ل و قاعده اين است كه در امور مهم، از غير مسلمانان كمك گرفته نشود؛ البته در موارد خاص و با شرایط معيني مي‌توان از غير مسلمان كمك گرفت. این موارد عبارتند از:
- این كمك در راستاي تحقق مصالح مسلمانان.
- موجب تضعیف دعوت و مفاهيم آن نگردد.
- اعتماد كامل نسبت به فرد مورد نظر وجود داشته باشد.
- افراد مزبور تابع باشند نه متبوع و فرمان بردار باشند نه فرمانده.
- اين استعانت براي مسلمانان شبهه انگيز نباشد.
- نياز شديد به استعانت مورد نظر وجود داشته باشد.
با تحقق اين شرایط، كمك‌گرفتن از غير مسلمانان جايز است و در غير اين صورت جایز نيست. با توجه به رعایت‌نمودن اصول فوق بود كه رسول خدا (ص) مشاركت فرد مشرك را در جنگ بدر نپذيرفت؛ زيرا به شركت وي نيازي احساس نمی‌گردید.
شیوه و روش پیامبر اکرم(ص)  این نبود که از مشرکان در هیچ موقعی کمک نگیرد؛ بلکه در موارد خاص و با تکیه بر شرایطی که بیان گردید، از مشرکان نیز کمک می‌گرفت. از جمله اینکه رسول خدا (ص) از عبدالله بن ارقط كه مشرك بود در سفر هجرت به مدينه كمك گرفت و او را راهنماي خود مقرر كرد. و پناهندگي مطعم بن عدي (هنگام بازگشت از طائف) از همين قبيل بود. هچنين صحابه نيز در شرایطي، پناهندگي و حمايت مشركان را جهت محفوظ‌ماندن از تعرض ديگران مي‌پذيرفتند. درك اين اصل و شرایط يادشده در زندگي كنوني، نيازمند فهمي دقيق و ايماني عميق است.
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة الصحیحة، عمری، ج 2، ص 355.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:305.txt">الف - ماجراي حذيفه و پدرش</a><a class="text" href="w:text:306.txt">ب - أسيد ابن حضير</a></body></html>حذيفه علت بازماندن خود و پدرش را از جنگ بدر اين گونه شرح مي‌دهد: ما قصد آمدن به مدینه و ملحق شدن به رسول خدا را داشتیم كه به چنگ كفار قريش گرفتار شدیم. آنها به ما گفتند: حتماً شما نزد محمد مي‌رويد. 

گفتيم:‌ ما مي‌خواهيم به مدينه برويم. آنها از ما تعهد گرفتند كه در صورت حضور در مدينه، به هيچ وجه در ركاب محمد نجنگیم. وقتي كه به مدينه رسیديم، ماجرا را به رسول خدا (ص) گفتيم و از وي كسب تكليف كرديم. رسول خدا (ص) فرمود: از خدا كمك مي‌گيرم و به تعهدمان با آنها وفادار مي‌مانيم. بنابراين، از شركت در جنگ بدر بازمانديم(1). 
يقيناً اين ماجرا اصلی است ارزشمند از پايبند بودن رسول خدا (ص) به تعهداتش و نمونه والایي است از تربيت يارانش در اجراي مكارم اخلاقی؛ هر چند كه به ضرر مسلمانان و كاستن قواي آنان بينجامد.
------------------------------------------------------------------------------------
1) المستفاد، من قصص القرآن، ج 2، ص 144 – 145.وقتي رسول خدا (ص) فاتحانه از بدر به مدينه بر‌مي‌‌گشت، در مكان «روحاء» با مردمي كه به استقبال ايشان آمده بودند، روبرو شد. آنها فتح بدر را به آن حضرت تبريك گفتند. اسيد بن حضير گفت: اي رسول خدا(ص)  سپاس مر خدائي كه تو را پيروز و چشمت را خنك گردانيد. به خدا سوگند! تخلفم از بدر به اين خاطر نبود كه مي‌دانستم شما با كفار روبرو مي‌شويد؛ بلكه من تصور مي‌كردم، شما قصد مزاحمت كاروان تجاري قريش را داريد. اگر مي‌دانستم با دشمن روبرو مي‌شويد، هرگز تخلف نمي‌كردم. پيامبر فرمود: (صدقت) راست مي‌گویي.در آن روز حسان چنين مي‌سرود:
فما نخشی بحول الله قوماً
		و ان کثروا و أجمعت الزحوف

اذ اما البوا جمعاً علينا
		كفانا حدهم رب رئوف

و لکنا توكلنا و قلنا
		مآثرنا و معقلنا السيوف

لقيناهم بها لما سمونا
		و نحن عصبة و هم ألوف

«ما به اميد خدا از هيچ ملتي نمي‌هراسيم؛ هر چند كه عليه ما لشكر بزرگي فراهم نمايند. آنان وقتي يكپارچه بر ما حمله ببرند، پروردگار مهربان ما را كفايت خواهد نمود.
ما بر خدا توكل نموديم و گفتيم كشتارگاه و پناهگاه ما شمشيرها هستند. با آنها روبرو شديم در حالي كه تعدا ما اندک و تعداد آنها هزاران نفر بود.»
و كعب بن مالك گفت:
لما حامت فوارسكم ببدر
		ولا صبروا به عند اللقاء

و ردناه بنورالله يجلو
		دجي الظلماء عنا و الغطاء

رسول الله یقدمنا بامر
		من امرالله أُحکم بالقضاء

فما ظفرت فوارسکم ببدر
		و ما رجعوا الیکم بالسواء

فلا تعجل اباسفیان وارقب
		جیاد الخیل تطلع من کداء

بنصر الله روح القدس فیها
		و میکالٌ، فیاطیب الملاء(1) 

«سواران شما در ميدان بدر كاري پيش نبردند و هنگام رويارویي استقامت نورزيدند. ما با نور خدا، تاريكيها و پرده‌ها را برهم زديم و وارد معركه شديم و رسول خدا(ص)  به دستور خدا، پيشاپيش ما بود. سواران شما در بدر موفق نشدند و همه نزد شما برگشتند. پس اي ابوسفيان! عجله مكن و منتظر روزي باش كه خيل سواران به كمك خدا و در ركاب جبرئيل و ميكائيل‏، از ناحيه(كداء) وارد مكه شوند.»
رسول خدا (ص) شاعران مسلمان را در انجام وظيفه و دفاع از مسلمانان و ترساندن دشمنان تشويق مي‌نمود؛ چون در آن زمان، شعر يكي از ابزار مهم حملات تبليغاتي محسوب مي‌شد. به گونه‌اي كه اقوامي را سربلند و ملتي را سرافكنده مي‌نمود و چه بسا مي‌توانست شعله‌هاي جنگ را خاموش و يا روشن گرداند(2) . نشانه‌هاي جنگ تبليغاتي نیز از آغاز هجرت شروع شده بود و بعد از هجرت با ارسال دسته‌هاي نظامي بيشتر شد و بعد از جنگ بدر شکل تازه‌ای به خود گرفت.
در جنگ تبليغاتي بيشتر تحت تأثير قراردادن قبایل مجاور، مورد هدف دو طرف بود و غزلها و قصيده‌ها با سرعت تمام توسط كاروانها پخش و نشر مي‌شد. 
معمولاً بعد از پيروزي، گروه پيروز، رجز مي‌خواند و گروه شكست خورده، مرثيه مي‌سرود. در جمع مسلمانان نيز شاعران متخصصي چون: كعب بن مالك و عبدالله بن رواحه، وجود داشت كه در رأس آنها حسان بن ثابت، شاعر چيره دست رسول خدا(ص)، قرار داشت(3). 
-----------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 30.
2) التاریخ الإسلامی، حمیدی،  4، ص 199.
3) المنهج الحرکی للسیرة النبویة، ص 354 355.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:309.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:310.xml">غزوه‌هایي كه رسول خدا(ص) بعد از بدر و قبل از احد، آنها را فرماندهي نمود</a><a class="text" href="w:text:315.txt">س - سریه زيد بن حارثه به سوي قرده</a><a class="text" href="w:text:316.txt">غزوه بني قينقاع</a><a class="text" href="w:text:317.txt">الف - انگيزه‌هاي اصلي غزوة بني قينقاع</a><a class="text" href="w:text:318.txt">ب - محاصره بني قينقاع</a><a class="text" href="w:text:319.txt">ج - سرنوشت يهود بني قينقاع</a><a class="text" href="w:text:320.txt">د - ابراز برائت عباده بن صامت از منافقان</a><a class="text" href="w:text:321.txt">س - آياتي كه در مورد ارتباط عبدالله بن ابي با يهود و برائت عباده بن صامت نازل گرديد</a><a class="folder" href="w:html:322.xml">برخورد دولت اسلامي بر علیه توطئه‌گران</a><a class="text" href="w:text:327.txt">موضع‌گيري حسان بن ثابت در برابر كعب بن اشرف</a><a class="text" href="w:text:328.txt">پاداش كعب ابن اشرف</a><a class="text" href="w:text:329.txt">بازتاب ترور كعب ابن اشرف</a><a class="folder" href="w:html:330.xml">بعضي از مناسبتهاي اجتماعي غزوه بدر تا احد</a></body></html>بعد از جنگ بدر، آوازة نظامي مسلمانان سرتاسر شبه ج