امده که با هم کفو خود ازدواج کنيد؟ پس چرا حضرت علي به اين قانون اعتنايي نداشته است؟!
فراموش نکنيد که دختر گرفتن از شخصي با دختر دادن به او تفاوت دارد و دختر دادن بسيار مهمتر است. (شما مي توانيد از اهل کتاب دختر بگيريد، ولي نمي توانيد به آنها دختر بدهيد).
45- شيعه معتقد است که پس از رحلت نبي اکرم ص بيشتر اصحاب ايشان مرتد شدند، چونکه دستور مهم خلافت و جانشيني حضرت علي را زير پا گذاشتند و در سقيفه بني ساعده جمع شدند و ابوبکر را به خلافت برگزيدند.
شيعيان در واقع ابوبکر و عمر و عثمان را غاصب خلافت الهي ميدانند و همينطور ظالم و ستمکار و به همين خاطر ايشان را لعن و نفرين مي کنند و بغض و کينه ايشان را به دل دارند و معتقد هستند که هميشه بايد امامي من عندالله و حجتي از جانب خدا بالاي سر مردم باشد تا امت اسلامي به انحراف نروند. 
سوال: طبق اين عقيده حاصل دسترنج پيامبر اسلام در 23 سال زحمت و مجاهدت و نزول وحي و فرشتگان،  فقط عده اي خاص و اندک شده است و شيعه از طرفي ديگر معتقد است که هميشه بايد حجتي از جانب خدا براي مردم وجود داشته باشد، با اين تفاسير ما مي پرسيم که چنانچه امام زمان شما و حجت الهي شما نيز ظهور کند و مانند پيامبر اسلام بر مردم حکومت کند، باز چه تضميني مي دهيد که در انتهاي کارش اصحاب و ياراني مرتد تحويل اجتماع ندهد؟!!! 
وقتي پيامبر اسلام با آن عظمتش و با آن کمکي که از جانب وحي الهي و فرشتگان داشته در انتها يارانش مرتد شده اند، پس ديگر چه انتظاري از مهدي صاحب الزمان شما مي رود؟ آيا او بالاتر و برتر از پيامبر اسلام است؟!! آيا او کارش را بهتر از پيامبر اسلام انجام مي دهد؟! آيا او داراي معجزات و امدادهاي بيشتري از جانب خداست؟!!!
آيا اين تحقير مقام پيامبر ص نيست؟!!!
46- يکي از دلايل دشمني شيعيان با عمر بن خطاب، خليفه دوم، بخاطر يک سري از روايات است، و طبق آن شيعيان معتقدند که عمر و اطرافيان او به خانه اي که فاطمه در آن بوده، هجوم برده اند و درب منزل را سوزانده اند و باعث شهادت فاطمه زهرا و حتي جنين داخل شکمش شده اند که نامش محسن بوده است. 
سوال: لطفاً صحت اين روايت را ثابت کنيد و فراموش نکنيد منظور ما تنها و تنها اثبات موارد زير بطور کامل است نه چيزي ديگر که بصورت مبهم و گوشه و کنايه باشد:
1-	آتش زدن منزل يا درب منزل.
2-	سقط جنين.
3-	شهادت فاطمه زهرا بخاطر اين هجوم.
حتي رواياتي که در کتب اهل سنت پيرامون اين مسئله موجود است و علماي شيعه نيز دائم به آنها اشاره دارند تنها تهديد به سوزاندن منزل را بيان مي کنند نه اينکه اينکار عملي شده باشد و همچنين سقط جنين و شهادت فاطمه نيز در آنها نيست.
در ضمن لطف کرده و به کتبي چون سليم بن قيس هلالي اشاره نکنيد، چون در چند قرن بعد ظهور يافته (قرن چهارم) و علمايي چون شيخ مفيد آنرا رد کرده اند.
47- شيعه معتقد است که خلافت الهي حضرت علي،  غصب شده است.
سوال: اگر اين منصب، منصبي الهي است، پس چگونه قابل غصب شدن است؟
مگر کسي مي توانسته نبوت پيامبر ص را غصب کند؟!! 
علاوه بر اينکه شيعه، امامت را بالاتر از نبوت مي داند. اگر امامت منحصر به وجود شخصي خاص است و توسط خداوند به او اهدا مي شود، پس آيا شخصي ديگر ميتواند اين مقام را از او بگيرد؟!
لازم به تذکر است که شيعه خلافت و امامت را جدا از هم نمي داند و نمي تواند بگويد که خلافت علي غصب شده ولي امامت او پابرجا بوده و منصب امامت را داشته است، و در واقع پس از رحلت نبي اکرم ص، امام بوده است.
به اعتقاد شيعه، خلافت و امامت علي با هم بوده و هر دو الهي بوده و از جانب خداوند اهدا شده، پس تنها متعلق به خود حضرت علي بوده نه شخصي ديگر.
در واقع شيعه مقام خلافت را تنها براي کسي مي داند که منصب امامت را نيز داشته باشد، پس خلافت جزئي از همان امامت است و چيزي جدا از آن نيست و تنها امامي معصوم و من عندالله مي تواند خليفه شود، پس چطور اين منصب امامت و خلافت غصب شده است؟!!! 
48- طبق داستانهايي که در کتب شيعه ثبت شده، عده اي از شيعيان و علما توانسته اند که امام زمان را ببينند. 
سوال: مگر اين افراد قبلاً مهدي را ديده بودند که متوجه شده اند او مهدي است؟ و اگر خود مهدي خودش را معرفي کرده، پس مگر نمي دانيد که شهادت فرد در مورد خودش قابل قبول نيست؟ از کجا معلوم که شخصي حقه باز نبوده که آن فرد شيعي را فريب داده و رفته؟
در ضمن اين اشخاص در زمان زنده بودن نمي توانسته اند ادعاي رويت مهدي را بکنند. 
 مورد معجزات و کرامات مهدي نيز مردود هستند و نمي توان به آنها استناد کرد، چون بطور خلاصه:
اولاً: اين داستانها پس از مرگ اين اشخاص جمع آوري شده اند و صحت و سقم آنها مشخص نيست و از کجا معلوم که دروغ نباشند؟ خود آن افراد نيز نمي توانسته اند اين داستانها را بنويسند و در جايي پنهان کنند، چون ممکن بوده به دست مردم بيفتد و او را کذاب بخوانند. اگر هم نوشته اند و در جايي گذاشته اند و بعد از اينکه مرده اند توسط شخصي ديگر انتشار داده شده، پس دوباره مي گوئيم که شهادت فرد در مورد خودش قابل قبول نيست.
ثانياً: معجزه مخصوص انبياء بوده براي اثبات نبوت خويش و بخاطر اينکه در قرآن ذکر شده اند ما نيز به آنها ايمان داريم و شما نمي توانيد معجزات مهدي را با آيات قرآني و معجزات انبياء قياس کنيد.
ثالثاً: اين داستانها و روايات، جزء اخبار واحد هستند و با خبري واحد براي کسي معجزه ثابت نمي شود. معجزات انبياء در حضور مردم بوده تا باعث ايمان آوردن آنها شود، معجزات مهدي در وسط بيابان براي شخصي شيعه بوده که او را هم قبول داشته و ما نمي دانيم فايده اين معجزات چه بوده است؟!!
رابعاً: برخي از اين داستانها ادعاي داشتن علم غيب براي مهدي مي کنند که مخالف با آيات قرآن است که حتي پيامبر ص غيب نمي دانسته (اعراف/188 و انعام/50) و بنابراين مردود هستند.
خامساً: متن و محتواي بسياري از اين روايات داراي خرافات است و نمي تواند مورد پذيرش قرار بگيرد (و يا در مورد خمس هستند که البته دليل آن روشن است).
سادساً: از کجا معلوم که اين کارهاي خارق العاده معجزه بوده و نوعي سحر و جادو و يا شعبده نبوده است؟
شما که همراه آن شيعه نبوده ايد تا اين موضوع را بفهميد؟
آن شيعيان که دانشمند نبوده اند و يا علم جادوگري يا شعبده بازي نداشته اند تا متوجه شوند. ساحران فرعون با علم سحر آشنا بوده اند و فوري متوجه مي شوند که کار حضرت موسي سحر نيست و معجزه است، در زمان پيامبر ص نيز در ميان مردم فصاحت کلام رواج داشته است، و قرآن نيز داراي فصاحت و بلاغت است و معجزه مي باشد و به همين خاطر کافران نتوانستند مانند آنرا بياورند.
پس نمي توان رويت مهدي توسط ديگران را قبول کرد (البته دليل آن روشن است، چون چنين شخصي وجود ندارد، يعني محمد بن الحسن العسکري).
..................................
(1) به عنوان مثال چندين شيعه را مي شناسم كه بارها و بارها به كربلا رفته اند و مي گويند مكه را رها كن و بيا برو كربلا، كربلا بهتر است و صفايي ديگر دارد!!! 
(2) يا چرا شبكه اي در 