قدس و ظهور نشانه‌هاي قدرت و عظمت او است ، به گونه‌اي كه جاي انكار شناخت خدا براي كسي باقي نمي‌ماند ، گوئي همگان با چشم خود ذات بي‌مثال كبريائي را مي‌بينند . « الْمَلَكُ » : فرشتگان . اسم جنس است . « صَفّاًصَفّاً » : صف در صف . صف صف . حال است .‏سوره فجر آيه  23

‏متن آيه : 
‏ وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى ‏

‏ترجمه : 
‏در آن روز دوزخ را حاضر آورند ( و نشانش دهند ) . در آن روز انسان به خود مي‌آيد ، ولي چنين به خود آمدني كي سودي به حال او دارد ؟ !‏

‏توضيحات : ‏
‏« جِي‌ءَ » : آورده شد . مراد از حاضر آوردن دوزخ ، پديدار كردن و نشان دادن آن است ( نگا : شعراء / 91 ، نازعات‌ / 36 ) . « يَتَذَكَّرُ » : به خود مي‌آيد . بيدار و هوشيار مي‌شود . متوجّه مي‌گردد و پند مي‌گيرد . « أَنّي‌ » : كي‌ ؟ اين واژه اسم استفهام است و معني نفي دارد . « الذِّكْري‌ » : به خود آمدن . بيداري و هوشياري . پند گرفتن .‏سوره فجر آيه  24

‏متن آيه :
‏ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ‏

‏ترجمه : 
‏خواهد گفت : كاش براي زندگي خود ( خيرات و حسناتي ) پيشاپيش مي‌فرستادم !‏

‏توضيحات : ‏
‏« قَدَّمْتُ » : پيشاپيش مي‌فرستادم . تقديم مي‌داشتم . « حَيَاتِي‌ » : زندگي خود . اشاره به اين است كه آخرت زندگي اصلي است و دنيا در حقيقت زندگي نبوده است .‏سوره فجر آيه  25

‏متن آيه :
‏ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ ‏

‏ترجمه : 
‏در آن روز ( كه چنين احوال و اوضاعي رخ مي‌دهد ، خداوند كافر را چنان عذابي مي‌رساند كه ) هيچ كس عذابي همسان عذاب او را بدو نمي‌رساند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عَذَابَهُ » : عذابي كه خدا مي‌دهد . عذاب مفعولٌ‌به يا مفعول مطلق است و ضمير ( هُ ) به خدا برمي‌گردد ، و در حقيقت اضافه مصدر به فاعل خود است .‏سوره فجر آيه  26

‏متن آيه :
‏ وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و ( در آن روز ) هيچ كسي همچون خداوند او را به بند نمي‌كشد ( و به غل و زنجير نمي‌بندد ) .‏

‏توضيحات :
‏« لا يُوثِقُ » : به بند نمي‌كشد . به غل و زنجير نمي‌بندد . « وَثَاق » : به بند كشيدن . به غل و زنجير بستن . وَثاق به معني إيثاق است ، همچون عَطاء به معني إعطاء .‏سوره فجر آيه  27

‏متن آيه :
‏ يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ‏

‏ترجمه :
‏اي انسانِ آسوده خاطر ( كه در پرتو ياد خدا و پرستش الله ، آرامش به هم رسانده‌اي و هم اينك با كوله‌باري از اندوخته طاعات و عبادات ، در اينجا آرميده‌اي ) !‏

‏توضيحات :
‏« النَّفْسُ » : خود شخص . ذات انسان ( نگا : نحل‌ / 111 ، اسراء / 14 ، كهف‌ / 6 ) . « الْمُطْمَئِنَّةُ » : آسوده خاطر . آرميده . داراي آرامش .‏<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:667.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:668.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:669.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:670.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:671.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:672.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:673.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:674.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:675.txt">آيه  74</a></body></html>سوره فجر آيه  28

‏متن آيه :
‏ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ‏

‏ترجمه : ‏
‏به سوي پروردگارت بازگرد ، در حالي كه تو ( از كرده خود در جهان و از نعمت آخرت يزدان ) خوشنودي ، و ( خدا هم ) از تو خوشنود ( است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« رَاضِيَةً » : راضي و خوشنود . « مَرْضِيَّةً » : مورد رضايت . كسي كه از او خوشنودند . « رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً » : حال اوّل و دوم هستند .‏ سوره فجر آيه  29

‏متن آيه :
‏ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ‏

‏ترجمه :
‏به ميان بندگانم درآي ( و همراه شايستگان و از زمره بايستگان شو ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« عِبَادِي‌ » : بندگان خاصّ و آفريدگان صالح خدا مراد است .‏سوره فجر آيه  30

‏متن آيه :
‏ وَادْخُلِي جَنَّتِي ‏

‏ترجمه : ‏
‏و به بهشت من داخل شو ( و خوش باش ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَنَّتِي‌ » : اضافه جنّت به خدا ، بيانگر عظمت بهشت و فراواني نعمت آنجا است . از تعبيرات روح‌پرور ( عِبَادِي ) و ( جَنَّتِي ) لطف و صفا مي‌بارد .‏ <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6664.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6665.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6666.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6667.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6668.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6669.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6670.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6671.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6672.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6673.txt"> آيه  10 </a><a class="text" href="w:text:6674.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6675.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6676.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6677.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6678.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6679.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6680.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6681.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6682.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:6683.txt">آيه  20</a></body></html> سوره بلد آيه  1

‏متن آيه :
‏ لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سوگند به اين شهر ( مكّه كه كعبه در آن است ) !‏

‏توضيحات : ‏
‏« لآ أُقْسِمُ . . . » : سوگند مي‌خورم ( نگا : واقعه‌ / 75 ، حاقّه‌ / 38 ، قيامت‌ / 1 ) . « هذَا الْبَلَدِ » : اين شهر . مراد مكّه است كه بيت‌الحرام در آن است .‏سوره بلد آيه  2

‏متن آيه :
‏ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏شهري كه تو ساكن آنجا هستي ( و وجود پرفيض و پربركت تو ، بر شرافت و عظمت آن افزوده است ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَ أَنتَ » : در حالي كه تو . و تو . حرف واو ، حاليّه يا اعتراضيه است و جمله بعد از آن معترضه . « حِلٌّ » : نازل و ساكن . مصدر و به معني اسم فاعل ، يعني حال است . برخي آن را به معني حَلال ضدّ حرام مي‌دانند ( نگا : مائده‌ / 5 ) كه اشاره به توطئه آينده قريشيان براي كشتن پيغمبر در منزل خود است كه منتهي به هجرت نبوي گرديد . يا اشاره به مدّتي از روز فتح مكّه است كه جنگيدن در مكّه براي پيغمبر حلال و مباح گشت . « أَنتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » : تو ساكن اين شهري . خون تو در اين شهر حلال مي‌گردد . جنگيدن در اين شهر براي تو حلال و مباح مي‌شود .‏سوره بلد آيه  3

‏متن آيه :
‏ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و سوگند به پدر ، و فرزندي كه به وجود مي‌آورد !‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَالِدٍ » : پدر . « وَلَدَ » : به وجود آورد . مرجع ضمير فاعلي ( والد ) است . « وَالِدٍ وَ مَا وَلَدَ » : اشاره به هر پدر و فرزندي است ، اعم از انسان و حيوان ( نگا : المصحف الميسّر ) . چرا كه مسأله توالد و تناسل انسان و ديگر جانداران در طول ادوار مختلف ، به گونه تساوي تقريبي نر و ماده ، از شگفت‌انگيزترين مسائل خلقت است .‏سوره بلد آيه  4

‏متن آيه :
‏ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ما آدمي را براي رنج و محنت آفريده‌ايم ( نه براي راحت و آسايش ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« لَقَدْ خَلَقْنَا . . . » : جواب قسمهاي بالا است . « فِي‌ » : معني مصاحبت و مرادفت دارد . يعني انس