 مشخصی داشته باشد و مسلمانان می‌بایست در تصمیمات اتخاذ شده در این پیمان نقش داشته باشند، اما اگر مسلمانان مانند پیمانهای امروزی فقط پیرو و مجری باشند پس چنین چیزی با اصل شرعی انطباق پیدا نمی‌کند و رهبری امت باید در هر زمان و هر حرکت سیاسی، کاملاً و به صورت همه جانبه رسول خدا را الگوی خود قرار دهد و قاعدة معروف شرعی را که می‌گوید: «نه به خود زیان برسانید و نه به دیگران»(14)  را درک نماید.
شیخ مصطفی زرقاء دربارة این قاعده می‌گوید: 
«این قاعده از ارکان شریعت محسوب می‌گردد و نصوصی از قرآن و سنت به آن گواهی می‌دهد و زیانی که از آن نهی شده، هم زیان عمومی و هم زیان فردی است و باید قبل از وقوع آن به وسیلة راههای پیشگیری ممکن آن را دور کرد و بعد از واقع شدن زیان با تدابیر و اقدامات ممکن که آثار آن زیان را از بین می‌برد و از تکرار آن جلوگیری می‌کند، باید آن را از بین برد. همان طور که بر این اصل دلالت می‌کند که هنگام قرار گرفتن در معرض ضررهای گوناگون، باید سبک‌ترین آن را انتخاب نمود(15). 
همچنین این قرارداد و پیمان‌نامه این مطلب را اثبات می‌کند که برای دولت اسلامی جایز است که با دولتهای دیگر معاهده و پیمان دفاعی ببندد و امضاء کند و حتی فراتر از آن اگر مصلحت مسلمانان اقتضا می‌کرد و هیچ زیانی بر چنین معاهده‌ای مرتب نمی‌گردید، بر دولت اسلامی در چنین وضعیتی واجب است که دولت هم پیمان را بر ضد متجاوزان یاری کند همان طور که برای دولت اسلامی جایز است که از دولت هم پیمان بخواهد که او را با سلاح و مردان جنگی کمک کند تا آنها زیر پرچم دولت اسلامی بر ضد دشمنان کافر بجنگند(16). 
پیامبر اکرم (ص) با بنی‌ضمره بر این مبنا پیمان بست که با دین خدا از سرجنگ وارد نشوند؛ آن گاه هرکس بر آنها تجاوز کرد یا تلاش نمود که بر آنها تجاوز کند، مسلمانان به یاری آنان خواهند شتافت. این پیمان، بنی‌ضمره را متعهد می‌نمود که با دین اسلام وارد جنگ نشوند و مانع گسترش و نشر آن نگردد(17). 
این پیمان‌نامه همچنین امتیازی سیاسی و نظامی برای مسلمانان محسوب می‌گردید که در آن روز از ارزش زیادی برخوردار بود(18). 

6- اولین مردی که در راه خدا تیرانداخت(19) 
سریة عبیده بن حارث، اولین سریه‌ای بود که رویارویی نظامی مسلمانان و مشرکان در آن رخ داد و جنگ میان دو طرف منجر به تیراندازی گردید و سعد بن ابی‌وقاص(رض)  اولین نفر عرب بود که در راه خدا تیر انداخت. این جنگ، زیاد طول نکشید و هر دو گروه تصمیم به عقب‌نشینی و تجدید قوا گرفتند. قهرمان این جنگ سعد بن ابی‌وقاص(رض) بود. او بزرگ‌ترین نقش را در از بین بردن آمادگی دشمن برای ضد حمله ایفا نمود و با تیرباران کردن دشمن، ثبات و استقامت آنان را بر هم زد و با تیراندازی یک ستون دفاعی به وجود آورد که زمینه را برای عقب نشینی سالم مسلمانان هموار کرد و در آن روز عتبه بن غزوان و مقداد بن اسود که قبلاً مسلمان شده بودند به سوی مسلمانان گریختند وبه آنها پیوستند. سعد بن ابی‌وقاص (رض) در یک محل نظامی اسلامی گوی سبقت را از دیگران ربود و این عمل او در کارنامه‌اش که آکنده از کارهای بزرگی است که برای یاری دین خدا انجام داده است، ثبت گردید.

7- متن پیمان‌نامه‌ای که با جهینه منعقد گردید
«جانها و اموالشان در امان است و بر علیه هر کس که قصد جنگ با ایشان را داشته باشد یا بر آنها ستم کند، یاری خواهند شد و نیکوکاران و پارسایان بادیه‌نشین مشمول این عهدنامه که با شهرنشینان بسته شده است، می‌گردد.»(20) 
تأثیر این پیمان‌نامه را می‌توان از میانجیگری مجدی بن عمرو جهنی میان لشکر حمزه بن عبدالمطلب و قافلة قریش که ابوجهل فرماندهی آن را به عهده داشت و سیصد سوار از سواران قریش آن را حمایت می‌کرد، درک نمود(21) . در حالی که آنها در ناحیه عیص در منطقه‌ای که تحت نفوذ جهینه بود، رو در رو قرار گرفتند و برای جنگیدن صف بستند(22) . قبل از اینکه آتش جنگ میان دو گروه یاد شده افروخته شود، مجدی بن عمرو، که از رهبران جهینه بود، میانجیگری کرد تا از جنگ جلوگیری نماید و توانست با تلاشهای صلح‌جویانه خود، میان دو طرف صلح ایجاد نماید. مجدی و قومش با هر دو گروه پیمان صلح امضاء نموده بودند. مسلمانان از سخن او سرپیچی نکردند؛ پس هر دو گروه به شهرهای خود بازگشتند و میان آنها جنگی رخ نداد(23). 
از این معاهده می‌توان به این نتیجه رسید که بستن پیمان بین دولت اسلامی و قبیله‌های مجاور، قبل از فعالیتهای نظامی دولت اسلامی بوده است و بستن پیمان صلح بین دولت اسلامی و دولتهای دیگری که با دشمنان دولت اسلامی پیمان صلح بسته‌اند، جایز است به این شرط که معاهدة آنان با همدیگر به گونه‌ای نباشد که روزی علیه مسلمانان متحد گردند. 
همچنین این مطلب اثبات می‌گردد که دولت اسلامی می‌تواند جنگیدن با دشمنان خود را با وجود آمادگی لازم، می‌تواند رها کند، به این شرط که دست کشیدن از جنگ برای مسلمانان ضرری در بر نداشته باشد(24). 
سریه حمزه (رض) نتایج بسیار ناگواری بر اردوگاه بت‌پرستان گذاشت؛ چراکه کیان قریش را تکان داد و هراس و ترس را در وجود مردان آن برانگیخت و باعث شد تا آنان متوجه خطری گردند که از جانب مسلمانان آنان را تهدید می‌نمود؛ خطری که تجارت و قدرت اقتصادی آنها را تضعیف می‌نمود(25). 
ابوجهل، وقتی از حمزه دور شد و به مکه برگشت، گفت: ای قریش! محمد در یثرب مقیم شده است و دسته‌های پیشتاز لشکر خود را فرستاده است و قصد دارد تا به ما ضربه وارد کند؛ پس، از عبور کردن از راه او و نزدیک شدن به او بپرهیزید؛ زیرا او مانند شیر درنده‌ای است که بر شما خشمگین شده است؛ چون شما او را طرد نموده‌اید. به خدا سوگند که او دارای جادو است، هیچ گاه او و یارانش را ندیده‌ام مگر اینکه شیطانها را در کنار آنها مشاهده کرده‌ام.
شما دشمنی و سرسختی دو پسر قیله را می‌دانید(26) ؛ پس او دشمنی است که از دشمنان دیگر کمک می‌گیرد(27). 

8- سریه عبدالله بن جحش و نتایج حاصله از آن
برخی از نتایج مهم این غزوه که دارای درسها و آموختنیهای بزرگی است عبارتند از: 
الف – در اخبار مربوط به این سریه آمده است که پیامبر اکرم (ص) برای امیر این سریه چیزی نوشت و به او دستور داد که آن را نخواند و به آن ننگرد مگر بعد از اینکه مسافت دو روز راه را طی کنند و این نمونه‌ای از اجرای اصل مهمی از اصول جنگ است که عبارت از مخفی نگاه داشتن نقشه‌های جنگی است؛ زیرا یهودیان و بت‌پرستان زیادی در مدینه اقامت داشتند و در صورت افشاء هدف مسلمانان انتظار می‌رفت که آنان شتابان نقشه و جهت حرکت این سریه را که به قصد قریش رهسپار می‌شد، به اطلاع اهل مکه برسانند؛ پس حرکت این افراد در حالی که خود نمی‌دانستند که هدف کجا است، باعث آسودگی خاطر فرمانده جنگ بود(28). 
اثر تربیت نبوی را در این سریه می‌توان به وضوح مشاهده نمود؛ چرا که همة آنان بدون کوچک‌ترین اعتراضی سخن پیامبر اکرم (ص) را شنیدند و اطاعت نمودند و به حرکت خود ادامه داد