ظر نمود و او را بخشيد و فرزندش را نيز بعد از اسلام آوردنش آزاد نمود و به يارانش گفت: به برادرتان مسائل ديني بياموزيد و قرآن را به وي تعليم دهيد و فرزندش را آزاد نمائيد(2). 
5- قوت ايمان عمير: وي تصميم گرفت تا با اسلام در برابر تمام مردم مكه بايستد. پيامبر نيز به وي اجازه داد و او در مکه تصميمش را عملي نمود و سپس به مدينه بازگشت و تعداد زيادي توسط او مسلمان شدند. او يكي از كساني بود كه بعدها عمر بن خطاب آنها را مساوي با هزار نفر مي‌دانست(3). 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة بدر الکبری، ابی‌فارس، ص 82.
2) صحیح السیرة النبویة، ص 260.
3) التربیة القیادیة، ج 3، ص 73.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:296.txt">نصرت و پيروزي از جانب خدا است</a><a class="text" href="w:text:297.txt">يوم الفرقان</a><a class="text" href="w:text:298.txt">دوستي و دشمني به خاطر خدا از اولويتهاي ايمان</a><a class="text" href="w:text:299.txt">معجزه‌هائي كه در بدر اتفاق افتاد</a><a class="text" href="w:text:300.txt">الف - به هلاكت رسيدن اميه بن خلف</a><a class="text" href="w:text:301.txt">ب- مشخص نمودن قتلگاههای بزرگان قريش</a><a class="text" href="w:text:302.txt">ج – اطلاع پیامبر اکرم(ص) از مالی که عباس بن عبدالمطلب پنهان نموده بود و بازگو نمودن نقشه توطئه‌اي كه عمير و صفوان، براي ترور آن حضرت كشيده بودند</a><a class="text" href="w:text:303.txt">حكم كمك گرفتن از مشرك</a><a class="folder" href="w:html:304.xml">حذيفه بن يمان و اسيد بن حضير(رض)</a><a class="text" href="w:text:307.txt">جنگ تبليغاتي در بدر</a></body></html>نصرت حقيقي در بدراز جانب الله بود. خداوند مي‌فرمايد: 
(وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ) (آل عمران، 133)
«بشتابيد به سوي آمرزش پروردگارتان و بهشتي كه پهناي آن به اندازه آسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران فراهم شده است.»
همچنين می‌فرماید: 
(وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَکُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَکِيمِ) (آل عمران، 126)
«خداوند متعال، پيروزي را براي شما بشارتي در نظر گرفته است، تا اينكه دلهايتان آرام گيرد و پيروزي صرفاً از جانب خداي غالب و با حكمت است.»
در اين دو آيه تأكيد شده است كه نصرت صرفاً از جانب الله است(العزيز) يعني كسي كه داراي عزت بسيار و والا است(1)  و(الحكيم) يعني كسي كه داراي حكمت است.
اين دو آيه دربرگیرندة این مطالب است که برای مؤمنان شایسته است که توكل و اعتمادشان فقط بر خداوند باشد و كارهاي خويش را به خدا بسپارند و يقين داشته باشند كه نصرت فقط از جانب خداوند است نه از ملائكه و غيره. ضمناً از اسباب نيز بايد استفاده نمايند، البته نبايد اعتمادشان بر اسباب باشد؛ بلكه خالق اسباب را مورد توجه قرار دهند تا اينكه خداوند نصرت و توفيق خود را شامل حال آنان بگرداند.
سپس خداوند، به بيان مظاهر فضل و احسانش بر مؤمنان در جنگ بدر مي‌پردازد كه پيروزي مسلمانان و هلاكت مشركان و مشت خاكي را كه پيامبر اکرم (ص) به چهرة مشركان پاشيد، در حقيقت توفيق و فضل و كمك خداوند بود و با اين آيه كه در ذيل بيان مي‌شود، خداوند به مسلمانان درس اعتماد و توكل بر خدا را آموزش مي‌دهد:
(فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (انفال، 17)
«شما آنها را نكشتيد؛ بلكه خدا آنها را كشت و تو به سوي آنها (خاك) پرتاب نكردي؛ بلكه خداوند بود تا بدين وسيله خدا مؤمنان را خوب بيازمايد و خداوند شنوا و آگاه است.»
خداوند بعد از بيان این موضوع كه نصرت از جانب وي است، به توضيح برخي از حكمتهاي اين پيروزي پرداخت؛ چنانكه مي‌فرمايد:
(لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ کَفَرُواْ أَوْ يَکْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ(127) لَيْسَ لَکَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ(128)) (آل عمران، 128-127)
«تا خدا، گروهي از كفار را از بين ببرد يا اينكه آنها را سركوب نمايد و رسوا برگرداند. چيزي از كار بندگان به عهده تو نيست تا اينكه خداوند توبه آنها را بپذيرد يا آنها را عذاب دهد؛ زيرا آنها ستمكار هستند.»
خداوند متعال، به مؤمنان این مطلب را خاطر نشان مي‌نمايد كه همواره اين نعمت بزرگ پيروزي را به خاطر داشته باشند و هرگز فراموش ننمايند و شرایط قبل از پيروزي را به نيز خاطر داشته باشند:
(وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَيَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ) (انفال، 26)
«ياد نمائيد نعمت خداوند را آن گاه كه شما كم و مستضعف بوديد و ترسيديد كه مبادا مردمان شما را بربايند. خداوند، شما را پناه داد و نصرت نمود و از چيزهاي پاك به شما روزي داد تا شايد شما شكرگزار باشيد.»
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 411.جنگ بدر را يوم الفرقان مي‌گويند. اين نام در زندگي مسلمانان از اهميت بزرگي برخوردار است. استاد سيدقطب از توصيف روز بدر با نام «يوم الفرقان» توسط خداوند، اين گونه مي‌گويد. خداوند مي‌فرمايد:
(وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (انفال، 41)
«بدانيد آنچه را به غنيمت گرفته‌ايد. يك پنجم آن از آن خدا و رسول، مساكين و مسافران است. اگر به خدا و آنچه بر بندة ما در روز بدر، روز روبروشدن دو گروه، نازل نموديم، ايمان داريد. و خدا بر هر چيز قادر است.»
سيد قطب مي‌گويد: جنگ بدر جنگي است كه با تدبير، توجيه، قيادت و مدد الهي آغاز و به پایان رسيد و جداکنندة حق و باطل بود. 
آري!‌ اين جنگ بالفعل فاصله‌اي ميان حق و باطل بود. اما كدام حق و كدام باطل؟ حق اصيلي كه آسمانها و زمين بر آن استوار هستند. حقي كه فطرت زندگان و همة اشياء بر آن استوار است. حقي كه به صورت وحدانيت خدا در الوهيت، توانایي،‌ تدبير و تقدير نمايان مي‌شود و باطل نيز همان باطل واقعي است كه زمين خدا را فرا گرفته بود و حق را تحت‌الشعاع قرار داده بود و در زمين، طاغوتهايي را برافراشته بود كه در زندگي بندگان خدا براساس خواهشات و تمايلاتشان تصرف مي‌كردند. اين فاصله بزرگ ميان حق و باطل در بدر اتفاق افتاد و از آن روز به بعد هرگز با هم ملتبس نشدند.
غزوة بدر ميان حق و باطل فاصله‌ای کاملاً فراگير، ‌دقيق و عميق ایجاد نمود که دارا