ن کرد. 
در جواب باید گفت: «دادن صدقه بر مسلمانان واجب نبوده است که با ترک آن گناهکار محسوب گردند، و تنها زمانی واجب بوده که شخص می‌خواست با پیغمبر ص نجوا نماید، و مورد اتفاق است که کسی جز علی نخواست نجوا نماید و او نیز برای این منظور به شخصی صدقه داد. 
و امر موجود در این آیه مانند امر به دادن فدیه است، برای کسی که بخواهد اول عمره و سپس حج را بجا بیاورد.مولف رافضی می‌گوید: «محمد بن کعب قرظی می‌گوید: طلحه ‌بن شیبه از بنی عبدالدار و عباس ‌بن عبدالمطلب و علی ‌بن ابی طالب افتخارات خود را بر می‌شمردند. طلحه ‌بن شیبه گفت: من کلیدهای کعبه را دارم، اگر بخواهم می‌توانم در آن بمانم. عباس گفت: من مسئول سقایت کعبه هستم و اگر بخواهم در مسجد الحرام می‌مانم. علی گفت: نمی‌دانم چه می‌گویید، من قبل از همه مردم شش ماه به سوی قبله نماز خوانده‌ام و مجاهد در راه خدا بوده‌ام. به دنبال این جریان خداوند نازل فرمود که: ﴿أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾. (التوبه: 19).
«آيا سيراب كردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) كسى قرار داديد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده، و در راه او جهاد كرده است؟!(اين دو،) نزد خدا مساوى نيستند! و خداوند گروه ظالمان را هدايت نمى‏كند».
در جواب مولف باید گفت: این خبر با این الفاظ در هیچ یک از کتب حدیثی مورد اعتماد وجود ندارد و بلکه نشانه‌های دورغ و جعلی بودن در این حدیث آشکار است، از جمله: طلحه ‌بن شیبه وجود خارجی ندارد و خادم کعبه شیبه ‌بن عثمان ‌بن طلحه بوده است، و این نشان می‌دهد که حدیث صحیح نیست. از نشانه‌های دیگر اینکه عباس گفته «اگر بخواهم در مسجد الحرام می‌مانم» در حالی که ماندن در آن هیچ فضیلتی به همراه ندارد تا به آن افتخار شود. 
به علاوه، در حدیث آمده که علی گفت: «شش ماه قبل از مردم نماز خوانده‌ام ...» بطلان این سخن آشکار است زیرا فاصله زمانی بین ایمان آوردن علی با ایمان آوردن زید و ابوبکر و خدیجه، یک روز و یا در همین حدود بوده است، پس چگونه شش ماه قبل از همه مردم نماز خوانده است؟ 
و در نهایت باید گفت: عبارت: «من مجاهد و صاحب جهاد بوده‌ام» در حالی که تعداد بسیاری در آن شرکت کرده باشند، نادرست است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:97.txt">فصل (51)  در مورد اینکه حدیث وصیت دروغ و ساختگی است</a><a class="text" href="w:text:98.txt">فصل (52)  در مورد به دوش گرفتن علی(رض) توسط پیامبر ص واینکه فضیلتی در آن نیست</a><a class="text" href="w:text:99.txt">فصل (53) در مورد جعلی بودن حدیث (راستگویان سه نفراند...) و اینکه دلالتی بر امامت علی (رض)ندارد</a><a class="text" href="w:text:100.txt">فصل (54)  در مورد فرموده پیامبر ص به علی(رض) (تو از من و من از تو هستم)و اینکه دلالتی بر امامت علی(رض) ندارد</a><a class="text" href="w:text:101.txt">فصل (55)  استدلال رافضی به حدیث مرسل عمرو بن میمون و بیان توضیح آن</a><a class="text" href="w:text:102.txt">فصل (56)  در بیان فضایل دروغینی که رافضی برای علی(رض) ذکر نموده و رد  بر آن</a><a class="text" href="w:text:103.txt">فصل (57)  رد بر افتراء رافضي در مورد حديث روز شورا</a><a class="text" href="w:text:104.txt">فصل (58)  در مورد دروغ بودن حدیث (مشتاق شدن ملائكه كروبيين به علي (رض))</a><a class="text" href="w:text:105.txt">فصل (59)  در بیان دروغ بودن حدیث (من جوان پسر جوان برادر جوان هستم) </a><a class="text" href="w:text:106.txt">فصل (60)  در مورد روایت ابوذر(رض) كه علي(رض) را دوست داشت</a></body></html>مولف رافضی می‌گوید: «از جمله فضایل دیگر علی اینکه: احمد بن حنبل از انس بن مالک نقل می‌کند که گفت: به سلمان گفتیم: از پیغمبر ص بپرس که چه کسی وصی و جانشین او است؟ سلمان پرسید: ای رسول خدا! چه کسی وصی تو است؟ فرمودند: ای سلمان! وصی موسی چه کسی بود؟ جواب داد: یوشع‌بن نون، رسول الله ص فرمود: وصی من کسی است که دَین مرا می‌پردازد و به وعده من عمل می‌کند و آن شخص، علی‌بن ابی طالب است. 
در جواب مولف باید گفت: این حدیث به اتفاق محدثان کذب و ساختگی است و در مسند امام احمد بن حنبل نیست. احمد یکی از ابواب مسند را در فضایل صحابه تصنیف کرده که فضایل ابوبکر، عمر، عثمان، علی و جماعتی دیگر از صحابه را در آن ذکر نموده است. و در آن کتاب هم احادیث صحیح و هم احادیث ضعیف را از باب تعریف ذکر کرده است، و هر چه آورده، صحیح نیست. به علاوه در باب «فضایل صحابه» از کتاب مسند امام احمد زیاداتی وجود دارد که قطیعی آنها را از شیوخ خودش روایت کرده است و این زیادات قطیعی غالباً جعلی و ساختگی هستند، همچنانکه - ان شاء الله - به بیان بعضی از آنها می‌پردازیم. شیوخ قطیعی از کسانی روایت می‌کنند که در طبقه احمد هستند. و این روافض نادان و جاهل هر وقت حدیثی را در این باب دیدند، گمان می‌کنند احمد بن حنبل آن را روایت کرده است، در حالی که گوینده آن قطیعی است و شیخ قطیعی شخصی است که از طبقه احمد است. و همچنین در مسند احمد زیاداتی از جانب پسرش عبدالله اضافه شده است، مخصوصاً در مسند علی‌بن ابی طالب (رض)، عبدالله زیادات بسیاری اضافه نموده است.مولف رافضی می‌گوید: «و یزید بن ابی مریم از علی(رض) نقل می‌کند که گفت؛ با رسول اکرم ص رفتیم تا به کعبه رسیدیم، پیغمبر ص به من گفت: بنشین. نشستم و او روی شانه من رفت. خواستم که برخیزم. رسول الله ص ضعف مرا دید، پس پایین آمد و نشست و فرمود: روی شانـه من برو. روی شانـه‌هایش نشستم. و رسـول الله ص برخواست، احساس کردم اگر بخواهم به افق آسمان می‌رسم. به بالای کعبه رسیدم و مجسمه‌ای از طلا و یا مس بر آن دیدم، آن را زیر و رو و بالا و پایین کرده، تا بر آن سیطره یافتم. پیغمبر ص فرمود: آن را بینداز. آن را انداختم و بسان شیشه شکست. سپس پایین آمدم و همراه رسول اکرم ص دویدیم تا در بین خانه‌ها ناپدید شدیم، از ترس اینکه مبادا کسی ما را ببیند».
در جواب مولف باید گفت: این حدیث حتی اگر صحیح باشد، متضمن چیزی از خصائص ائمه و یا خصایص علی نیست. زیرا پیغمبر ص در حالی که امامه بنت ابی العاص بن ربیع را بر روی شانه‌هایش می‌گذاشت، نماز می‌خواند: وقتی می‌ایستاد او را روی شانه‌هایش می‌گذاشت، و وقتی سجده می‌برد او را روی زمین می‌گذاشت. گاهی که پیغمبر ص سجده می‌برد، حسن(رض) از سر و شانه‌های ايشان بالا می‌رفت. پیغمبر ص می‌فرمود: «إنَّ ابني ارتحلني»(1)  یعنی: پسرم حسن سوار بر دوش من شده است. و پیغمبر ص حسن را می‌بوسید. پس چنانچه پیغمبر ص پسر و دختر خردسال را روی دوش خود سوار کرده است، حمل علی توسط ایشان به معنی خصایص و فضایلی برای علی نیست. زیرا غیر علی نیز با او در آن شریک و سهیم‌اند. باید اضافه کرد حمل علی توسط پیغمبر ص به خاطر عجز علی از حمل پیغمبر ص بوده است، پس این ماجرا ذیل مناقب پیغمبر ص قرار می‌گیرد و فضیلت کسی که پیغمبر ص را حمل می‌کند 