 از آنکه نشانه‌های روشن به آنان رسید و ایشان را عذاب بزرگی است.»
از خلال این داستان به فرزانگی رهبر توانمند اسلام، در خنثی نمودن توطئه و نقشه‌های هدفمند یهودیان جهت متفرق ساختن مسلمانان پی می‌بریم؛ چراکه پیامبر اکرم(ص) بلافاصله نزد انصار رفت و آنها را به یاد خدا انداخت و برای آنها بیان نمود که این گونه اقدامها، از امور جاهلیت محسوب می‌شوند و نعمت اسلام و از بین رفتن جنگهای خونین میان آنان را به دلیل وجود اسلام و فتنه‌ها و پاکی قلوب آنان از زنگارهای جاهلیت و الفت و مهربانی که اسلام بین آنان ایجاد نموده بود را خاطرنشان ساخت. سخنان پیامبر اکرم (ص) در وجود آنها روح جدیدی دمید و آثار جاهلیت را از بین برد و آنها دریافتند که این عمل از وسوسه‌های شیطان و مکرهای دشمنانشان، یهودیان، بوده است بنابراین، اشک از چشمانشان سرازیر گردید و پشیمان شدند و یکدیگر را در آغوش گرفتند و محبت ایمانی خود را تحکیم بخشیدند(3). 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) قیله، مادر اوس و خزرج بود.
2) سیره ابن هشام، ج 2، ص 211 – 214.
3) التاریخ الاسلامی، ج 4، ص 41 – 42.بسیاری از سیره‌نگاران و مفسران بیان داشته‌اند که ابوبکر در محلی که تورات تلاوت می‌شد،نزد یهودیان رفت و آنها را نزد مردی از علمای یهود دید(1) . ابوبکر به آن عالم یهودی که فنحاص نام داشت، گفت: وای بر تو از خدا بترس و مسلمان شو. به خدا سوگند تو می‌دانی که محمد، پیامبر خدا و حامل حق است و شما نام او را در تورات و انجیل می‌بیند. فنحاص به ابوبکر گفت: 
ای ابوبکر، به خدا سوگند ما به خدا نیازی نداریم؛ بلکه اوبه ما نیاز دارد؛ ما به درگاه او زاری نمی‌کنیم؛ بلکه او به زاری در مقابل ما می‌پردازد؛ ما از او بی‌نیاز هستیم، ولی او از ما بی‌نیاز نیست و اگر از ما بی‌نیاز می‌بود، مالهای خود را به او قرض نمی‌دادیم؛ او شما را از ربا باز می‌دارد، ولی خود به ما ربا می‌دهد. ابوبکر با شنیدن اراجیف وی خشمگین شد و سیلی محکمی به صورت فنحاص زد و گفت: سوگند به کسی که جانم در دست او است اگر برای رعایت پیمانی که میان ما و شما حاکم است، نمی‌بود، گردنت را می‌زدم. فنحاص نزد رسول خد ا(ص) رفت و گفت: ای محمد! ببین رفیق تو با من چه کار کرده است؟ پیامبر اکرم (ص) به ابوبکر گفت: چه چیز تو را وادار به این کار کرد؟ ابوبکر گفت: 
ای پیامبر خدا! این دشمن خدا سخن بزرگی بر زبان آورده است. گفت: او گمان می‌برد که خداوند فقیر است و آنها غنی و توانگر هستند. وقتی او چنین گفت برای رضای خدا از سخن او خشمگین شدم و بر چهره‌اش زدم. فنحاص این را انکار کرد و گفت من این سخن را نگفته‌ام وخداوند در مورد آنچه فنحاص گفته بود، آیه‌ای نازل کرد و سخن او را رد نمود و موقف ابوبکر را تأیید کرد: 
(لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَکْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ) (آل عمران، 181)
«بی‌گمان خداوند سخن کسانی را شنید که گفتند خدا فقیر است و ما بی‌نیازیم. آنچه را گفتند، خواهیم نوشت و به قتل رساند پیامبران را به ناحق ایشان (هم ثبت و ضبط خواهد شد) و بدانان خواهیم گفت: بچشید عذاب سوزان را.»
و درمورد ابوبکر و خشمگین شدن وی این آیه نازل شد(2) 
(لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَکُواْ أَذًى کَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ) (آل عمران، 186)
«به طور مسلم در مال و جان خود مورد آزمایش قرار می‌گیرید و حتما از کسانی که پیش از شما بدیشان کتاب داده شده است و از کسانی که کفر ورزیده‌اند و اذیت و آزار فراوان می‌بینند و اگر بردباری کنید و بپرهیزید، این اموری است که باید بر انجام آنها عزم را جزم کرد و در اجرای آنها کوشید.»
قرآن کریم در موارد متعددی بی‌ادبی آنها را نسبت به خداوند تعالی و پاک ندانستن وی از کمبودها و توصیف کردن خداوند به آنچه شایستة او نیست را بیان کرده است؛ چنانکه در جایی دیگر می‌فرماید: 
(وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ کَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ کَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْيَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ) (مائده، 64)
«برخی از یهودیان می‌گویند: دست خدا به غل و زنجیر بسته است، دستهایشان بسته باد و به سبب آنچه می‌گویند نفرینشان باد؛ بلکه دو دست خدا باز است هرگونه که بخواهد می‌بخشد. آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل می‌شد بر سرکشی و کفر ورزیدن بسیاری از آنان می‌افزاید و ما در میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه‌توزی افکنده‌ایم. آنان هر زمان که آتش جنگی افروخته‌اند، خداوند آنان را خاموش ساخته است. آنان به خاطر ایجاد فساد در زمین می‌کوشند و خداوند مفسدان و تباهکاران را دوست نمی‌دارد.»
مضمون این آیه بیانگر این است که موضعی که آنها اتخاذ کرده بودند، برخاسته از کینه و نارضایتی آنها از ورود پیامبر اکرم (ص) به مدینه و انتشار دعوت ایشان در دلها بود و شاید یکی دیگر از موارد اتخاذ این موضع، این بود که مسلمانان از آنان به خاطر مکر و توطئه آنان فاصله می‌گرفتند و با آنها بیع و ستد نمی‌کردند که این امر نوعی تحریم اقتصادی برای یهود به شمار می‌رفت که منجر به ناراضی و خشم و انزجار آنان تا حد بی‌ادبی کردن در حق خدا و پاسخ نازیبا به پیامبر خدا گردید؛ چنانکه آیه ذیل مویّد این موضوع است: 
(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ(65) وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأکَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ(66)) (مائده، 65 – 66)
«و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و پرهیزگاری پیشه کنند، گناهانشان را می‌زدائیم و آنان را به باغهای پرنعمت بهشت داخل می‌سازیم و اگر آنان به تورات و انجیل و بدانچه که از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شده است عمل بکنند، از بالای سر خود و از زیرپای خود روزی خواهند خورد و جمعی از آنان عادل و میانه‌رو هستند، ولی بسیاری از ایشان بدترین کار را انجام می‌دهند.»
-------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة 