ردار بودند بنابراین، کسی به جان و مال و تجارتشان تعرض نمی‌کرد و خداوند این منت را در قرآن بیان نموده است:
(أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَکْفُرُونَ)(عنکبوت، 67)
«مگر ندیده‌اند که ما حرم امنی قرار داده‌ایم در حالی که از دور و بر آنان مردم ربوده می‌شوند؟ آیا به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خدا کفر می‌ورزند؟!»
قریش علاوه بر سفرهایی در ایام مختلف سال، دو کوچ و سفر بزرگ و معروف داشتند: حرکت و کوچ زمستانی به یمن و کوچ تابستانی به شام و این سفرها هر چند با امنیتی کامل صورت می‌گرفت، امّا در سایر مناطق، اموال مردم به غارت برده می‌شد. خداوند در مورد دو سفر مهم تابستانی و زمستانی می‌فرماید:
(لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ(1) إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ(2) فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ(3) الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ(4)) (قریش، 1 – 4)
«به خاطر انس و الفت ایشان به کوچ زمستانی و تابستانی (بازرگانی به سوی یمن و شام) بایستی پروردگار این خانه را بپرستند. پروردگاری که ایشان را از گرسنگی رهانیده و خوراکشان داده است.»
قافله‌های عطرو کنجد و شیر و ادویه و خرما و چوب و عاج و مهره و پوست و لباسهای چینی و پارچه‌های ابریشمی و اسلحه و دیگر صادرات و واردات جزیره عربی را به شام و دیگر مناطق می‌بردند و از آن مناطق با بار گندم و دانه‌ها و کشمش و زیتون و پارچه‌های شامی به جزیره عربی باز می‌گشتند. مردم یمن به تجارت معروف بودند و آنها در دریا و خشکی فعالیت می‌کردند و به سواحل آفریقا، هند، اندونزی، سوماترا و دیگر کشورهای آسیایی و جزیره اقیانوس هند سفر می‌نمودند. این تاجران بعد از پذیرش اسلام، در نشر آن در این کشورها نقش بسزایی ایفا کردند.
داد و ستد براساس ربا رواج داشت و شاید این بیماری مهلک از یهودیها به اعراب سرایت کرده بود(2) . اشراف و مردم عرب معاملات ربوی انجام می‌دادند و گاهی صد درصد بهره می‌گرفتند(3) . بازارهای معروف اعراب عبارت بودند از: عکاظ، ذوالمجاز و مجنه. نویسندگان آگاه از اخبار مکه می‌گویند: اعراب از آغاز ماه ذی القعده در عکاظ اقامت می‌گزیدند و پس از ماه ذی القعده به مجنه می‌رفتند و با رویت هلال ماه ذی الحجه، به ذی المجاز می‌رفتند و هشت شب را در آن جا می‌گذراندند و سپس با اقامت در عرفه و منی از خرید و فروش دست می‌کشیدند و با ورود اسلام دادوستد در این مکانها برای آنان مباح و جایز شمرده شد و خداوند متعال فرمود:
(لَيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِن کُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ) (بقره، 198)
«گناهی بر شما نیست اینکه از فضل پروردگار خود برخوردار شوید و هنگامی که از عرفات روان شدید، خدا را در نزد مشعر الحرام یاد کنید و همان گونه که شما را رهنمون کرده است، او را یاد کنید. اگرچه پیش از آن از گمراهان بوده باشید.»
این بازارها تا پس از اسلام نیز رواج داشت، امّا به مرور زمان از بین رفتند و آنها فقط برای تجارت نبودند؛ بلکه میادینی برای عرضة ادب و شعر و سخنوری بودند که در آن شاعران زبده و سخنوران ماهر گرد می‌آمدند و شبها در بیان افتخارات و شاهکارهای نیاکانشان مسابقه می‌دادند و این گونه در کنار ثروت تجاری، سرمایة بزرگی برای ادب و لغت عربی اندوخته می‌شد(4). 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیرة النبویه، منیر الغضبان، ص 60.
2) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 1، ص 98 - 101.
3) دراسة تحلیلیة لشخصیه الرسول محمد، ص 19.
4) السیرة النبویه، ابی شهبه، ج 1، ص 102.هجرت پیامبر اکرم(ص) بر شرافت و جایگاه مدینه منوره افزود تا اینکه از سایر شهرهای دنیا به جز از مکه برتری یافت. مدینه دارای فضایل بی‌شماری است که برخی از آنها عبارتند از: 
1- زیاد بودن نامهای مدینه
نامهای زیاد مدینه بیانگر این مطلب است که این شهر، از شرافت و بزرگی خاصی برخوردار است و برای هیچ شهری در دنیا نمی‌توان به تعداد نامهای مدینه و یا حتی نصف یا یک چهارم مدینه نام پیدا نمود. علما نامهای مدینه را در حدود صد نام ذکر کرده‌اند(1) . چنانکه زرکشی در کتاب اعلام الساجد باحکام المساجد(2)  و مجد فیروزآبادی در قاموس المحیط(3)  و نورالدین سمهودی در وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی و محمد بن یوسف صالحی در سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیرالعباد(4)  این نامها را ذکر کرده‌اند.
معروف‌ترین نامهای مدینه عبارتند از: یثرب؛ چنانکه خداوند متعال فرموده است: 
(وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا) (احزاب، 13)
«(و به یاد آورید) زمانی را که گروهی از آنان گفتند : ای اهل یثرب اینجا جای ماندگاری شما نیست، لذا برگردید. دسته‌ای از ایشان هم از پیغمبر اجازه خواستند و گفتند: واقعاً خانه‌های ما بدون حفاظ و نااستوار است، در حالی که بدون حفاظ و نااستوار نبود و مرادشان فرار بود و بس.»
و در حدیثی آمده است که پیامبر از نامیدن مدینه به یثرب نهی کرده است، اما اینکه در قرآن یثرب نامیده شده به این دلیل است که خداوند به حکایت از گفتة منافقان آن را یثرب نامیده است.
طابه: از براء عازب (رض) روایت است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «هرکس مدینه را یثرب نامید، باید از خداوند طلب آمرزش نماید؛ زیرا نامش طابه است» و در روایتی آمده است که فرمود: «این است (مدینه) طابه، این است طابه.»(5) 
مدینه: این معروف‌ترین نام آن است و هرگاه این نام اطلاق شود، منظور مدینه منوره است نه شهری دیگر و در آیات زیادی در قرآن، این نام ذکر شده است؛ چنانکه خداوند فرموده است: 
(وَمِمَّنْ حَوْلَکُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ) (توبه، 101)
«در میان عربهای بادیه‌نشین اطراف شما و در میان خود اهل مدینه منافقانی هستند که تمرین نفاق کرده‌اند و در آن مهارت پیدا نموده‌اند. تو ایشان را نمی‌شناسی؛ بلکه ما آنان را می‌شناسیم. ایشان را دوبار شکنجه می‌دهیم؛ سپس روانه عذاب بزرگی می‌گردند.»
و خداوند می‌فرماید: 
(مَا کَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ 