ا مانند نفاق و بی‌ادبی نسبت به خدا و پیامبرش و مکر و فریب و سازش و استفاده ننمودن آنان از علم و کینه‌توزی و نفرت و حسد و حرص و آزمندی و بخل و قدرنشناسی و بی‌حیایی و غرور و تکبر و شرک ورزیدن و مبارزه با پیامبران و صالحان و تقلید کورکورانه و کتمان علم و تحریف مطالب و حیله‌گری و حلال جلوه دادن حرامها و تفرقه افکنی و طبقاتی عمل کردن در اجرای احکام و رشوه‌خواری و دروغ و زشتی و ... را بیان کرده است(1). 
اکنون به برخی از این صفتهای زشت که در قرآن کریم آمده است، اشاره می‌کنیم:
1- شرک ورزیدن در عبادت
عبادت یهودیان براساس تعالیم قرآنی، آمیخته با شرک و باطل است؛ زیرا آنها بر این باورند که خداوند دارای فرزند می‌باشد و در عبادت خداوند، کسانی دیگر غیر از او را با او شریک قرار می‌دهند؛ چنانکه خداوند برخی از مظاهر شرک را که آنها مرتکب آن شدند، ثبت کرده و فرموده است: 
(وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ کَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَکُونَ) (توبه، 30 – 31)
«یهودیان می‌گویند: عزیر پسر خدا است و نصاری می‌گویند: مسیح پسر خدا است. این سخنی که آنان به زبان می‌گویند، به گفتار کافرانی می‌ماند که پیش از آن همچنین می‌گفتند. خداوند کافران را نفرین و نابود کند، چگونه باز داشته می‌شوند؟! یهودیان و نصاری علاوه بر خدا، علمای دینی و پارسایان خود را هم به خدایی پذیرفتند. مسیح پسر مریم را نیز خدا می‌شمارند و بدیشان جز این دستور داده نشده است که تنها خدای یگانه را بپرستید و بس. جز خدا، معبودی نیست و او پاک و منزه است از شرک‌ورزی و چیزهایی که ایشان، آنها را انباز قرار می‌دهند.»
آنها در شرک ورزیدن به این سخن گذشته اکتفا نکردند؛ بلکه پیامبران و انسانهای صالح خودشان را عبادت کردند و قبرهای آنان را مسجد و بتهایی قرار دادند که به جای خدا می‌پرستیدند.
پیامبر اکرم(ص)  فرمود: «خداوند یهودیان را بکشد و نابود کند؛ آنها قبرهای پیامبران خود را مسجد قرار دادند.»(2) 
2- مبارزه با صالحان و پیامبران
آنان علاوه بر اینکه علما و دانشمندان خود را تا حد پرستش، مقدس می‌پنداشتند، از طرفی در جنگیدن و مبارزه با پیامران و صالحان باکی نداشتند و از راههای مختلف و با تمام امکانات در مقابل آنان می‌ایستادند و حتی از کشتن آنها امتناع نمی‌ورزیدند. آن گونه که با زکریا و عیسی(ع)  چنین کردند؛ چنانکه خداوند عزوجل ما را به این موارد خبر داده است و بعد از بیان انواعی از عذابها که بر آنها فرود آورده است، فرمود: 
(وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَکُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ يَکْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ يَعْتَدُونَ) (بقره، 61)
«و به یاد آورید آن گاه را که گفتید: ای موسی، ما بر یک خوراکی شکیبایی نداریم و از خدای خود برای ما آنچه را از زمین از سبزی و خیار و گندم و سیر و عدس و پیاز می‌رویاند، بخواه. موسی گفت: آیا برآنید که چیز پست‌تر را جانشین چیز بهتر سازید؟ سپس به شهری فرود آیید که در آنجا آنچه را خواسته‌اید، خواهید یافت و گرفتار خواری و تنگ دستی شدند و در خور خشم خدا گردیدند. این هم بدان علت بود که به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیغمبران را بدون سبب می‌کشتند. این به خاطر سرکشی و تجاوز از حق بود.»
3- کتمان و پوشاندن علم و تحریف حقایق
کتمان علم و تحریف حقایق یکی از صفات مذموم و زشت یهودیان از زمان قدیم بوده است. از ابوهریره (رض) روایت است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «به بنی اسرائیل گفته شد: 
(وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَکُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطَايَاکُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ) (بقره، 58)
«(به یاد آورید) آن گاه را که گفتیم به این شهر وارد شوید و هر گونه که می‌خواهید و هرچه که لازم دارید، فراوان و آسوده بخورید و از دروازه (آن شهر) با خشوع و خضوع وارد شوید و بگویید خدایا از گناهان ما درگذر تا گناهان شما را بیامرزیم. ما به نیکوکاران فزونی می‌بخشیم.»
امّا آنها به تحریف این آیه پرداختند و در حالی که عقب عقب بر مقعد خود می‌خزیدند، وارد شدند و گفتند: دانه‌ای در پوست می‌خواهیم(3) .» و از بزرگ‌ترین علوم و دانشهایی که یهودیان به کتمان و پنهان نمودن آن پرداختند و تلاش نمودند تا حقیقت را مخفی نگه دارند، علم بر نبوت محمد (ص) بود. از ابن عباس(رض)  روایت است که گفت: رافع بن حارثه و سلام بن مشکم و مالک بن الصیف و رافع بن حرمه نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و گفتند: ای محمد! مگر تو نمی‌گویی که بر دین و آیین ابراهیم هستی و به تورات که نزد ماست، ایمان داری و گواهی می‌دهی که تورات از جانب خدا و حق است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: بله ولی شما به تحریف آن پرداخته‌اید و به انکار اموری پرداختید که از شما بر آن امور عهد گرفته شده بود و آنچه را که به آن فرمان داده شده بودید که برای مردم بیان کنید، پنهان کردید؛ پس من از بدعت گذاری شما بیزارم. گفتند: پس ما به آن چیزی تمسک می‌جوییم که در اختیار داریم؛ پس ما بر هدایت و حق هستیم و به تو ایمان نمی‌آوریم و از تو پیروی نمی‌کنیم(4)  آن گاه خداوند در مورد آنها این آیه را نازل فرمود: 
(قُلْ يَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْکُم مِّن رَّبِّکُمْ وَلَيَزِيدَنَّ کَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْيَانًا وَکُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِينَ) (مائده، 68)
«(ای فرستاده خدا!) بگو: اهل کتاب شما بر هیچ نخواهید بود، مگر آنکه تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارتان برایتان نازل شده است بر پادارید، ولی آنچه بر تو ازسوی پروردگارت نازل شده است، بر عصیان و طغیان وکفر و ظلم بسیاری از آنان می‌افزاید بنابراین، بر گروه کافران غمگین مباش.»
4- تفرقه
یهودیان دارای افکار مختلفی هستند و در احکام با هم اختلاف دارند. آنها را متحد می‌پنداری در حالی که کاملاً به دور از هم و متفرق‌اند؛ چنانکه خداوند عزوجل آنها را چنین توصیف کرده است: 
(لَا يُقَاتِلُونَکُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء