این است سنگر و پیوستگی.»(11) 
گاهی نیز از آنان مسئله‌ای می‌پرسید که می‌دانست آن را نمی‌دانند و آنها علم و آگاهی از آن را به خدا و پیامبرش خواهند سپرد و هدفش این بود که آنان به موضوع مطرح شده از جانب ایشان به موضوع توجه داشته باشند(12) . چنانکه از ابوهریره(ص)  روایت است که پیامبر فرمود: «آیا می‌دانید که فقیر و بینوا کیست؟ گفتند: فقیر نزد ما کسی است که درهم و کالایی ندارد. فرمود: فقیر امت من کسی است که در روز قیامت با وجود اینکه در این دنیا به ادای نماز و روزه پرداخته است، نزد خداوند حاضر می‌شود، امّا کسی را دشنام داده و کسی را تهمت زده و مال کسی را خورده است و خون کسی را ریخته است و کسی را کتک زده است؛ پس از نیکیهای این فرد به فردی که مورد تعرض قرار گرفته است، داده می‌شود و اگر نیکیهایش قبل از پرداخت حقوقی که بر اوست، تمام شود، از گناهان آنها برداشته می‌شود و بر گناهان او افزوده می‌گردد، سپس به دوزخ انداخته می‌شود.»(13) 
گاهی سؤال می‌کرد و یکی از اصحاب جواب می‌داد؛ پس پیامبر اکرم (ص) برای اینکه او را تشویق کند و دیگران را تحریک نماید، او را می‌ستود؛ چنانکه با ابی بن کعب چنین کرد. او می‌گوید: پیامبر خدا (ص) فرمود: «ای ابامنذر آیا می‌دانی کدام آیه از آیات کلام خدا بزرگ‌تر است؟ می‌گوید: گفتم خدا و پیامبرش بهتر می‌دانند. دوباره فرمود: «ای ابامنذر آیا می‌دانی کدام آیه از آیات کتاب خدا بزرگ‌تر است؟ گفتم آیة:
(اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) (بقره، 255)
آن گاه دست به سینه‌ام زد و گفت: «دانشت مبارک باد، ای ابامنذر.»(14) 
پس این تشویق و آفرین گفتن احساس راحتی و اعتماد به نفس آنان را فراهم می‌نمود و آنان را به حفظ مطالب بیان شده از جانب پیامبر اکرم (ص) و تحصیل آن فرا می‌خواند.»(15) 
6- القای مفاهیم ناشناخته که پرسش و اهتمام ورزیدن به آن را در پی داشت
از زیباترین موارد، مطلبی است که جابر بن عبدالله روایت کرده است که پیامبر اکرم(ص) وارد بازار شد و مردم در دو طرف ایشان قرار داشتند و ایشان از کنار یک بزغالة نر مرده که گوشهایش بریده بود، گذشتند؛ پس ایشان آن را برداشتند و گوش آن را گرفتند؛ سپس فرمودند: «چه کسی از شما دوست دارد که این را به یک درهم بخرد.» گفتند ما نمی‌خواهیم آن را در برابر چیزی بخریم و آن را چه کار می‌کنیم؟ گفت: «آیا دوست دارید این مال شما باشد؟» گفتند: سوگند به خدا اگر زنده می‌بود، چون گوشهایش معیوب است دوست نداشتیم که مال ما باشد تا چه رسد که مرده است؟ آن حضرت فرمود: سوگند به خدا که دنیا از این هم نزد خدا کم‌ارزش‌تر است.»(1) 
7- استفاده از وسایل توضیحی و روشنگری
پیامبر خدا (ص)، از آنچه امروز، از وسایل توضیحی به حساب می‌آیند، برای تأکید و تثبیت مطالب در دل و حواس و خود شنوندگان استفاده می‌نمود که برخی عبارتند از: 
الف – حرکت دادن دست: مانند فرو بردن انگشتان در یکدیگر و این ارتباط تنگاتنگ انسان مؤمن با بردارش را به تصویر می‌کشد. چنانکه از ابوموسی اشعری روایت است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مؤمن، نسبت به مؤمنان دیگر مانند ساختمانی است که برخی از آن برخی دیگر را محکم می‌نماید و آن حضرت انگشتانش را در یکدیگر فرو برد.»(17) 
ب – خط کشیدن بر روی زمین: آن حضرت گاهی روی زمین خطهایی برای توضیح مطلب می‌‌کشید که نظر اصحاب را به آن جلب می‌کرد؛ سپس جزئیات آن را توضیح و شرح می‌داد؛ چنانکه از عبدالله بن مسعود (رض) روایت است که پیامبر خدا با دست خود، خطی بر روی زمین کشید، سپس گفت: «این راه راست خداوند است.» آن گاه خطهایی در سمت راست و چپ آن کشید و گفت: «و اینها راههای مختلف است که بر هر راهی شیطانی قرار دارد که به آن فرا می‌خواند» سپس این آیه را خواند: 
(وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) (انعام، 153)
«این راه، راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای (باطلی که شما را از آن نهی کرده‌ام) پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده می‌سازد. اینها چیزهایی است که خداوند شما را بدان توصیه می‌کند تا پرهیزگار شوید.»
ج – بلند کردن و نشان دادن چیزی به هنگام سخن گفتن: چنانکه از علی بن ابی‌طالب روایت است که پیامبر خدا، قطعه ابریشمی را در دست راست خود قرار داد و طلایی را در دست چپ خود قرار داد؛ سپس گفت: «این دو بر مردان امت من حرام هستند.» و در روایتی دیگر در دنبالة این حدیث چنین آمده است: «برای زنانشان حلال می‌باشند(18) .» پس پیامبر هم حکم طلا و ابریشم را بیان نمود و هم آن دو را بلند کرد و نشان داد تا شنوندگان هم بشنوند و هم ببینند.
د – آموزش عملی احکام: چنانکه از سهل بن سعد ساعدی روایت است که می‌گوید پیامبر خدا را دیدم که بر منبر ایستاد و رو به قبله کرد و تکبیر گفت و مردم نیز تکبیر گفتند پس قرائت خواند و رکوع کرد و مردم نیز با ایشان رکوع نمودند. سپس سرش را بلند کرد و به عقب رفت و بر زمین سجده کرد؛ سپس بالای منبر رفت و قرائت خواند و رکوع کرد؛ سپس سرش را بلند کرد و باز به عقب رفت و بر زمین سجده نمود. وقتی نماز به پایان رسید، رو به مردم کرد و گفت: «ای مردم! این کار را از این جهت انجام دادم تا به من اقتدا کنید و نماز مرا یاد بگیرید.»(19) 
8- استفاده کردن از کلمات و جملات لطیف و زیبا
سخن مهربانانه و لطیف، موجب تألیف قلوب به سوی حق می‌گردد و شنوندگان را برای بهتر فرا گرفتن و حفظ کردن مطلب وادار می‌سازد، آن حضرت معمولاً برای سخن و رهنمود خود عبارتی آمیخته با لطف و نرمی مهیا می‌کرد و به خصوص وقتی می‌خواست به آنها مطلبی بگوید که معمولاً از ذکر آن، شرم و حیا می‌نمود، الفاظی مهربانانه استفاده می‌نمود؛ چنانکه در آموختن آداب قضای حاجت با این مقدمه آغاز نمود که نسبت به مؤمنان مانند پدر و خیرخواه است(20) . پس فرمود: «هرگاه هر یکی از شما برای قضای حاجت رفت، رو به قبله ننشیند و پشت به قبله نیز نکند و خود را با دست راست تمیز نکند.»(21) 
به راستی که این معلم جامعه بشری مجموعه‌ای از مبادی تربیتی زیبایی را به جا گذاشته است که به نهایت حسن اخلاق و کمال عقل و اندیشه او دلالت دارند که به برخی از برخوردهای تربیتی ایشان با شاگردانش می‌پردازیم:
الف – تشویق و ستودن نیکوکار: آن حضرت نیکوکاران را تشویق می‌کرد و می‌ستود تا بیشتر به علم و عمل روی بیاورند، به عنوان مثال وقتی قرآن خواندن و تلاوت ابوموسی اش