 15) از امام موسی‌بن جعفر روایت می‌کند که: «به هنگام روز قیامت کسی بانگ برمی‌دارد: حواریون محمدبن عبدالله ص که نقض پیمان نکرده باشند چه کسانی هستند، تنها سلمان و مقداد و ابوذر برمی‌خیزند). تعجب در اینجاست که علی و فاطمه و پسرانشان، عباس و پسرش و باقی اهل بیت و حذیفه و عمّار و دیگر اینکه مورد حرمت اهل تشیع هستند چطور در این روایت جای نگرفته‌اند و به اهل رده پیوسته‌اند؟!!! در (ص 60-61) از حمزه‌بن محمد طیّار روایت می‌کند که: محمدبن ابوبکر در نزد ابوعبدالله برای ما سخن می‌گفت، ابوعبدالله ع گفت: «روزی محمدبن ابی‌بکر به حضرت امیر ع گفتند: یا علی دستت را به من بده که با شما بیعت نمایم. حضرت علی ع فرمود: مگر تو بیعت نکرده‌ای؟! محمد بن ابوبکر گفت: بله بیعت نموده‌ام. حضرت علی ع دستانش را باز فرمود و محمدبن ابوبکر گفت: شهادت می‌دهم که به حقیقت شما امام هستید و اطاعت از شما واجب می‌باشد، و به راستی پدرم در آتش است ...».
و در (ص 61) از زراره‌بن اعین و او هم از ابی‌جعفر ع روایت می‌نماید که محمدبن ابوبکر با علی ع بیعت نمود و برائت خویش را از پدرش اعلام داشت. و باز در (ص 61) از باقر ع روایت می‌کند که: «محمدبن ابوبکر با علی بیعت نمود و برائتش را از خلیفة دوم نیز اعلام داشت». و باز در (ص 180) در شرح حال کمیت بن زید اسدی و از باقر روایت می‌کند که: ـ امام باقر فرمودند ـ «ای کمیت بن زید هیچ خونی در اسلام به ناحق ریخته نشده و هیچ مال حرامی کسب نشده است و هیچ زنایی صورت نگرفته مگر اینکه گناهش در گردن ابوبکر و عمر می‌باشد تا روزی که مهدی(عج) ظهور می‌کند، و ما عشرت بنی‌هاشم به همة افراد کوچک و بزرگ خویش دستور به فحش و بدنامی و برائت از ابوبکر و عمر داده‌ایم». و این به علاوة چیزهای دیگری است که در مورد حضرت عثمان و عبدالله بن عمر و انس‌بن مالک و براء بن عازب و عبدالله‌بن مسلّمه و زنان پیامبر ص و باقی صحابه رض بیان داشته‌اند. و در این رابطه نیز به صفحات زیر مراجعه نمایید (ص 33، 34، 41، 46، 55، 56، 57) حتی به جایی رسیده که دست به بدگویی و فحاشی در مورد عموی پیامبر ص عباس‌بن عبدالمطلب و پسرش عبدالله نیز گشوده است. با اینکه این دو نفر نیز جزء اهل بیت پیامبر هستند. و این نشانگر رسوایی آنهاست و عدم صحتِ عشق و محبت آنها نسبت به اهل بیت و دوستی‌شان و رابطه با آنها. والاّ چگونه زبان به بدگویی عباس و پسرش می‌گشایند در حالیکه آنها نیز از اهل بیت پیامبرند؟ اهل تشیّع دوستدار ابوطالب هستند و تنها به این خاطر که پدر حضرت علی ع است، در حالیکه ابوطالب بر شرک و کفر وفات یافت. و ضدیت با حضرت عباس عموی پیامبر دارند که مسلمان بود و مسلمانی پاکیزه و پیامبر ص در این باره نیز شاهد بر اسلام وی بوده است. جناب الکشی در رابطه با فحش و ناسزاگویی به حضرت  عباس و پسرش عبدالله روایتی را در (ص 53) از محمد باقر می‌آورد که گفته است: «شخصی نزد پدرم آمد و گفت: فلان کس یعنی عبدالله بن عباس ادعا می‌کند که تمام آیات منزله در قرآن را حفظ دارد و می‌داند که در کدامین روز نازل گشته و در مورد چه کسی همه نازل شده است». پدر امام باقر به مرد گفت: بروید و از او بپرسید این آیات در مورد چه کسانی نازل شده‌اند: [وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآَخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلًا] {الإسراء:72}  [وَلَا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ] {هود:34} [أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا] {ال عمران:200}   مرد نزد عبدالله بن عباس رفت و از وی پرسید، عبدالله گفت: کسی که تو را نزد من فرستاده دوستش دارم و دوست دارم رو در رو جواب سؤالش را بگویم، اما تو نیز این سؤال مرا از وی بپرسید: عرض چیست، کی خلق شد، و چگونه است؟ مرد نزد پدرم ـ پدر امام باقر ـ برگشت، به پدر گفت آنچه که عبدالله گفته بود. پدرم گفت: آیا جواب تو را در مورد آیات داد؟ مرد گفت: خیر. پدرم گفت: و اما من جواب شما را در رابطه با آیات مذکور به وسیلة نور و علمی که دارم خواهم داد، بدون آنکه مدّعی این علم و نور هم باشم. اما دو آیة قبلی در مورد پدرش ـ یعنی عباس ـ نازل شده‌اند، و آیة اخیر هم در مورد من و پدرم نازل شده است».
و این روایتی است که جناب الکشی در مورد حضرت عباس عموی پیامبر ص می‌آورد. و اما پسرش عبدالله را متهم به خیانت می‌نماید و در (ص 57 و 58) می‌گوید «همانا حضرت علی ع عبدالله را بر بصره گمارد، عبدالله تمام بیت‌المال را در بصره برداشت و به مکه رفت و حضرت علی را ترک نمود، مبلغی که عبدالله برداشت دو هزار هزار درهم بود، حضرت علی بر منبر رفت و هنگام بالا رفتن گریست و فرمود: «این عموزادة پیامبر ص بود، و با وجود علم و منزلتی که داشت مرتکب این کار شد، پس کسان دیگر چگونه ایمان آورند؟! بارالهی من آنها را بسیار ملامت نمودم پس مرا از آنان برهان، و مرا به سوی خود برگردان در حالیکه عاجز و ملول نباشم».
الکشی در کتاب خویش بابی را به عنوان (دعاء علی علی عبدالله و عبیدالله إبنا عباس) (ص 52) منعقد نموده و از ابی جعفر روایت ع می‌نماید که امیرالمؤمنین علی رض فرموده است: «بارالهی لعنت فرست بر دو تا پسر فلانی ـ یعنی عبدالله و عبیدالله بنی عباس ـ و چشمشان را کور گردان همان‌گونه که دلشان را کور گرداندی. و کوری چشمانشان را دلیلی بر کوری دلشان قرار بده».
و این یکی از کتب پیشین و مهمترین‌شان در زمینة جرح و تعدیل بود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:121.xml">مراجعه 49 و 50</a><a class="folder" href="w:html:124.xml">مراجعه 51 تا 55</a><a class="folder" href="w:html:130.xml">مراجعه 56 تا 60</a><a class="folder" href="w:html:136.xml">مراجعه 61 تا 65</a><a class="folder" href="w:html:142.xml">مراجعه 66 تا 70</a><a class="folder" href="w:html:148.xml">مراجعه 71 تا 75</a><a class="folder" href="w:html:156.xml">مراجعه 76 تا 80</a><a class="folder" href="w:html:164.xml">مراجعه 81 تا 85</a><a class="folder" href="w:html:174.xml">مراجعه 86 تا 90</a><a class="folder" href="w:html:180.xml">مراجعه 91 تا 95</a><a class="folder" href="w:html:186.xml">مراجعه 96 تا 100</a><a class="folder" href="w:html:192.xml">مراجعه 101 تا 105</a><a class="folder" href="w:html:198.xml">مراجعه 106 تا 110</a><a class="folder" href="w:html:206.xml">مراجعه 111 و 112</a><a class="text" href="w:text:209.txt">پایان</a><a class="text" href="w:text:210.txt">خاتمه كتاب</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:122.txt">مراجعه (49): س</a><a class="text" href="w:text:123.txt">مراجعه (50): س</a></body></html>مراجعه (49): س:
1-	رئیس و استاد [دانشگاه] الازهر [سلیم البشیری] به چهل حدیث مذکور اقرار نموده و سه سخن از ابن عباس را در زمینة فضایل علی(رض) به آن افزوده است. 
2-	شیخ الازهر اعترافی می‌نماید که این فضایل مستلزم [صلاحیت] متعهدشدن خلافت نیست. 

پاسخ بر مراجعه (49): 
گرچه پاسخ سؤال مذکور بر خلاف شیوه‌ی پاسخگویی ما (در کتاب حاضر است) زیرا پاسخ ما تنها بر عبدالحسین است اما به علت وجود اقوال دروغین در مراجعه (49) بر ابن عباس ناچار شدیم به آن اشاره کنیم. 
همچنانکه در مقدمه ذکر کردیم ما بر این نیستیم که مراجعات دروغین منتسب به شیخ الازهر و یا پاسخ‌ها