از بدی اعراض نموده‌اند، و نظیر این روایت هم از ابن عباس روایت شده است؛ که چون بیم بر [بی‌توجهی] مقام و جایگاه انصار بعد از پیامبر می‌رفت، مستلزم توصیه به آنان گردید و اهل بیت و علی(رض) هم مورد نکوهش قرار می‌گرفتند و پیامبر به خاطر اینکه بعد از مرگ او اوضاع بدتر نگردد مردم را به آل بیت و علی سفارش نمود، و آیا توصیه به رعایت علی سزاواری خطبه‌ای نیست که فضیلت و صدق محبت وی را برای مؤمنین بیان نماید به (ج 1/451-455) در پاسخ بر مراجعه شماره (38) نگریسته شود و پیامبر در هنگام بیماری مرگ خطبة بزرگتر و مهمتری برای بیانِ فضیلت ابوبکر صدیق(رض) ایراد نمود و فرمود (همانا امین‌ترین مردم بر من در جان و سرمایه‌اش ابوبکر است، و چنانچه دوست و خلیلی غیر از پروردگارم برای خود اتخاذ می‌نمودم ابوبکر را اتخاذ می‌نمودم ولیکن دیني و مودت او را اتخاذ نموده‌ام و هر روزنه‌ای در مسجد را جز روزنه‌ای درب مسجد ابوبکر (به مسجدم) را بسته‌ام. بخاری و مسلم آنرا از ابو سعید و ابن عباس روایت نموده‌اند؛ و در صفحة همین جلد به آن اشاره گردید، و از جمله احادیث ثابت صحیح نزد ما (اهل سنت) می‌باشد گرچه رافضه در رد آن تلاش مي نماید این اولین یاوه‌گویی‌های آنان نیست، و ما از حمد خداوند چنین نیستیم‌ تا برخی حق را اخذ نموده و برخی دیگر آن را رها نمائیم، بلکه مثل حدیث غدیر هر آنچه که صحیح باشد همچون احادیث فضایل ابوبکر همه را اخذ می‌نمائیم و هر کدام را در جایگاه [مناسب و شایسته] خود قرار می‌دهیم، و برخی را نادیده نمی‌گیریم و این توفیق خداوند برای اهل سنت است. 
4- علاوه بر وجوب تفاوت میان خطبة غدیر و خطبة حجه الوداع بلکه مهمتر از آن مقتضی نصوص دو خطبه و احادیث آنهاست که هر کدام بر اصلی [از اصول] دیگر استوار می‌باشند، و خطبة حجه الوداع یا خطبه‌ای جامع است که شامل اصولی مانند حرمت خونریزی و سرقت مال مسلمانان است، که پیامبر اسلام(ص) خواسته است تا روز قیامت به آن تمسک جویند، و می‌فرماید: همانا خون و اموال شما همچون حرمت امروزتان در این ماه حرام و این شهر [مکه] حرام است و نیز می‌فرماید: تمام مسائل جاهلیت زیر پاهایم گذاشته شده‌اند، پس با این وجود در آنچه که پیامبر ما را به آن توصیه نموده‌اند و ما را به چنگ‌آمیزی به آن ترغیب نموده عامل مصونیت از گمراهی است، می‌بینیم پیامبر [در این زمینه] فرموده است: در میان شما دو امر به جای گذارده‌ام اگر به آنها تمسک نمائید هرگز گمراه نخواهید شد که کتاب خداوند و سنت رسول او باشد. در روایات ابن عباس، ابو هریره عمرو بن عوف، وارد شده است، به (موطأ امام مالک (1619)، مستدرک حاکم (1/93)، (السنن الکبری بیهقی) 10/114)، (جامع بیان العلم) (2/24، 110) (کنز العمال) (875) مراجعه شود؛ و همچنانکه در تفسیر ابن کثیر گفته شده است: پیامبر(ص) خطبة مذکور (حجه الوداع) را در بزرگترین جمع حاضر در نزد خود فرموده است و در آنجا حدود چهل هزار نفر از اصحاب او حضور داشتند، اما در خطبة غدیر جمعیت این چنین حضور نداشتند و چنانچه خطبة غدیر به خاطر آنچه می‌بود که شیعه ادعا می‌نمایند رسول خدا آن را در روز عرفه و در حجه الوداع و یا روز قربان ایراد می‌فرمود و در جلد اول صفحة (43-44، 1/42، 452) گفتیم: که سبب ایراد خطبه‌ی غدیر مقدم بر حجه الوداع بوده است؛ و با این وجود پیامبر این امر را (توصیه دربارة علی و اهل بیت) تا اینکه از حج برگشته و در راه میان مکه و مدینه و بعد از اینکه بیشتر همراهان او با وی خداحافظی کردند به تأخیر انداخته است و با این تأخیر از جانب پیامبر دلایل و ادعای وصایت برای علی بعد از پیامبر را به ورطة سقوط و محکومیت می‌کشاند نظیر این ادعای باطل و گمراهانه ادعای دروغین و جاهلانه دربارة آیة [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ] {المائدة:67} و آیه [اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا] {المائدة:3} می‌باشد که تصور می‌کنند که در حادثه غدیر نازل شده است و ما در جلد یکم صفحة (156-159) به صورت مفصل بر آن پاسخ دادیم. و حتی در خطبة غدیر دوباره به ذکر آنچه مردم را با تمسک به آن مصون می‌دارد که همان قرآن باشد پرداخته است و می‌فرماید: و من در میان شما دو چیز گرانبها به جایی می‌گذارم: اولی کتاب خداوند است که در آن هدایت و نور است و به آن تمسک جوئید بر کتاب خداوند ترغیب نمود و سپس فرمود: و اهل بیتم، در مورد اهل بیتم خداوند را به یادتان می‌آورم (سه بار) به (ج 1/45) مراجعه شود در آنجا بیان کردیم که تمسک مأمور به قرآن و اهل بیت چنین نیست که شیعه و امامشان عبدالحسین برای آن تلاش نموده و به خاطر [اثبات آن] جعل احادیث می‌نمایند، و اکنون به توضیح و شرح احادیث و روایاتی می‌پردازیم که عبدالحسین [جعال] آنها را نقل کرده است: اولین روایت حدیث زید بن ارقم(رض) است که این رافضی برای آن چهار طرق ذکر نموده است: 
1- طبرانی در الکبیر (2681، 4971) آن را روایت کرده است و در (ج 1/46) ذکر آن گذشت که از طریق حکیم بن جبیر از ابو طفیل از زید روایت شده بود، و این اسناد ضعیف است و قابل اثبات نیست زیرا حکیم بن جبیر در [اسناد] ضعیف است، و حافظ در (التقریب) گفته: او ضعیف و متهم به تشیع است و او علاوه بر ضعیف بودن شیعه است و در اینگونه موارد همانطور که بارها ذکر گردید خبر و روایتش پذیرفته نمی‌شود، و دارقطنی گفته او متروک [الحدیث] است، و حتی هیثمی علی‌رغم آسانگیری در حدیث در المجمع (9/164) آن را ضعیف دانسته است. 
اما متن روایت که در (ج 1/46) ذکر کردیم - که علاوه بر ضعیف بودن – در آن امر به تمسک به عترت (اهل بیت) نشده است و برخی الفاظ آن که شواهدی در روایات دیگری بر صحت آن وجود دارد اما عبدالحسین به آنها اشاره‌ای نداشته است. 
و با این توضیح دروغ عبدالحسین از اینکه می‌گوید: ـ با سندی که بر صحت آن اجماع شده است و نیز ادعای تصحیح از جانب ابن حجر در حاشیه‌های (1/202) (7/203) ـ برملا و آشکار می‌گردد، و تمام آنچه ابن حجر در این زمینه مطرح نموده است، اینکه او در «صواعق المحرقه» صفحة 25 حدیث غدیر را به طور عام نقل نموده است ـ و با این عبارت [که عبدالحسین نقل کرده] و حتی شبیه به آن را نيز ذکر نکرده است، و این مکار با نیرنگ خویش در آن نیرنگ و حقه‌بازی نموده است و از خداوند می‌خواهیم او را به سزای اعمالش نایل گرداند، و برای اثبات آنچه ما به آن اشاره نموده‌ایم به کتاب (صواعق) جلد (1/38) مراجعه نمائید ... و بعد از اثبات ضعف این حدیث و سقوط آن؛ از احتجاج و درجه اعتبار ساقط می‌گردد، و تمام آنچه در حاشیه‌های (6، 5، 4، 3، 2) بر حدیث مذکور گفته است ارزش و اعتباری ندارد. و با عدم ثبوت حدیث با عبارتی که او بیان نموده و بر آن حاشیه‌هایی افزوده است که هیچ تناسبی با آن ندارد و مفصلاً بر آن پاسخ دادیم، و در (ج 1/157) به رد ادعای وی در حاشیه شماره (3) دربارة سبب نزول آیة [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ 