که در اطاعة خودشان باشند و یا از خود اطاعه نمایند، باید حتماً و تنها در اطاعة خدا و پیامبر باشند. پس می‌بینید که موسوی چقدر جاهل و نادان است که بدین آیه استدلال ورزیده که خود دلیلی بر علیه وی است. و براستی اهل بیت تنها و تنها با پیروی از دستورات خداوند و سنّت نبوی بود که بدان منزلت و مقام رسیدند. و سپس خداوند متعال کسانی را که خواستار الحاق به پیامبران و صدیقین و شهدا ... هستند راهنمایی می‌نماید که به پیامبر اسلام اقتدا ورزند تا در قیامت با آنها باشند.بسم الله الرحمن الرحيم
إن الحمدلله نحمده و نستعینه و نستغفره، و نعوذ بالله من شرورانفسا و سیئات اعمالنا، من یهده الله فلا مضلَّ له و من یضلل فلا هادی له. و اشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له، و اشهد انَّ محمداً عبده و رسوله.
[يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ] {آل عمران:102}  
 [يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا] {النساء:1}  
قولاً [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا] {الأحزاب:70} 

و اما بعد ...
چند سالی بود که در کار تحقیق و بررسی رساله‌هایی در رابطه با مجموعه فتاوای شیخ‌الاسلام ابن تیمیه رحمه الله بودم. در ضمن بررسی فتاوا و مسائل مطروحه‌ی آن بزرگوار، موضوعی سخت نظر بنده را جلب نمود، و آن مسألة فضل و برتری ابوبکر و عمر بر علی ـ رضی الله عنهم اجمعین ـ بود.
شیخ‌الاسلام ـ همچون ویژگی شخصی و عادت همیشگی‌اش ـ مطالب واضح و روشنی را با ادلّه محکم و واضح و صریحی از قرآن و سنّت در این رابطه آورده بود. 
خداوند سبحان را سپاسگزارم، که مرا توفیق فرمود، و کار را بر من سهل و آسان نمود، که جزء اول از کتابی در این راستا را چاپ نمودم. در این میان دو نکته قابل تذکر است: یکی اینکه آن هنگام من آگاهی چندانی از کتاب‌های اهل تشیّع در این زمینه را نداشتم. دوم اینکه: از موارد اختلاف آنها و از مضامین و مفاهیمی که در زمینة عقیده با اهل سنت و جماعت در تضاد هستند نیز بی‌اطلاع بودم. و بلکه هیچگاه به ذهنم خطور نکرده بود که در این زمینه مطالعه‌ای جدّی داشته باشم. و چیزی هم در این راستا نشنیده بودم. تا اینکه یک وقت بحثی در میان من و دوستانم دربارة آنچه که در کتاب‌های شیعه مثل «الکافی» و برخی از نوشته‌های طبرسی آمده بود، به میان آمد.
آن هنگام بود که بنده مطالبی را به عنوان یادداشت‌های شخصی در این راستا نگاشتم و تا این اواخر تنها علم و آگاهی من همان یادداشت‌های پراکنده بودند.
کتاب مذکور در دست بسیاری از خوانندگان سنی و شیعه مذهب به طور مساوی قرار گرفت، و بعضاً تعدادی مجلّد را نیز شخصاً برای برخی از دوستان همکارم فرستادم. و طبیعی بود، از جانب افرادی که بر مذهب شیعی اهتمام می‌ورزیدند، سخت بر این کتاب تاختند و به انواع راه‌ها و طرق مختلف در ردّ آن اهتمام نمودند و بعداً مناقشات زیادی در میان من و آنها صورت گرفت. و در این میان تنها یاور و دادخواه و هدایتگرِ من همان آموخته‌هایی بود که از کلام شیخ‌الاسلام ابن تیمیه اخذ می‌نمودم، و بر آن احتجاج می‌ورزیدم. و در تمام این روند، و سیر مناقشات و مناظراتی که در میان بنده و آنها روی می‌داد، هیچ‌یک از ما فارغ از بحث‌های غیرعلمی و غیرتعصبّی نبودیم. تا اینکه وضع تغییر کرد و شرایطی پیش‌ آمد که برخی از آنان در غیاب من به ارائة بحث‌هایی پرداخته و کتاب‌هایی را هم نوشته بودند. و سخت مرا به تشکیل مناظراتی رسمی مجبور می‌نمودند و در تمام این مراحل جواب من همان جواب شفاف اهل سنت و جماعت بود، جوابی که امام احمد ص در محنت مشهور خویش بر آن التزام می‌نماید. می‌گفتم: در مورد آنچه که می‌گویید، و در پی‌اش افتاده‌اید، دلیل صحیح و صریحی را از قرآن و سنت پیامبر ص ارائه دهید.
و اما، چون در اعتقادات بسیاری مواردی یافت می‌شد که مخالف با سنّت صحیح پیامبر ص بود، و این افراد چه در میان  اهل سنت و چه در میان اهل تشیع به طور مساوی به چشم می‌خورد، لذا به خاطر ضرورت چنین امر مهمی دست از خیلی کارها کشیدم و بدین امر پرداختم. و به راستی قضیة بحث و بررسی برترانگاری و تفاضل میان صحابه ص هیچگاه باعث تفرقه و اختلاف و یا  کاهش منزلت برخی از آنها نیست و سبب عیب و ایرادی در شأن و منزلت شخص محسوب هم نمی‌باشد، بلکه این نکته به راستی نشأت گرفته از همان عدلی است که خداوند سبحانه و تعالی به هر صاحب حقی، حق خویش را می‌پردازد، و این امر نیز همچون همان تفضّل و برتری‌ای است که خداوند در قرآن برای کسانی قائل شده که با پرداختن مال و جنگ در راه خداوند قبل از فتح مکه، بر کسانی پیشی گرفتند که بعد از فتح مکه بدانها پیوستند.
و این اعتراضاتی بود که بر من وارد می‌شد، گویا نوشته‌های من ایجاد تفرّق و اختلاف در بین صحابة رسول ص می‌کند. قانع نمودن چنین افرادی از جانب بنده کار سهل و ساده‌ای بود و یا قانع نمودن آن کسانی که با این اصل به مخالفت برمی‌خواستند، و علی را دست‌کم از ابوبکر و عمر و باقی صحابة کرام برتر می‌انگاشتند. بدین جهت گفتم (دست‌کم) چون در میان اهل تشیع بسیار رایج است که به راحتی به فحاشی و بدگویی ابوبکر و عمر می‌پردازند. و حداقل گفتار شیعه‌های منصف، همان ادعای برترانگاری علی بر ابوبکر و عمر است.
و لذا طبیعی است که طرح این مسائل و بررسی‌های محققانة شیخ‌الاسلام ابن تیمیه رح کینه و غضب اهل تشیع را بشوراند و آنها را به تشبّث به روایات مکذوبه وا دارد، چون به راستی تمام شیعه‌ها در این عقیده اتفاق‌نظر دارند.
اضافه بر این مسائل یاد شده: عده‌ای در میان اهل سنّت بر این باورند که طرح و بازپرداختن به چنین مسأله‌ای باعث تفرقه و اختلاف در میان مسلمانان ـ به گمان آنها ـ می‌شود، و این تنها مباحثی اضافی و بیهوده و بی‌نتیجه است. لذا بر خود لازم دیدم که با تمام آنها مواجه نمایم، و ایشان را با حقیقتی که آیات قرآنی و احادیث صحیح و صریح رسول‌الله ص بر آن دلالت دارد آشنا نمایم. بی‌گمان در میان آنان کسانی هستند که گفته‌های مرا تأیید نمایند، اما تأییدی که بر مبنای علم و اطلاع و معرفت نیست، بلکه بر تعصّب و هوی استوار است و یا براساس اطمینانی است که به نویسنده دارند، اطمینانی که هیچ میزان حقی برای آن در دستشان نیست.
وضع تغییر کرد، به طوری که برخی از آنان با ارائه پاره‌ای دلایل از کتاب‌های مختلف و یا ارائة احادیثی سعی در تأیید مذهب خویش داشتند، و می‌پنداشتند که آن احادیث و روایات برای تأیید مذهبشان کفایت می‌کند. و من هم نمی‌دانستم که این حجج و دلایل از کدامین منابع سرچشمه می‌گیرند، و