ام از آنها به گناه كاري كه كرده است، گرفتار مي‌آيد و هر كسي كه بخش عظيمي از آن را به عهده داشته است، عذاب بزرگ و مجازات سنگيني را دارد. 
چرا هنگامي كه اين تهمت را مي‌شنويد، نمي‌بايست مردان و زنان مومن نسبت به خود گمان نيك‌بودن را نينديشند و نگويند: اين تهمت بزرگ، آشكار و روشني است. چرا آنان نمي‌بايست چهار شاهد را حاضر بياورند تا بر سخنان ايشان گواهي دهند؟ اگر چنين گواهاني را حاضر نمي‌آوردند، آنان برابر حكم خدا دروغگو بودند.
اگر فضل و مرحمت خدا در دنيا و در آخرت شامل حال شما نمي‌شد، هر آينه به سبب خوض و فرورفتنتان در كار تهمت، عذاب سخت و بزرگي گريبانگيرتان مي‌گرديد.
در آن زمان كه به استقبال اين شايعه رفتيد و آن را از زبان ديگران مي‌قاپيد و با دهان چيزي پخش مي‌كرديد كه علم و اطلاعي در مورد آن نداشتيد و گمان مي‌برديد اين مسئله كوچك و ساده‌اي است، در حالي كه در پيش خدا بزرگ بوده است. 
چرا نمي‌بايستي وقتي كه آن را مي‌شنويد مي‌گفتيد: ما را نسزد كه زبان بدين تهمت بگشایيم. سبحان الله! اين بهتان بزرگي است.
خداوند نصيحتتان مي‌كند كه اگر مسلمان هستيد، هرگز چنين كاري را تكرار نكنيد. خداوند این آيات را براي شما بيان مي‌دارد و خدا بس آگاه و حكيم است.
بيگمان كساني كه دوست مي‌دارند گناهان بزرگي در ميان مؤمنان پخش كنند، ايشان در دنيا و آخرت شكنجه و عذاب دردناكي دارند. خداوند مي‌داند و شما نمي‌دانيد.»ابوبكر صديق (رض) پس از نزول تبرئة عایشه گفت: به خدا سوگند! كه بعد از اين به مسطح چيزي نخواهم داد. او همواره به مسطح به خاطر اينكه مردي بينوا و از خويشاوندانش بود، کمک می‌نمود. آن گاه اين آيه نازل گرديد:
(وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنکُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاکِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) (نور، 22)
«كساني كه از شما اهل فضيلت و فراخي نعمت هستند، نبايد سوگند بخورند كه بذل و بخشش خود را از نزديكان و و مستمندان و مهاجرين در راه خدا باز مي‌گيرند. بايد عفو كنند و گذشت نمايند، ‌مگر دوست نمي‌داريد كه خدا شما را بيامرزد؟ و خدا آمرزگار مهربان است.»
ابوبكر بعد از نزول اين آيه گفت: بلي، من مي‌خواهم كه مورد آمرزش قرار گيرم. بنابراين، از دادن كمك مالي به مسطح دريغ نورزيد و گفت: آن را هيچ گاه قطع نخواهم كرد.
عایشه مي‌گويد: رسول خدا (ص) از همسرش، زينب بنت جحش، در مورد من سؤال كرده بود. او گفته بود: اي رسول خدا (ص)! من گوشها و چشمهايم را از عذاب خدا بازمي‌دارم و در مورد او جز خير چيز ديگري نمي‌دانم. عایشه مي‌گويد: زينب از ميان ساير همسران رسول خدا (ص) با من رقابت مي‌كرد و خداوند به خاطر تقوايي كه داشت او را حفاظت كرد، اما خواهرش، حمنه، كه همواره به خاطر زينب با من درگير بود، از كساني بود كه در اين شايعه شركت داشت(1). 
حادثة افك، حلقه‌اي از زنجيرة شكنجه‌ها و آزارهایي بود كه پیامبر اکرم (ص) از طرف دشمنان دين با آن مواجه بود، اما خداوند بر پيامبرش(ص)  و بر مؤمنان لطف و مرحمت نمود و بطلان اين بهتان بزرگ را آشكار ساخت. و تاريخ نيز موضعگيري ياران پيامبر اکرم(ص) را در مقابل اين جريان به خوبي ثبت و ضبط نموده است تا این ماجرا براي هميشه درسي براي مسلمانان باشد كه اگر مشابه اين جريان برايشان رخ دهد، الگوی آنان، موضعگيري ياران پيامبر اکرم (ص) باشد. گرچه نزول وحي منقطع شده است، ولي اين درس براي هميشه و براي نسلهاي آينده باقي خواهد ماند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، کتاب التفسیر، باب(لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ...)، ج 6، ص 6، شماره 4750.علماي اسلام از آياتي كه در مورد حادثة افك نازل گرديد، احكام و آداب زيادي استنباط نموده‌اند كه مي‌توان مهم‌ترين آنها را در چند مورد زير برشمرد:
1- اثبات تبرئة عایشة صديقه توسط آيات صريح قرآن كه تا قيامت تلاوت خواهند گرديد.
(إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ)
2- حكمت خداوند مقتضي اين امر بود كه اين جريان را كه ظاهراً شر محض بود، در حق خانوادة ابوبكر، به خاطر صبري كه در پيش گرفتند، به خير محض و پاداش بزرگي تبديل نمايد.
(لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّکُمْ)
3- مؤمنان بايد نسبت به يكديگر گمان نيك داشته باشند.
(لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِينٌ)
4- تكذيب كساني كه حادثة افك را آفريدند و كساني كه آن را پذيرفتند و پخش كردند. 
(لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ)
5- بيان فضل و لطف خداوند در حق مؤمنان:
(وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ)
6- وجوب تحقيق و بررسي هر سخن قبل از نشر آن. 
(وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَکُونُ لَنَا أَن نَّتَکَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ)
7- نهي شديد از ارتكاب چنين گناه بزرگي و از تكرار مجدد آن.
(يَعِظُکُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ(17) وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ(18))
8- نهي از پخش كارهاي فحش و ناشايست در ميان مؤمنان.
(إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)
9- نهي از پيروي نقشه‌هاي شيطان به این دلیل که به نابودي انسان می‌انجامد.
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ يُزَکِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (نور، 21)
«اي مومنان! از گامهاي شيطان پيروي مكنيد و هر كس از گامهاي شيطان پيروي بكند ، همانا او به كارهاي زشت و ناپسند دستور مي‌دهد و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نمي‌بود، هيچ يك از شما ابداً تزكيه نمي‌شد، ‌ولي خدا هر كس را بخواهد تزكيه مي‌كند و خدا شنوا و دانا است.»
10- تشويق به انفاق بر نزديكان گرچه در حق انسان بدي كرده باشند.
(وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنکُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاکِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُور