اشتند، سپس فرمود: ﴿قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ﴾. (الفتح: 16).
مرادش این است که شما را دعوت خواهیم نمود از این به بعد برای جنگ با قومی قدرتمند، و حقیقت رسول اللّه ص برای غزوات زیادی آنها را دعوت نمود مثل: غزوه‌ی مؤته و حنین و تبوک و غیره، پس دعوت کننده رسول اللّه ص بوده است. و همچنین: ممکن است دعوت کننده علی باشد، آنگاه که با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگید، و آنها به صف علی برگشتند در حالیکه مسلمان شدند، چون پیغمبر ص فرموده: ای علی جنگ با شما جنگ با من است، و مسلّماً جنگ رسول اللّه ص جنگ با کفر است.
و امّا اینکه ابوبکر در جایگاه و در روز بدر انیس پیغمبر ص بوده فضیلتی در آن نیست، چون اُنس پیغمبر ص با خدا او را از هر انیس دیگری بی‌نیاز کرده بود، ولی وقتی پیغمبر ص می‌دانست اگر ابوبکر را به جنگ مأمور کند مشکل‌تر می‌شود، چون ابوبکر چندین مرتبه در جنگ فرار کرده بود. کدامیک بزرگتر هستند: آنکس که از جنگ نشسته و یا اینکه با نفسش در راه خدا مجاهدت می‌نماید؟
امّا اینکه بر پیغمبر ص بخشش داشته دروغ است، چون او دارای مال و دارایی نبود؛ پدرش در نهایت فقیری بود، بر سر سفرة عبد اللّه بن جدعان ندا در می‌داد که هر روز مُدّی به او ببخشد تا با آن زندگی کند، اگر ابوبکر ثروتمند بود پدرش را بی‌نیاز می‌کرد، و ابوبکر در زمان جاهلیّت معلّم بچّه‌ها بود و در زمان اسلام خیّاط بود، و هنگامی که ولی امر مسلمین شد مردم او را از خیّاطی منع کردند، گفت: من برای غذا نیازمندم، آنها نیز برای هر روز سه درهم از بیت المال برایش قرار دادند، و پیغمبر ص قبل از هجرت توسط خدیجه ثروتمند بود، و نیازی هم به تدارکات جنگ و لشکر نداشت، و بعد از هجرت هم ابوبکر چیزی نداشت تا ببخشد، سپس اگر ابوبکر انفاق نموده لازم بود که در مورد آن قرآن نازل شود همچنانکه در مورد علی نازل شد: ﴿هَلْ أَتَى﴾. (الإنسان: 1).
و معلوم است که پیغمبر ص بزرگوارتر است از کسانیکه امر المؤمنین بر آنها بخشش نموده است، و مالی که ادّعا می‌کنید ابوبکر بخشیده بیشتر بوده است؟ عدم نزول قرآن در مورد آن دلیل بر دروغ بودن روایت است. و امّا جلو انداختنش در نماز اشتباه است، چون وقتی که بلال اذان گفت عایشه به او گفت که ابوبکر را جلو بیاندازید، و وقتی که پیغمبر ص به هوش آمد و تکبیر را شنید گفت: چه کسی برای مردم نماز می‌خواند؟ گفتند: ابوبکر گفت: مرا بیرون ببرید در بین علی و عبّاس بیرون آمد او را به سوی قبله بردند ابوبکر را از نماز بیرون کرد و خودش برای مردم نماز خواند.
رافضی گفته است: (این است وضعیّت دلایل آن قوم، پس عاقل باید با انصاف بنگرد و قصد تبعیّت از حق را داشته باشد نه هوی و هوس، و تقلید از آباء و اجداد را ترک کند، چون خداوند در کتاب خود از آن نهی نموده است، و باید دنیا او را فریب ندهد، حق را به مستحق برساند، و مستحق را از حقّش محروم نکند، آنچه در این مقدّمه خواستیم ثابت کنیم این بود).
جواب: اینکه گفته شود: در این کلام دروغ و بهتان و افتراهایی وجود دارد که در میان هیچ فرقه‌ای از فِرَق اسلامی چنین چیزهایی دیده نشده است، شكى در آن نیست که رافضیها از هر کسی دیگر بیشتر به یهودیها شباهت دارند، چون آنها قومی بسیار بهتانکار هستند و می‌خواهند اسلام را به فوت دهان خاموش کنند، امّا خداوند مانع است و نور خود را به اتمام می‌رساند، اگر چه کافران دوست نداشته باشند. ظهور فضائل دو شیخ الاسلام: ابوبکر و عمر نزد هر کس عاقلی بسیار ظاهر و آشکارتر از فضل غیر ایشان است، این رافضیها می‌خواهند حقیقت را منقلب کنند، سهم بسزایی از قول اللّه تعالی دارند که می‌فرماید: ﴿فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَکَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ ﴾. (الزمر: 32).
«پس چه كسى ستمكارتر است از آن كسى كه بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را هنگامى كه به سراغ او آمده تكذيب كند؟».
و از اینکه می‌فرماید: ﴿فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ﴾. (يونس: 17).
«چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، يا آيات او را تكذيب مى‏كند؟! مسلما مجرمان رستگار نخواهند شد».
و امثال این آیات.
حقیقتاً این قوم بزرگترین تکذیب‌کنندگان حق هستند، در امت اسلامی در این زمینه همتایی ندارند.
امّا اینکه می‌گوید: (فضیلتی برای ابوبکر در غار نیست).
جواب: فضیلت ابوبکر در غار به نصّ قرآن ظاهر است، چون خداوند می‌فرماید: ﴿إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا﴾. (التوبه: 40).
«و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست».
پیغمبر ص خبر داده است که خدا با او و یارش است، همچنان که خدا به موسی و هارون گفت: ﴿ إِنَّنِي مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى﴾. (طه: 46).
«به درستی که من با شما هستم می‌شنوم و می‌بینم».
در صحیحین از حدیث انس از ابوبکر صدّیق(رض) روایت شده که ابوبکر گفت: پای مشرکین را که بالای سر ما بودند و ما در غار بودیم می‌دیدم، گفتم: ای رسول خدا، اگر یکی از آنها پای خودش را نگاه کند ما را می‌بیند، او گفت: (يا أبوبكر ما ظنّك بإثنين الله ثالثهما). یعنی: ای ابوبکر چه گمانی داری نسبت به دو نفری که الله سوّم آنها است(1)  اهل حدیث بر صحّت و مقبول بودن آن اتّفاق دارند، حتّی دو نفر هم در آن اختلاف ندارند، علاوه بر آن از احادیثی است که قرآن نیز بر مفهوم آن دلالت دارد، آنجا که می‌فرماید: ﴿إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا﴾. (التوبه: 40).
«و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست».
این نهایت مدح است برای ابوبکر؛ چون دلالت بر اینکه ابوبکر از کسانی هستند که پیغمبر ص بر ایمان ایشان شهادت داشته است، ایمانی که مقتضی نصرت خداوند است، برای او همراه پیغمبرش در چنین حالتی که خداوند بی‌نیازیش از مردم را بیان فرموده است، خداوند می‌فرماید: ﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ کَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ﴾. (التوبه: 40).
«اگر او را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرد; (و در مشكلترين ساعات، او را تنها نگذاشت;) آن هنگام كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند، در حالى كه دومين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت); در آن هنگام كه آن دو در غار بودند».
به همین سبب سفیان بن عیینه و غیر او گفته‌اند: خداوند تمام مردم را سرزنش نموده است به غیر از ابوبکر، گفته است هر کس صحابی بودن ابوبکر را انکار کند کافر است، چون در واقع قرآن را تکذیب کرده است، عده‌ای از اهل علم مانند ابوالقاسم سهیلی و غیر او گفته‌اند: این با هم بودن و همراهی برای غیر ابوبکر ثابت نشده است.
و همچنین قولش که می‌فرماید: (ما ظنك باثنين اللّهُ ثالثها). چه گمانی داری به دو نفرى که خداوند سوّم آنهاست. بلکه ویژگی آنها در لفظ آشکار است، همچنانکه در معنا آشک