؛ مگر اینکه خداوند آنها را خوار و ذلیل خواهد کرد و دشمنانشان را بر آنها مسلط خواهد کرد. جهاد مراحل گوناگونی را پیمود تا مشروع گردید و علّت اصلی پیمودن این مراحل را می‌توان این موضوع بیان نمود که مسلمانان بیشتر پرورش و تربیت یابند و بیشتر با سرشت انسان هماهنگی داشته باشد و بهتر مطابق با حرکت دعوت و شیوة برنامه‌ریزی آن سازگار باشد(2). 
این چند مرحله را می‌توان این گونه خلاصه نمود: 
مرحلة اول: احتیاط و خودداری و این زمانی بود که مسلمانان در مکه به سر می‌بردند. آنها از پیامبر اکرم (ص) می‌خواستند که به آنها اجازة جنگ و قتال بدهد، ولی پیامبر اکرم(ص)  به آنها گفت: صبر کنید؛ زیرا من به جنگ فرمان داده نشده‌ام(3). 
مرحلة دوم: اجازة جنگ و جهاد از طرف خداوند بدون اینکه بر آنها واجب قرار داده شود؛ چنانکه می‌فرماید: 
(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ) (حج، 39)
«اجازه به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ تحمیل می‌گردد؛ چراکه بدیشان ستم رفته است و خداوند توانا است بر اینکه ایشان را پیروز کند.»
مرحلة سوم: واجب قرار دادن کارزار با کسانی که با مسلمانان می‌جنگند؛ چنانکه می‌فرماید:
(وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ) (بقره 190)
«و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می‌جنگند و تجاوز و تعدی نکنید؛ زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد.»
مرحلة چهارم: فرض شدن جنگ بر مسلمانان با عموم کافران؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي کِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَکُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِکِينَ کَآفَّةً کَمَا يُقَاتِلُونَکُمْ کَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ) (توبه، 36)
«شماره ماهها در حکم و تقدیر خدا در کتاب آفرینش از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده است، دوازده ماه می‌باشد. چهار ماه حرام است. این آیین راستین و تغییرناپذیری است؛ پس در آنها به خویشتن ستم نکنید. با همة مشرکان بجنگید؛ همان گونه که آنان جملگی با شما می‌جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.»
وضعیت دولت نوپای اسلام و حالت لشکریان اسلامی از نظر سازوبرگ افراد و اینکه آنان تاکنون برای کارزار و جهاد آموزش ندیده بودند اقتضا می‌کرد که مسئلة جهاد و قتال گام به گام حرکت و پیشروی می‌نماید و لازم بود که مدت زمانی می‌گذشت تا می‌توانستند با دشمنان دعوت اسلامی مانند کافران قریش که مسلمانان را مورد اذیت و آزار قرار داده بودند و آنها را مجبور به ترک خانه و کاشانة آنان نموده بودند، حمله کنند. جهاد در ابتدا امری اختیاری بود و باید هم‌چنین می‌بود تا دولت اسلامی قدرت بگیرد و تعداد مسلمانان بیشتر شوند،به طوری که بتوانند در برابر قدرتهای کفر شبه جزیره عربستان اگر بر ضد مسلمانان بسیح شدند،بایستند چنانکه همین طور شد، مقاومت نمایند و واجب گردیدن جنگ در صورتی است که وضعیت دولت اسلامی و لشکر اسلامی در حدی باشد که آمادگی رویارویی با همه احتمالات را داشته باشد. البته اگر مسلمانان مدینه مورد حملة دشمنان خود قرار بگیرند، جنگیدن در این صورت بر آنها فرض است و اختیاری نیست؛ چنانکه این مسئله یکی از موضوعاتی است که در بیعت عقبه دوم مطرح گردید و انصار را موظف می‌نمود که در راه دفاع از دعوت اسلامی و صاحب آن و پیروان دعوت با سرخ و سیاه و هر کس که باشد، بجنگند(4). 
با نزول آیاتی که اجازه جنگ را به مسلمانان می‌داد، پیامبر اکرم (ص) آموزش فنون جنگی به یارانش را آغاز کرد و خود نیز در تمرین و مانورها و نبردها شرکت می‌کرد و آمادگی برای جهاد را از بزرگ‌ترین و بهترین عبادتها قرار داد که به وسیلة آن انسان به خداوند متعال نزدیک می‌شود و پیامبر اکرم (ص) این گفتة الهی را اجرا کرد که می‌فرماید: 
(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ) (انفال، 60)
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجایی که می‌توانید نیرو و اسبهای ورزیده (ساز وبرگ جنگ)آماده سازید تا بدان دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و کسانی دیگر جز آنها را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد. هر آنچه در راه خدا صرف کنید، پاداش آن به تمام و کمال به شما داده می‌شود و هیچ گونه ستمی نمی‌بینید.»
برنامه پیامبر اکرم(ص) در ساختن و آماده کردن مجاهدان مسلمان بر دو شیوة متوازن استوار بود و این دو شیوه عبارت بود از: توجیه معنوی از یک طرف و آموزش علمی از طرف دیگر.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج 3، ص 514.
2) الهجرة فی القرآن الکریم، ص 438.
3) تفسیر آلوسی، ج 6، ص 108.
4) القتال و الجهاد، محمد خیر هیکل، ج 1، ص 463 – 464.پیامبر اکرم (ص) برای بالا بردن معنویات مجاهدان تلاش می‌کرد و امید قطعی پیروزی یا بهشت را در وجود آنها تثبیت می‌نمود و از آن لحظه به بعد، همواره این امید، مسلمانان را در میدانهای جنگ به پیش می‌برد و او را وادار می‌نمود تا با تمام قوای جسمی و روحی برای پیروز شدن یا مرگ زیر سایة شمشیر تلاش نماید(1) . رسول خدا در این راستا به آنان می‌فرمود: «به خدا سوگند، اگر مردانی نمی‌بودند که دوست نداشتند از من باز بمانند و من هم چیزی نمی‌دیدم که آنها را بر آن سوار کنم و با خود ببرم، از هیچ جنگی که در راه خدا می‌شود، باز نمی‌ماندم و سوگند به کسی که جانم در دست اوست، دوست داشتم در راه خدا کشته شوم؛ سپس زنده شوم، باز کشته شوم، سپس زنده شوم و باز کشته شوم و باز زنده گردم و ... .»(2) 
همچنین می‌فرمود: «هرکس که وارد بهشت می‌شود، دوست ندارد به دنیا بازگردد و چیزی از چیزهای روی زمین را داشته باشد؛ به جز شهید که آرزو می‌کند به دنیا برگردد و دوباره در راه خدا کشته شود و این به خاطر گرامیداشتی است که می‌بیند.»(3) 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسة فی السیره، ص 161.
2) البخاری، کتاب الجهاد و السیره، باب تمنی الشهاده، ج 3، ص 268، شمارة 2797.
3) همان، باب تمنی الرجوع للدنیا، ج 3، ص 274، شمارة 2817.سعی و تلاش پیامبر اکرم (ص) بر این بود که از تواناییهای قشرهای مختلف امت از مردان، زنان، کودکان، نوجوانان و پیرمردان استفاده کند و به مهارتهای جنگی از قبیل: نیزه زنی؛ شمشیرزنی؛ تیراندازی و اسب سواری پرداخت. پیامبر اکرم (ص) برنامه‌های متوازن تربیت نظا