نَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي كساني كه ( از اهل كتاب بشماريد و به خدا و پيغمبران الهي و كتابهاي تورات و انجيل ) ايمان آورده‌ايد ! از خدا بترسيد و به پيغمبر او ( محمدبن عبدالله ، خاتم انبياء ، هم ) ايمان بياوريد ، تا خداوند دو پاداش از رحمت خود را به شما دهد ( يكي پاداش ايمان به عيسي ، و ديگري پاداش ايمان به محمد ) ، و نيز براي شما نوري را پديدار گرداند كه در پرتو آن حركت كنيد ، و شما را ببخشايد ، چرا كه خدا بسيار بخشاينده و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا . . . » : مخاطب مسيحياني هستند كه به عيسي و همه انبياء –صلوات‌الله عليهم‌ - ايمان آورده و به خاتم‌الانبياء نيز ايمان مي‌آورند ( نگا : المراغي ) . « كِفْلَيْنِ » : مثني كِفْل است ، به معني نصيب و بهره و سهم ( نگا : نساء / 85 ) ، برخي آن را به مثني محدود نكرده و بلكه براي كثرت مي‌دانند ( نگا : معجم‌الفاظ القرآن الكريم ) . در اين صورت معني :  ( يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ ) چنين مي‌شود : پاداش زيادي به شما مي‌دهد . « نُوراً » : مراد نور قرآن در دنيا ( نگا : مائده‌ / 15 ) و يا نور ايمان در قيامت است ( نگا : حديد / 12 ) .‏
 
سوره حديد آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تا اهل كتاب بدانند كه ( اگر به محمد ايمان نياورند ) هيچ سهمي از فضل و عطاء الهي ندارند ، و اين كه فضل و عطاء در دست خدا است ، و آن را به هر كس كه بخواهد مرحمت مي‌كند ، و خداوند داراي فضل و عطاء فراوان و بزرگ است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِئَلاّ يَعْلَمَ » : تا بدانند . حرف ( لا ) زائد و براي تأكيد نفي است . « أَهْلُ الْكِتَابِ » : مراد كساني است كه به عيسي و ساير پيغمبران ايمان آورده ، ولي به پيغمبر اسلام ايمان نداشته و بهشت را منحصر به خود مي‌دانستند ( نگا : بقره‌ / 111 و 135 ) . « الْفَضْلِ » : موهبت . مرحمت . عطيه . لطف ( نگا : بقره‌ / 64 و 105 ، آل‌عمران‌ / 73 و 74 ) .‏
 
 
‏‏
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5690.xml">صفحة (542)</a><a class="folder" href="w:html:5697.xml">صفحة (543) </a><a class="folder" href="w:html:5703.xml">صفحة (544)</a><a class="folder" href="w:html:5714.xml">صفحة (545)</a><a class="folder" href="w:html:5719.xml">صفحة (546)</a><a class="folder" href="w:html:5726.xml">صفحة (547)</a><a class="folder" href="w:html:5734.xml">صفحة (548) </a><a class="folder" href="w:html:5743.xml">صفحة (549)</a><a class="folder" href="w:html:5749.xml">صفحة (550) </a><a class="folder" href="w:html:5756.xml">صفحة (551)</a><a class="folder" href="w:html:5764.xml">صفحة (552) </a><a class="folder" href="w:html:5774.xml">صفحة (553)</a><a class="folder" href="w:html:5783.xml">صفحة (554)</a><a class="folder" href="w:html:5791.xml">صفحة (555)</a><a class="folder" href="w:html:5799.xml">صفحة (556)</a><a class="folder" href="w:html:5809.xml">صفحة (557) </a><a class="folder" href="w:html:5819.xml">صفحة (558)</a><a class="folder" href="w:html:5825.xml">صفحة (559)</a><a class="folder" href="w:html:5833.xml">صفحة (560)</a><a class="folder" href="w:html:5841.xml">صفحة (561)</a></body></html>سوره آل عمران آيه  184

‏متن آيه : ‏

‏ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَآؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏پس اگر ( اين بهانه‌جويان ) تو را تكذيب كردند ( چيز تازه‌اي نيست و غمگين مباش ) چه پيغمبران زيادي پيش از تو تكذيب شده‌اند كه معجزات و دلائل روشن و كتابهاي متقن و مشتمل بر مواعظ و اندرز و كتاب روشنگر ( راه نجات ) با خود آورده‌اند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« زُبُر » : جمع زَبُور ، كتاب مشتمل بر مواعظ . كتاب آسماني داود ( نگا : نساء / 163 و انبياء / 105 ) . « كِتَاب‌ » : مراد جنس كتاب است و شامل تورات و انجيل و صُحُف ابراهيم مي‌گردد . عطف آن بر ما قبل خود ، عطف عامّ بر خاصّ است . « مُنِير » : روشنگر راه حق .‏

 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5691.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5692.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5693.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5694.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5695.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5696.txt">آيه  6</a></body></html>سوره مجادلة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند گفتار آن زني را مي‌پذيرد كه درباره شوهرش با تو بحث و مجادله مي‌كند و به خدا شكايت مي‌برد . خدا قطعاً گفتگوي شما دو نفر را مي‌شنود ، چرا كه خدا شنوا و بينا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَدْ سَمِعَ » : قطعاً شنيد . شنيدن در اينجا به معني پذيرفتن است . همان گونه كه واژه ( سَمِعَ ) در حالت اعتدال نماز ، در جمله سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ به همين معني است . آيه‌هاي نخستين اين سوره درباره زني به نام خَوْلَه است كه از طرف شوهرش اوس بن صامت مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرد و او را ظهار مي‌كند كه نوعي طلاق غيرقابل بازگشت در زمان جاهليت بوده است . خَوله به پيش پيغمبر مي‌آيد و قضيه را مطرح مي‌كند و تقاضاي رجوع به پيش شوهر پشيمان خود را مي‌كند . ليكن رسول خدا بدو مي‌فرمايند : تو بر او حرام شده‌اي . در اينجا است كه حكم مسأله ظهار به پيغمبر وحي مي‌گردد و مشكل خوله برطرف مي‌شود . « تَشْتَكِي‌ » : شكايت مي‌برد و تقاضاي حل مشكل مي‌كند . « تَحَاوُرَ » : گفتگو .‏
 
سوره مجادلة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَراً مِّنَ الْقَوْلِ وَزُوراً وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه زنان خود را ظهار مي‌كنند ( و بديشان مي‌گويند : شما براي ما همسان مادرانمان هستيد ) ، آنان مادرانشان نمي‌گردند ، و بلكه مادرانشان تنها زناني هستند كه ايشان را زائيده‌اند . چنين كساني سخن ناهنجار و دروغي را مي‌گويند ( چرا كه مادر و فرزند بودن ، چيزي نيست كه با سخن درست شود ) . خداوند بسيار باگذشت و آمرزگار است ( و اگر مسلماني پيش از نزول اين آيات ، مرتكب اين عمل شده باشد ، خداوند او را مي‌بخشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُظَاهِرُونَ » : ظهار مي‌كنند . ظهار عبارت از اين است كه شوهر به همسر خود بگويد : أَنتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي‌ ؛ تو براي من مادري . يعني همان گونه كه ازدواج با مادر خودم برايم حرام است ، تو نيز تا ابد بر من حرام هستي . اين جمله به منزله صيغه طلاق بود . البته ظهار تنها بدين شكل انجام نمي‌گيرد . بلكه تشبيه همسر - به قصد تحريم ، نه به قصد تكريم - به يكي از زناني كه براي مرد ازدواج با ايشان حرام باشد ، ظهار بشمار است . اين تحريم چه از راه نسب باشد و چه از راه شيرخوارگي و يا دامادي . همچنين تشبيه اندام همسر به اندام چنين زناني چه سراپاي او باشد و چه پشت و چه اعضاء ديگر ( نگا : 