 دل و جان متوجه پروردگار جهانیان می‌باشد.
پیامبر اکرم (ص) نیز فقط به آموزش ارکان شش گانه ایمان به اصحاب و یارانش اکتفا نکرد؛ بلکه بسیاری از مفاهیم و تصورات و باورها در مورد انسان و زندگی و جهان و ارتباط آنان با یکدیگر را تصحیح نمود تا مسلمانان در پرتو نور الهی حرکت نمایند و هدف از خلقت خویش را در زندگی بداند و آنچه را که خداوند از او خواسته است تا آخرین حد محقق نماید و از اوهام و خرافات آزاد گردد(1). 
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) اهمیة الجهاد فی نشر الدعوة الاسلامیه، ص 59.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:791.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:792.txt">کیفیت حج پیامبر اکرم (ص)</a><a class="folder" href="w:html:793.xml">درسها و عبرتها و فوائد</a></body></html>حج، یکی از ارکان پنج گانة اسلام است که براساس آنچه ابن قیم‌ ترجیح می‌دهد، در سال دهم هجرت، فرض گردید(1) . و می‌توان یکی از وجوه ترجیح این قول را، حج پیامبر در این سال بیان نمود؛ چرا که پیامبر براساس آیة ذیل فرضی را به تاخیر نمی‌انداخت. 
(وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ) (آل‌عمران، 97)
«و حق خداوند بر مردم است که هر کس توانایی دارد، خانة کعبه را حج نماید.»
این آیه در اواخر سال نهم هجری نازل شد(2).  
پیامبر اکرم (ص) از مدینه تنها این حج را  درسال دهم  انجام داد این حج به حج بلاغ، حج اسلام و حجه‌الوداع نام گرفت زیرا پیامبر اکرم (ص) در این حج با مردم الوداع گفت و این آخرین حج ایشان بود. همچنین آخرین دستورات خدا را به صورت گفتار و عمل ابلاغ نمود؛ چنانکه در روز عرفه همان سال این آیه نازل گردید: 
(الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا) (مائده، 3)(3) 
«امروز، دینتان را برای شما کامل و نعمت خود را بر شما مکمل ساختم و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.»
با شنیدن این آیه، بعضی از صحابه به گریه افتادند؛ چرا که این آیه به گونه‌ای از پایان عمر پیامبر خبر می‌داد. عمر نیز به گریه افتاد؛ وقتی از او پرسیدند که چرا گریه می‌کنی؟ گفت: همیشه بعد از این کمال، نقصان خواهد بود(4) . و تعداد کسانی که در این حج شرکت داشتند، بیش از صد هزار نفر بود(5).  
----------------------------------------------------------------------------------------
1) زاد المعاد، ج 3، ص 595.
2) السیرة النبویه فی ضوء المصادر الاصیله، ص 680 – زاد المعاد، ج 3، ص 595. 
3) البخاری، کتاب المغازی، شماره 4407. 
4) السیره النبویة، ابوشهبه، ج 2، ص 575. 
5) السیرة النبویه، ندوی ص 386. پیامبر قصد ادای حج نمود و مردم را نیز از این امر مطلع ساخت بنابراین، تمامی مردم در دهم ذیقعدة سال دهم هجری در رکاب رسول خدا عازم حج شدند. مردم اطراف مدینه نیز وقتی از این امر مطلع شدند، به ایشان پیوستند و در مسیر راه مکه نیز تعداد زیادی از مردم به ایشان ملحق شدند و از طرف راست و چپ و پشت سر ایشان تا چشم جمعیت موج می‌زد. پیامبر اکرم (ص) در روز شنبه 25 ذیقعده پس از ادای نماز ظهر، مدینه را به قصد مکه ترک نمود(1).  
پیامبر قبل از خروج از مدینه به تشریح مسائل احرام و واجبات و سنن آن برای مردم پرداخت؛ سپس در حالی که این گونه تلبیه می‌گفت به راه افتاد: «لبیک اللهم لبیک. لبیک لا شریک لک ان الحمد و النعمتة لک و الملک لا شریک لک.»(2)  کاروان پیامبر لبیک‌گویان پیش می‌رفت تا در مکانی به نام «عرج» اردو زد؛ سپس به ترتیب در ابواء، وادی عسفان و ذی طوی اردو زد. پیامبر شب را در ذی طوی سپری نمود و صبح بعد از نماز فجر، غسل نمود و راهی مکه شد و هنگام چاشتگاه از قسمت بالای مکه وارد شهر شد تا اینکه وارد مسجد الحرام گردید و حجر الاسود را دست زد و بوسید(3) . و هفت دور کعبه را طواف نمود که در سه دور نخست دوید و در چهار دور آخر، فقط راه می‌رفت؛ سپس به مقام ابراهیم آمد و در آنجا این آیه را تلاوت نمود: 
(وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاکِفِينَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ) (بقره، 125)
«و به یاد آور آن گاه را که خانه کعبه را جایگاه اجر و ثواب و پناه‌گاه مردم قرار دادیم (و دستور دادیم که) از مقام ابراهیم جایگاه نمازی برای خود بر گیرید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه ما را برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و رکوع و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید.» 
آن حضرت در حالی که «مقام» را بین خود و کعبه قرار داده بود، دو رکعت نماز گزارد که در رکعت اول سوره اخلاص و در رکعت دوم سوره کافرون را قرائت نمود؛ پس نزد حجرالاسود رفت و دست بر آن گذاشت و آن را بوسید و بعد از آن به سوی «صفا» رفت و چون به آن نزدیک شد، این آیه را تلاوت کرد: 
(إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاکِرٌ عَلِيمٌ) (بقره، 158)
«بی‌گمان (دو کوه) صفا و مروه (و سعی میان آنها) از نشانه‌های خدا هستند؛ پس هر کس حج بیت الله و یا عمره را انجام دهد، بر او گناهی نیست که آن دو را طواف نماید و هر کس به دلخواه خود کار نیکی را انجام دهد، بی‌گمان خدا سپاسگذار و آگاه است.»
براساس این آیه، که نخست نام صفا در آن ذکر گردیده است، سعی را از صفا آغاز نمود و بالای آن رفت و رو به کعبه کرد و گفت: «لا اله الا الله وحده لا شریک له،له 
الملک و له الحمد و هو علی کل شئ قدیر لا اله الا الله وحده، انجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده» این را گفت و سپس دعا نمود و تا سه مرتبه چنین کرد. آن گاه از صفا پایین آمد و به سوی مروه به راه افتاد بعد از اینکه به آخر دره رسید، چند قدم دوید؛ سپس بر مروه بالا رفت و در آنجا نیز همان کاری را که بر صفا کرده بود، تکرار نمود تا اینکه سعی را بر مروه به پایان رسانید و در پایان فرمود: کاش با خود قربانی نمی‌آوردم تا این را عمره قرار می‌دادم و از شما هر کسی که با خود قربانی نیاورده است، از این احرام بیرون شود و آن را عمره بشمارد(4).  
سراقه بن مالک پرسید: ای رسول خدا! انگشتان دستانش را در هم فرو برد و فرمود: عمره برای همیشه با حج چنین در آمیخت(5).  
آن گاه چهار روز در مکه اقامت گزید (شنبه تا چهارشنبه) و چاشت گاه روز پنجم (پنج‌شنبه) با تمامی مسلمانانی که در رکاب ایشان بودند، به سوی (منی) به راه افتاد و در آنجا اردو زد و نماز ظهر، عصر، مغرب، عشاء و فجر روز بعد را در همانجا برگزار نمود. و بعد از طلوع خورشید، دستور داد برای او خیمه‌ای در «نمره» بزنند و به راه افتاد. قریش فکر می‌کرد که آن حضرت کنار «معشر الحرام»(6)  توقف خواهد کرد، اما پیامبر از آن گذشت تا اینکه به عرفه رسید و به خیمه‌ای که برای ایشان در نمره تدارک دیده بودند، فرود 