. بنابراین، پیامبر اکرم (ص) حبشه را مکانی امن برای مسلمانان می‌دانست؛ چنانکه مهاجران در آنجا به امنیت و آرامش دست یافتند. ام سلمه رضی الله عنها می‌گوید: «وقتی در سرزمین حبشه اقامت گزیدیم، نجاشی بهترین همسایه برای ما بود. ما از نظر دینی آزادی کامل داشتیم و خدا را پرستش می‌نمودیم، بدون آنکه از طرف کسی مورد شکنجه و آزار قرار بگیریم ... .»(9) 
---------------------------------------------------------------------------------
1) الهجرة فی القرآن الکریم، احزمی سامعون، ص 290.
2) همان.
3) المغازی النبویه، زهری، تحقیق سهیل زکار، ص 96.
4) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 398.
5) فی ظلال القرآن، ج 1، ص 29.
6) المنهاج الحرکی للسیره، ص 67-68.
7) سیرة الرسول، ج 1، ص 265، به نقل از شامی، ص 111.
8) الصحیح مع الفتح، ج 6، ص 237.
9) الهجرة الاولی فی الاسلام، سلیمان العوده، ص 34.عوامل متعددی پژوهشگر را یاری می‌رساند تا پاسخ این پرسش را بیابد. برخی از آن دلایل عبارتند از: 
الف – عدالت نجاشی
پیامبر اکرم (ص) به عدالت نجاشی اشاره نمود و به یارانش گفت: «اگر به سرزمین حبشه بروید، آن جا پادشاهی وجود دارد که هیچ کس نزد او مورد ستم قرار نمی‌گیرد.»(1) 
ب – اعمال نیک نجاشی
پیامبر خدا در مورد پادشاه حبشه فرمود: «در حبشه پادشاهی صالح وجود دارد که به او نجاشی می‌گویند. هیچ کس در سرزمین او مورد ستم قرار نمی‌گیرد.» بدین صورت او مورد ستایش رسول خدا قرار گرفته است(2)  و صلاح وی در حمایت از مسلمانان و متأثرشدن او از قرآن کریم وقتی توسط جعفر تلاوت گردید، آشکار شد؛ همچنین در مورد عیسی عقیدة درستی داشت.
ج – حبشه محل بازرگانی قریش بود
تجارت، پایه و اساس اقتصاد قریش بود و حبشه یکی از مراکز تجارت و بازرگانی به حساب می‌آمد. بنابراین، برخی مسلمانان که برای تجارت به آنجا رفته بودند، از قبل با آن آشنایی داشتند و اگر هم خودشان به آن سرزمین مسافرت نکرده بودند، از کسانی که آنجا رفته بودند در مورد حبشه چیزهایی شنیده بودند.
طبری در بیان دلایل هجرت به حبشه گفته است: «سرزمین حبشه محل تجارت و بازرگانی قریش بود که در آن به تجارت می‌پرداختند و آنها روزی فراوان و امنیت می‌یافتند و محل بازرگانی خوبی برای آنان بود.»(3) 
همچنین ابن عبدالبر بیان نموده است که پیامبر اکرم (ص) وقتی وارد شعب ابی طالب شد و مورد محاصره قرار گرفت، به مؤمنانی که در مکه بودند ، دستور داد تا به سرزمین حبشه بروند و حبشه محل بازرگانی قریش بود ...(4) . 
ابن حبان در مورد علّت مهاجرت مسلمان به حبشه می‌گوید: حبشه سرزمین گرمسیری بود که قریش در زمستان به آنجا مسافرت می‌کردند(5). 
د- حبشه سرزمینی امن
در آن دوران، قبیله‌های عرب تابع قریش بودند و از دستورات قریش اطاعت می‌نمودند؛ چون قریش در میان قبایل عرب دارای نفوذ بود و عربها برای انجام حج و تجارت و بازارهای موسمی خود به قریش نیازمند بودند. بنابراین، عربهاي مناطق منتهی به مکه به تقلید از قریش با رسول خدا و مسلمانان، مخالفت می‌نمودند(6). 
وضعیت حاکم در جزیرة عربی چنین بود بنابراین، در آن هنگام در خارج از جزیره عربی سرزمینی امن‌تر از حبشه وجود نداشت و از طرفی مشخص است که حبشه از سلطه و قدرت قریش به دور بود و مانند دیگر قبیله‌ها از قریش اطاعت نمی‌کرد(7)  و در حدیث ابن اسحاق در مورد دلایل انتخاب حبشه برای مهاجرت آمده است : حبشه سرزمین صداقت و خوبیها است و در آن پادشاهی وجود دارد که نزد او هیچ کس مورد ستم قرار نمی‌گیرد(8). 
و – علاقة پیامبر به سرزمین حبشه و شناخت وی از آن
در حدیث زهری آمده است که پیامبر اکرم(ص)  بیشتر از همه جا دوست داشت که به سرزمین حبشه هجرت نماید(9)  و شاید علّت انتخاب حبشه، وجود حکومت عدل نجاشی بود.
همچنین پایبندی حبشیها به آیین مسیحیت که از بت‌پرستان به اسلام نزدیک‌تر بودند، نیز یکی از عوامل آن بود. بنابراین، مؤمنان از پیروزی مسیحیان بر فارسان آتش‌پرست در سال هشتم بعثت شادمان شدند، آن گونه که قرآن این قضیه را ذکر کرده است(10). 
پیامبر خدا از طریق پرستارش، ام ایمن رضی الله عنها، از اخبار و اوضاع حبشه با خبر بود. در صحیح مسلم و دیگر کتابها آمده است که ام ایمن اهل حبشه بوده است(11)  و در سنن ابن ماجه آمده است که او برای پیامبر غذایی درست کرد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: این چیست؟ گفت: غذایی است که ما در سرزمین خود درست می‌کینم. بنابراین، دوست داشتم از آن برایت کلوچه‌ای بسازم ...(12)  ام ایمن نتوانست لکنت زبان حبشی خود را تغییر بدهد و پیامبر اکرم (ص) در آنچه که او نمی‌توانست به زبان بیاورد، او را اجازه داده بود. پس بعید نیست که ام ایمن با پیامبر اکرم (ص) در مورد طبیعت سرزمین خود و جامعه و حکام آن سخن گفته باشد(13)  و معمولاً پیامبر اکرم (ص) از اوضاع اجتماعی دولتهای معاصر خویش، آگاهی داشت.
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابن هشام، تحقیق همام ابو صعلیک، ج 1، ص 413.
2) همان، ص 397.
3) تاریخ الامم و الملوک، طبری، ج 2، ص 328.
4) مغازی رسول الله (ص)، عروه بن زبیر، ص 104.
5) الدررفی اختصار المغازی و السیر، ص 27.
6) السیرة النبویه و اخبار الخلفاء، ص 72.
7) السیر و المغازی، تحقیق سهیل زکار، ص 232.
8) هجرة الرسول و اصحابه فی القرآن و السنه، ص 97، احمد الجمل.
9) الهجرة الاولی فی الاسلام، ص 46.
10) مغازی الزهیری، ص 96.
11) صحیح السیره النبویه، طرهونی، ج 2، ص 152.
12) صحیح المسلم، ج 3، ص 1392 - تهذیب الاسماء و اللغات، نووی، ج 3، ص 357.
13) سنن ابن ماجه، کتاب الاطمعه، شماره 3336.یاران پیامبر اکرم (ص) در رجب سال پنجم بعثت، مکه را ترک گفتند. آنها ده مرد و چهار زن و طبق روایتی پنج زن بودند. قریش تلاش زیادی برای دستگیری آنان و بازگرداندن آنان نمودند؛ چنانچه آنان را برای دستگیری تا رسیدن به دریا تعقیب نمودند، اما مسلمانان قبلاً به سوی حبشه حرکت کرده بودند(1). 
با تجزیه و تحلیل و اندیشیدن در این روایتها به این نتیجه می‌رسیم که مهاجرت مسلمانان به حبشه به صورت پنهانی و سری بوده است. در روایت واقدی آمده است : «آنها به صورت پنهانی از مکه بیرون شدند.»(2)  طبری(3) ، ابن سید الناس(4) ، ابن قیم(5)  و زرقانی(6)  را جزو کسانی دانسته است که مهاجرت به حبشه را به صورت پنهانی و مخفی ذکر کرده‌اند.
مسلمانان وقتی به سرزمین حبشه رسیدند، نجاشی آنها را گرامی داشت و برخورد خوبی با آنها نمود؛ حتی مسلمانان نزد او امنیت و آرامشی یافتند که در وطن خود و بین خانواده‌هایشان آن امنیت رانداشتند. از ام سلمه رضی الله عنها، همسر پیامبر اکرم(ص)، روایت است که می‌گوید: وقتی ما در حبشه اقامت گزیدیم، نجاشی را بهترین همسایه یافتیم و از نظر دینی آزادی کامل داشتیم و در حالی خدا را پرستش می‌نمودیم که مورد اذیت و آزار کسی قرار نمی‌گرفتیم و سخن نامناسبی نمی‌شنیدیم.»(7) 
ز – اسامی افرادی که در نخستین هجرت به حبشه همراه بودند
مردان عبارت بودند از: 
-	عثمان بن عفان.
-	عبدالله بن عوف
-	زبیر بن عوام
-	ابوحذیفه بن عتبه بن ربیعه.
-	مصعب بن عمی