ی ورودی شیطان را به درون و همچنین لغزشگاهها و پرتگاهها را شناسایی نمایند.»(3) 
6- شناخت ارزش و اهمیت:
در این مورد صاحب فی ظلال القرآن می‌نویسد: « این برای آن است تا دعوت، نزد داعیان از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار باشد و به اندازه مشکلات و بلاهایی که در راه گسترش دعوت و به اندازه چیزهای گرانبهایی که در راه آن فدا می‌کنند، جایگاه دعوت بالا باشد و بعداً در آن در هر شرایطی کوتاهی نورزند.»(4) 
7- دعوت به سوی دین:
صبر نمودن و بردباری مؤمنان در گرفتاریها و آزمایشها، از نظر اسلام آرام و ساکت محسوب می‌گردد و این عامل موجب وارد شدن مردم به دین اسلام می‌گردد و اگر مؤمنان سست و ناتوان باشند، هیچ کس دعوت آنها را نخواهد پذیرفت. بر اثر دارابودن اسلام از چنین خصوصیتی بود که افرادی که نزد پیامبر می‌آمدند و ایمان می‌آوردند آن حضرت(ص)  از آنان می‌خواست تا برای تبلیغ دین اسلام نزد قومشان بروند و در برابر تکذیب و آزارهایشان شکیبا باشند و به مجاهدت و تلاش خویش ادامه دهند تا بر اثر آن قوم و قبیله‌اش دعوت اسلام را بپذیرند(5). 
8- جذب نمودن برخی عنصرهای قوی برای دعوت:
پایداری مسلمانان و جانفشانیهای آنان، انسانهای قوی را به پذیرفتن این عقیده علاقمند می‌نماید؛ چنانکه به خاطر صلابت و پایداری ایمانی داعیان صدر اسلام، بزرگ‌ترین شخصیتها که بعداً مایة فخر جهان اسلام قرار گرفتند، به اسلام گرویدند(6). 
9- بالا رفتن درجات نزد خدا موجب کفارة گناهان:
رسول خدا (ص) فرمود: هیچ خاری یا بالاتر از آن به مؤمن اصابت نمی‌کند مگر اینکه باعث ارتقای مقام وی و محو گناهی از گناهانش می‌شود(7) . مقام و منزلتی که بندگان با مشکلات و آزمایشها به آن نائل می‌گردند با عمل خود به آن نمی‌توانند دست یابند؛ پس خداوند او را در معرض آزمایش قرار می‌دهد تا مقام او را بالا ببرد؛ چنانکه قرار گرفتن در بوته آزمایش، راهی برای زدوده شدن گناهان و بدیهای مسلمان است(8) . و فوایدی دیگر نیز دارد که برخی عبارتند از: شناخت قدرت پروردگار؛ شناخت فروتنی و شکستگی بنده؛ اخلاص؛ بازگشتن و روی آوردن به خدا؛ زاری و دعا و بردباری نسبت به کسی که دچار مصیبت می‌شود؛ گذشت، شکیبایی؛ همچنین شکر و مهربانی از دیگر نتایج آزمایشهای الهی می‌باشند.(9) 
پیامبر اکرم (ص) و اصحاب و یارانش در معرض انواع متعددی از آزمایشها مانند: تلاش قریش برای منصرف کردن ابوطالب از پشتیبانی پیامبر و یارانش؛ زشت جلوه دادن چهرة دعوت؛ آزار تازه مسلمانان؛ تقاضای تبدیل کوه صفا به طلا؛ کمک گرفتن از یهودیان در مجادله با پیامبر؛ جنگ تبلیغاتی در مراسم حج علیه دعوت و پیامبر اکرم(ص)؛ تحریم اقتصادی پیامبر و بنی‌هاشم و بنی عبدالمطلب؛ آزار جسمی و انواع دیگری از آزمایشها و بلاها قرار گرفتند.
--------------------------------------------------------------------------------
1) فی ضلال القرآن، ج 2، ص 180.
2) همان، ج 6، ص 387.
3) همان، ج 2، ص 181.
4) همان، ج 2، ص 180.
5) فقه السیرة النبویه، ص 192-193.
6) همان، ص 193-194.
7) مسلم، شرح نووی، ج 6، ص 127-128.
8) التمکین للامة الاسلامیه، ص 224 – فقه الابتلاء، محمد ابو صعیلیک، ص 8 تا 11.
9) همان، ص 15-28.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:97.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:98.txt">تلاش قریش برای منصرف کردن ابوطالب از یاری و حمایت پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:99.txt">تلاش برای بدنام کردن دعوت پیامبر</a><a class="text" href="w:text:100.txt">اسلام آوردن ضماد ازدی</a><a class="text" href="w:text:101.txt">اسلام آوردن عمرو بن عبسه (رض)</a><a class="text" href="w:text:102.txt">اسلام آوردن حصین، پدر عمران</a><a class="text" href="w:text:103.txt">اسلام آوردن ابوذر غفاری (رض)</a><a class="text" href="w:text:104.txt">درسها و فوائد</a><a class="text" href="w:text:105.txt">انواع اذیت و آزار پیامبر اکرم(ص)  در راه دعوت</a><a class="text" href="w:text:106.txt">اذیت و آزار یاران پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:107.txt">درسها و آموختنیها</a><a class="text" href="w:text:108.txt">انتخاب وقت مناسب برای اجرای مسئولیت</a><a class="text" href="w:text:109.txt">بلال (رض)</a><a class="text" href="w:text:110.txt">عمار بن یاسر و پدر و مادرش</a><a class="text" href="w:text:111.txt">سعد بن ابی‌وقاص</a><a class="text" href="w:text:112.txt">مصعب بن عمیر</a><a class="text" href="w:text:113.txt">خباب بن ارت</a><a class="text" href="w:text:114.txt">عبدالله بن مسعود</a><a class="text" href="w:text:115.txt">خالد بن سعید بن عاص</a><a class="text" href="w:text:116.txt">عثمان بن مظعون</a><a class="text" href="w:text:117.txt">فلسفه خودداری پیامبر اکرم (ص) از جنگ در مکه و اهتمام به تربیت و سامان دادن اوضاع داخلی</a><a class="text" href="w:text:118.txt">تأثیر قرآن کریم در بالابردن معنویات اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:119.txt">اسلوب گفتگو</a><a class="text" href="w:text:120.txt">درسها و اندرزها</a><a class="text" href="w:text:121.txt">هر کس از عقیده و کیش خود پیروی نماید</a><a class="text" href="w:text:122.txt">استفاده از روش مجادله و تلاش برای خنثی کردن تبلیغات دشمن</a><a class="text" href="w:text:123.txt">نقش یهودیان در دوران مکی و کمک گرفتن مشرکان مکه از آنها</a><a class="text" href="w:text:124.txt">محاصرة اقتصادی و اجتماعی در اواخر سال هفتم بعثت</a><a class="text" href="w:text:125.txt">درسها و آموختنیها</a></body></html>مشرکان برای مبارزه با دعوتی که از واقعیت جاهلی آنان پرده بر می‌داشت و معبودانشان را زیر سؤال می‌برد و تصوراتشان را در مورد خدا، زندگی، انسان و جهان نادرست می‌دانست، از همان روزهای اولیه تصمیم گرفتند تا به هر شکل ممکن و با ابزارهای گوناگون، صدای دعوت را خفه نمایند و از انتشار آن جلوگیری یا حداقل آن را محدود نمایند .قریش نزد ابوطالب آمدند و گفتند: این برادرزاده‌ات برای ما در مجالس و در مسجد، مزاحمت ایجاد می‌کند. جلوی او را بگیر. ابوطالب به پیامبر اکرم (ص) گفت: عموزاده‌هایت می‌گویند: تو برای آنها در مجالسشان و در مسجدشان مزاحمت ایجاد می‌کنی. کاری به کارشان نداشته باش. پیامبر اکرم (ص) چشم به سوی آسمان دوخت و فرمود: «این خورشید را می‌بینید» گفتند: بلی. گفت: همان طور که شما نمی‌توانید شعله‌ای از آن را به دست بیاورید، من نیز نمی‌توانم دست از (خورشید) دعوت و رسالتم بردارم. ابوطالب گفت: به خدا سوگند برادرزاده‌ام دروغ نگفته است. پس دعوت اسلام را بپذیرید(1) . خلاصه قریش بارها تلاش کردند تا پیامبر اکرم (ص) را به وسیلة خانواده‌اش تحت فشار قرار دهند، اما تلاش آنها نافرجام ماند.
حمایت ابوطالب از برادرزاده‌اش و قاطعیت او در این مورد، زبانزد خاص وعام شد و این امر به اندوه و حسادت و مکر و نیرنگ قریش می‌افزود. آنها به اتفاق عمارة بن ولید بن مغیره، نزد او رفتند وگفتند: ای ابوطالب! این عماره بن ولید بن مغیره برجسته‌ترین و زیباترین جوان قریش است. این را به فرزندی خود بپذیر و برادرزاده‌ات را که با دین تو و دین پدرانت مخالفت می‌کند و قوم و خویشاوندان تو را پراکنده ساخته و خردمندان ما را نادان قرار داده است به ما بسپار تا با این وسیله از مشکلاتی که برای ما ایجاد نموده است، رهایی یابیم. ابوطالب گفت: به خدا سوگند، به معاملة غیرمنصفانه‌ای مرا فرا می‌خوان