‌كند که درباره‌ی مسأله‌ امامت است و می‌نويسد که غرض از تألیف این کتاب تقدیم آن به پادشاه مغول الجایتو (از شاهان سلسلۀ ایلخانی مغول) است.
(الجایتو خدا بنده از نواده‌های هولاکوخان فرزند طولو فرزند چنگیز خان بود).
ابن مطهّر در کتاب "منهاج الکرامه" بر عقیدة اهل سنت و جماعت تاخت و بر اثبات عقیدۀ رفض و بدعت پافشاری نمود. و شیخ الاسلام ابن تیمیه کتاب منهاج السنه را در رد این کتاب نوشته است و در راه کسب رضای الهی کوشیده است، و این کتاب سرمایۀ خوبی برای اهل سنت شده است.
و شیخ الاسلام در رد قانع کننده‌ای بر کتاب منهاج الکرامه ابن مطهر حلی رافضی نوشته است, هر نکته و هر مبحث این کتاب را مفصّل نقد و رد می‌كند، و گاهی نیز بخاطر فایده، بحثهای مناسب دیگری را نیز درج نموده است. ایشان کتاب خویش را با خطبه و مقدمه‌ی عام ابتدا نموده، و پس از آن در یک مبحث پانزده صفحه‌ای (طبق چاپ بولاق) مقدمه منهاج الکرامه را نقد و برسی می‌کند، و بعد از آن بر فصل کتاب اول منهاج الکرامه ابن مطهر رافضی نقد نوشته و همچنان تا فصل اخیر پیش می‌رود که خواننده از مطالعه این ابحاث به حقیقت پی می‌برد، و بر معلوماتش اضافه می‌شود، و درمی‌یابد که چگونه روافض حقائق را وارونه جلوه دادند، و با خیانت به تاریخ، چهرۀ مسلمانان صدر اسلام، و به خصوص صحابه‌ی کرام را با ادعای باطل خویش خدشه‌دار کردند، و همچنین خواننده می‌بیند که چگونه قلم شیوای شیخ الاسلام ابن تیمیه، یاوه‌سرائی روافض را جواب داده، و ذهن خواننده را نسبت به سلف صالح امت، و صحابه‌ی کرام پیامبر خدا  ص پاک می‌کند. 
و قابل یادآوردى است که کتاب منهاج السنه تالیف شیخ الاسلام ابن تیمیه در چهار جلد بزرگ (طبع بولاق) به چاپ رسیده است، و تعداد زیادی از علمای کرام و دانشمندان امت اسلامی از جمله شاگردان شیخ الاسلام به این يك کتاب اهتمام و عنایت خاصی بخشیده‌اند، و به نوعی در شرح و اختصار و یا حاشیه‌نویسی بر این کتاب مهم و معتبر, وقت خویش را صرف کرده و استفاده از آن را آسان‌تر نموده‌اند.
که از آن جمله حافظ ذهبی : (از شاگردان شیخ الاسلام ابن تیمیه) این کتاب را اختصار نموده و دانشمند مبارز آیت الله ابو الفضل برقعی قمی : آن را به زبان فارسی ترجمه نموده‌اند، و از جمله کسانی که این کتاب گران‌مایه را اختصار نموده‌اند دانشمند گرامی دکتر عبدالله بن محمد الغنیمان استاد دانشگاه (پوهنتون) اسلامی مدینه‌ی منوره است، و ترجمه‌ی فارسی این اختصار است که خدمت شما عزیزان تقدیم می‌شود که‌ امیدواریم استفاده‌ی شایان از این کتاب کم نظیر و تحفه‌ی نایاب و ناب را بنمایید(1).
---------------------------------------------
1)  کتاب حافظ ذهبی ترجمه‌ی برقعی و همچنین این کتاب را می‌توانید از سایت اهل سنت و جماعت دریافت کنید. www.ahlesonnat.netرافضی می‌گوید: «یازدهم» درباره آنچه اهل سنت روایت کرده‌اند از وجوب محبّت و ولایت علی(رض) امام احمد بن حنبل در مسندش روایت کرده: که همانا رسول خدا ص دست حسن وحسین را گرفت و فرمود: کسی که مرا دوست بدارد و این دو را و پدر و مادرشان را دوست بدارد او روز قیامت با من در یک جا می‌باشد. ابن خالویه از حذیفه روایت کرده که گفت: رسول خدا ص فرمود: هر کس دوست دارد که به دسته یاقوتی که خداوند به دست خودش درست کرده و فرموده: درست شو او هم فرمانبرداری نموده و درست شده، تمسّک جوید، باید ولایت علی را بعد از من بپذیرد.
و از ابی‌سعید هم روایت شده که گفت: رسول خدا ص به علیّ فرمود: محبّت تو ایمان، و کینه تو نفاق، و اولین کسی که وارد بهشت می‌شود دوست‌دار تو، و اولین کسی که داخل دزوخ می‌شود بدخواهان تو، و به راستی خداوند تو را سزاوار این مقام دانسته پس تو از منی و من از تو هستم، و هیچ پیامبری بعد از من نیست.
از شقیق بن سلمه از عبدالله هم روایت شده که گفت: رسول خدا ص را دیدم در حالی که دست علی را گرفته و می‌فرمود: این ولی من است و من ولی او هستم. من با کسانی که دشمن او هستند دشمنی می‌کنم و با کسانی که با او در صلح به سر می‌برند صلح می‌کنم.
أخطب خوارزم از جابر روایت می‌کند. پیامب