به فراهم‌نمودن زمينه‌ها و مقدماتي براي اجراي عملي حكم مزبور مي‌پردازد، اما موضوع شراب و قمار، اعتيادي بود كه جامعه دچار آن شده‌ بود بنابراين، نياز به مقدمه‌چيني و زمان داشت تا اين اعتياد از جامعه رخت مي‌بست.
مرحله دوم: در اين مرحله خداوند فرمود:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن کُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنکُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَيْدِيکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا) (نساء، 43)
«اي مؤمنان درحالي كه مست هستيد، به نماز نايستيد. تا آن گاه كه بدانيد چه مي‌گوئيد و به نماز نايستيد در حالي كه جنب هستيد تا آن گاه كه غسل كنيد؛ مگر اينكه مسافر باشيد و اگر مريض يا مسافر بوديد و يا اينكه قضاي حاجت برگشتيد ويا اينكه با زنان مقاربت ‌نموديد و آبي نيافتيد، با خاك تيمم ‌كنيد. چهره و دستهايتان را مسح‌ كنيد. يقيناً خداوند عفوكننده و آمرزنده است.»
از آنجا كه فاصله زماني نمازهاي پنجگانه با يكديگر كوتاه است به گونه‌اي كه نمي‌توان در فاصله دو نماز، باده نوشيد و مست شد و بعد به‌ هوش آمد، اين ممنوعيت، عرصه شراب‌نوشي را تنگ ‌مي‌نمود و بدين ترتيب از حدت اعتياد کاسته می‌شد.
مرحله سوم: عملي‌ساختن دو مرحله سابق؛ چراکه زمينه براي مرحله سوم كه همان حرمت قطعي بود، فراهم‌گرديد و اين آيه نازل‌ شد:
(إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ) (مائده، 91)
«شيطان مي‌خواهد از طريق ميخوارگي و قماربازي در ميان شما دشمني و كينه‌توزي ايجاد كند و شما را از ياد خدا و خواندن نماز بازدارد؛ پس آيا از اين عمل دست ‌مي‌كشيد و باز مي‌آئيد؟»
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث القرآن الکریم عن غزوات الرسول، ج 1، ص 253.
2) الخصائص العامه للإسلام، قرضاوی؛ ص 181.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:477.txt">تاريخ، انگيزه و علت نامگذاري ذات‌الرقاع</a><a class="folder" href="w:html:478.xml">مشروعیت نماز خوف و نگهبانی</a><a class="folder" href="w:html:481.xml">شجاعت پیامبر اکرم (ص) و برخورد ايشان با جابر بن عبدالله</a></body></html>سيره‌نويسان و مورخان در مورد تاريخ دقيق اين غزوه اختلاف‌نظر دارند. امام بخاري معتقد است كه این غزوه بعد از غزوة خيبر به وقوع پیوست(1) . ابن اسحاق تاریخ وقوع این غزوه را بعد از غزوة بني نضير و یا بعد از غزوة خندق در سال چهارم هجری(2)  و واقدي و ابن سعد، در محرم سال پنجم هجري می‌دانند(3) . اما ابن حجر رأي امام بخاري را ترجيح داده است(4) ؛ به این دلیل که ابوموسي اشعري كه بعد از فتح خيبر از حبشه بازگشته بود و ابوهريره كه مصادف با فتح خيبر مسلمان شده بود، در آن شركت داشتند و نيز رسول خدا (ص) در غزوة ذات‌الرقاع نماز خوف برگزار نمود كه در عسفان يعني سال ششم و در ايام حديبيه مشروع گرديده بود نه در غزوه خندق(5). 
دكتر بوطي بر این عقیده است كه اين غزوه، قبل از واقعه خندق افتاق افتاده است(6)  به دليل اينكه در حديث صحيحي وارد شده است كه جابر در غزوة خندق از رسول خدا اجازه گرفت و به خانه‌اش رفت و با همسرش از گرسنگي شديد رسول خدا(ص) سخن گفت و آنها غذاي مختصري براي رسول خدا (ص) تدارك ديدند، اما آن حضرت(ص) با ساير اصحاب و یاران تشريف آورد و دعاي بركت نمود و همه سير خوردند؛ سپس رسول خدا (ص) به همسر جابر گفت: «از اين غذا بخور و به ديگران هديه بده.» و در روايت ديگري كه صحيحين آن را روايت كرده‌اند، آمده است كه رسول خدا (ص) در غزوة ذات‌الرقاع از جابر پرسيد كه آيا ازدواج كرده است؟ او پاسخ داد: بلي ازدواج كرده‌ام. اين روايت بيانگر آن است كه رسول خدا (ص) تا آن لحظه نمي‌دانست كه جابر ازدواج كرده است. دكتر بوطي در ادامة این بحث، به ردّ دلايل ابن حجر پرداخته است بنابراين، بوطي مي‌گويد: تاريخ دقيق اين غزوه در سال چهارم هـجرت و يك و نيم ماه پس از غزوة بني‌نضير بوده است و در مورد انگيزة غزوة فوق مي‌نويسد: علت وقوع اين غزوه، خيانت بعضي از قبايل نجد بود كه هفتاد نفر از داعيان مسلمان را كشتند. بنابراين، رسول خدا (ص) به قصد انتقام از قبيلة محارب و ثعلبه كه تيره‌اي از غطفان بودند، اقدام به لشکرکشی نمود(7). 
دكتر ابوفارس مي‌گويد: پيكي به مدينه آمد و به مسلمانان اطلاع داد كه بني‌محارب و بني‌ثعلبه، لشكر بزرگي تدارك ديده‌اند و قصد يورش به مدينه را دارند. بنابراين، آن حضرت(ص)  با چهارصد و یا به روایتی دیگر با هفتصد مرد جنگجو، فرصت را از آنان گرفت و در دل شهر و ديارشان بر آنان حمله نمود. دشمن كه غافلگير شده بود، زنان و اموال خود را رها نمودند و به كوهها پناه بردند. هنگامي كه وقت نماز فرا رسيد، رسول خدا(ص) از ترس حملة ناگهاني دشمن، نماز خوف برگزار نمود. سپس به مدينه بازگشت(8).  
اين غزوه، كه بيشتر بسان مانوری نظامي بود، كارساز واقع گرديد و در دل دشمنان ترس و وحشت ايجاد نمود و باعث پراكندگي لشكر بزرگي كه غطفان تدارك ديده بود، گرديد و آنها دانستند كه مسلمانان نه تنها قادر به دفع حملات دشمن از مدينه نمي‌باشند؛ بلكه آنها با دشمنان احتمالي خود آمادة نبرد در سرزمين دشمن هستند(9). 
«الرقاع» يعني قطعه‌هاي كوچك پارچه و علت نامگذاری اين غزوه به ذات‌الرقاع، به این دلیل بود که آنها از شدت گرما، قطعه پارچه‌هایي به پاهايشان مي‌بستند. بعضي مي‌گويند: به خاطر اينكه قطعه پارچه‌هایي را به عنوان پرچم در دست داشتند و برخي گفته‌اند: در آنجا درختاني به همين نام وجود داشته است، اما رأي راجح همين است كه آنها از شدت گرما، قطعه پارچه‌هایي را زير پاهايشان مي‌بستند؛ چنانكه صحيحين اين روايت ابوموسي اشعري را روايت نموده‌اند كه مي‌گويد: ما رهسپار غزوه‌اي شديم. شش نفر از ما يك شتر را به نوبت سوار مي‌شديم. پاهاي ما مجروح شد و ناخنهاي پاهايمان افتاد؛ لذا با قطعه پارچه‌هایی پاهاي خود را بستيم بنابراين، آن غزوه را غزوة ذات‌الرقاع ناميدند(10). 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، کتاب المغازی، باب غزوة ذات‌الرقاع، ج 5، ص 62، شماره 4128.
2) سیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 225.
3) مغازی، ج 1، ص 395 – طبقات، ابن سعد، ج 2، ص 61.
4) السیرة النبویه فی ضوء المصادر الاصلیه، د. مهدی رزق‌الله، ص 424.
5) همان.
6) فقه السیرة، بوطی، ص 210.
7) همان، ص 194-195.
8) غزوة الاحزاب، ابوفارس، ص 14.
9) غزوة الاحزاب، محمد احمد باشمیل، ص 77-78.
10) صحیح البخاری، کتاب المغازی، باب غزوة ذات الرقاع، ج 5، ص 145.<?xml version="1.0" enc