 ادعای وی در تضاد است و در غیر این صورت چرا به حذف و قطع کلام سندی اقدام می‌نماید آیا این جز عدم رعایت امانت چیز دیگری هست؟؟
و سپس عبدالحسین مراجعه خود را با سخن دروغین آغاز نموده و می‌گوید: و وصیّت پیامبر به علی را نمی‌توان انکار کرد) و ما می‌گوئیم بلکه نمی‌توان آنرا اثبات کرد.
و سپس با اشاره به نصوص (موهوم) خود می‌گوید: (بعد از اینکه پیامبر علم و حکمت را به علی به ارث بخشید و ما نیز در صفحه (80-82) بطلان آنها را معلوم نمودیم و می‌گوید: پیامبر(ص) علی را مکلف نمود تا اینکه [جنازه] او را بشوید و او را کفن و دفن نماید، و این سخن صحیح است که علی از جمله کسانی بوده ‌است که پیامبر را غسل و کفن و دفن نموده‌اند و این فضیلتی برای علی(رض) است، اما تنها علی نبوده است، بلکه عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس قثم بن عباس، اسامه بن زید، و صالح غلام رسول خدا(ص) در آن مشارکت نموده‌اند و کتابهای زیرهم به آن اقرارنموده‌اند از جمله: 
سیره نبوی ابن هشام (4/312-315) – تاریخ طبری 3/211-214)، طبقات الکبری ابن سعد (2/277 (1/298-297)، تاریخ الاسلام ذهبی (2/575-576)، (البدایه و النهایه) ابن کثیر (5/260-263) و اگر غسل و تدفین پیامبر مستلزم وصیت می‌بود می‌بایست پیامبر(ص) به همه‌ی کسانی که در غسل او شرکت داشته‌اند وصیّت می‌نمود، و سخن عبدالحسین و مقدمه‌ای که به آن استناد نموده مستلزم چنین مسأله‌ای است [که به همه‌ی آنان وصیت شود] و ما شک نمی‌ورزیم که هیچ کس با ما مخالفت ندارد که غسل و تکفین و تدفین پیامبر هیچ گونه رابطه‌ای با وصیت پیامبر – برای کسی او را و غسل داده – در مسائل امامت ندارد.
و اما اینکه می‌گوید: پیامبر علی را به [غسل و کفن و دفن] مکلف و از وی تعهد گرفت، صحیح نیست و روایاتی هم که در حاشیه‌ی (2/242) در این باره ذکر کرده است تماماً ضعیف و از درجه‌ی اعتبار ساقط‌اند، اولین روایت اینکه علی می‌گوید: (پیامبر وصیت نمود که جز من کسی او را غسل ندهد) ابن سعد (2/282)، و ابن کثیر در (البدایه و النهایه) (5/261)، (مجمع الزوائد (9/36) – آنرا نقل نموده‌اند و حافظ ذهبی در (تاریخ خویش) (2/576) از طریق ابوعمرو کیسان از غلام یزید بن یلال از علی و کیسان القصّار روایت نموده است و کیسان القصار و استاد او یزید هر دو در اسناد (روایت) ضعیف‌اند. سپس قول علی که می‌گوید: (پیامبر مراوصیت نمود و فرمود: چون من از دنیا برفتم مرا هفت بار بشوئید ...) و در (الکنز) (1781/1) ذکر شده است و آنرا به ابوالشیخ و ابن نجار نسبت داده است، و این قصور از صاحب (الکنز است زیرا ابن ماجه هم (1468) آنرا روایت نموده است، و اسناد آن به خاطر عبادبن یعقوب رواجنی ضعیف است، و شرح حال وی در میان راویان صدگانه با شماره (46) ذکر گردید.
و قول عبدالواحد بن أبی عون – در نسخه‌ی اصل بالفظ عوانه نگاشته شده است که اشتباه است – حجتی برای او نیست، زیرا او از تابعین [هم] نیست، بلکه او از طبقه‌ی هفتم سال (144) است، پس چگونه روایت او از پیامبر صحیح است و روایت مذکور با ضعفی که در اسناد آن است و چون ابن سعد از طریق استادش محمد بن عمر واقدی روایت نموده است و او متروک (الحدیث) است و همچنانکه در (التهذیب گفته شده است مورد اتهام است.
اما قول ابن عباس: (علی دارای چهار خصلت است و جز او کسی دارای آنها نیست. 1- او اولین عربی و اعجمی است که با پیامبر نماز اقامه نموده است 2- او کسی است که در هر جنگ و معرکه‌ای بیرق پیامبر با او بوده است، 3- و او در يوم مهراس با پیامبر استقامت ورزیده، 4- او کسی است پیامبر را غسل داده و او را وارد قبر نمود، حاکم آنرا از طریق زکریّا بن یحیی مصری از مفضل بن فضاله از سماک بن حرب از عکرمه از ابن عباس روایت نموده است و حاکم بعد از آن چیزی دیگر به آن نیفزوده است اما ذهبی گفته است: «در روایت [مذکور] زکریّا بن یحیای وقار وجود دارد که او متهم است، می‌گویم زید بن یحیی المصری پدر ابویحیای وقار است که ابن عدی درباره‌ی او می‌گوید: حدیث وضع می‌نماید، و صالح جزره او را دروغگو به شمار می‌آورد، و علاوه بر این در اسناد آن علّت دیگری هم هست همچنانکه حافظ در(التقریب) نقل می‌کند روایت سماک بن حرب از عکرمه می‌باشد.
و ابن عبدالبر در (الاستیعاب) (8/132-133) قول ابن عباس را از طریق احمد بن عبدالله دقاق از مفضل بن صالح از سماک روایت نموده است، و این طریق هم ثابت نیست زیرا مفضل بن صالح [در اسناد آن] ضعیف است، بخاری و ابوحاتم درباره‌ی او گفته‌اند: منکر الحدیث است، و ابن حبان می‌گوید: او سخنان جعل شده را از ثقات روایت می‌کند پس ترک احتجاج به وی توصیه می‌گردد، به «التهذیب» مراجعه شود.
و حدیث ابوسعید خدری که می‌گوید: (پیامبر به علی فرمود: ای علی شما مرا غسل می‌دهید) در (الکنز) (32965) ذکر گردیده و به دیلمی نسبت داده شده است. با اینکه من آنرا در مسند (فردوس الأخبار دیلمی) نیافتم شکی در ضعیف بودن آن نیست چون اسناد آن شناخته شده نیست، و در (ج 1/382) اصلاح صاحب (الکنز) به اکتفای او در حکم بر ضعف حدیث و نسبت آن به دیلمی را بیان نمودیم. و حدیث عمر(رض) که رسول خدا به علی فرمود: (و شما غسل دهنده و دفن کننده من می‌باشی...) همان روایتی است که در مراجعه 32 فقره سوم ذکر گردید و در (ج 1/384-385) بطلان و موضوع بودن آنرا تبیین نمودیم، و علت [مرفوع] آن به خاطر حسین بن عبدالله ابزاری بغدادی [در اسناد آن] است و او بسیار دروغگو است، و صاحب (الکنز) هم در صفحه (45) از جزء (5) از حاشیه مسند امام احمد که عبدالحسین به آن اشاره کرده است آنرا ذکر کرده است و لیکن عبدالحسین علت – رسواکننده – آن را به سبب عدم امانتداری کتمان نموده است.
و اما حدیث علی که می‌گوید: از رسول خدا شنیدم می‌فرمود: (پنج خصلت به علی ارزانی داشته شده است – یا پنج خصلت که هیچ پیامبر قبل از من آنرا به کسی ارزانی نداشته است – اول: اینکه او دین مرا ادا می‌نماید، و لباس مرا بر بدنم می‌پوشاند، دوم: او از حوض من دفع می‌نماید، سوم: او در طریق محشر در روز قیامت راه را برای من هموار می‌سازد، چهارم: پرچم و بیرق من در روز قیامت در دست اوست و آدم و فرزندان او در زیر آن قرار می‌گیرند، پنجم: و من بعد از ازدواج وی هرگز بیم ندارم او دچار فساد و یا کفر بعد از ایمان گردد، عقیلی آنرا در (الضعفاء) (2/22) نقل کرده است و ابن عراق کنانی در (تنزیه الشریعه) (1/401) آنرا از طریق خلف بن مبارک از شریک از ابواسحاق از حارث از علی نقل نموده است، و ذهبی نیز در (المیزان 1/661-662) آنرا با إسناد عقیلی نقل کرده است، و علت (ضعف آن) در خلف بن مبارک است که او ناشناخته و غیرمعروف است.
و عقیلی درباره‌ی او می‌گوید: (مجهول به نقل می‌باشد و حدیث وی مورد متابعت قرار نمی‌گیرد وحدیث دارای اصل [روایتی] از ابواسحاق و از شریک نیست و با اسناد مهمل و غیر مفید روایت گردیده است، در آن علت دیگری که در حارث جلوه‌گر می‌شود اين است كه او بسیار ضعیف الاسناد است و مورد اتهام [به دروغ] است و شرح حال وی، را در میان راویان صدگانه با شماره (19) بیان کردیم و به وضع حدیث 