زّت و اقتدار ، و سنجيده و كار بجا است .  ( لذا در عين قدرت نامحدود ، كاري بي‌حساب انجام نمي‌دهد ، و بلكه همه كارهايش از روي حكمت است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَبْدَأُ الْخَلْقَ . . . ثُمَّ . . . » :  ( نگا : يونس‌ / 4 و 34 ، نمل‌ / 64 ، روم‌ / 11 ) . « أَهْوَنُ » : آسان‌تر . تعبير آسان و آسانتر ، يا سخت و سخت‌تر ، الفبائي است كه خدا با آن با ما انسانها صحبت مي‌فرمايد ، والا اين واژه‌ها و مطلبها در برابر قدرت نامحدود خدا بي‌مصداق و بي‌معني‌است . « الْمَثَلُ الأعْلي‌ » : وصف اتم و اكمل . اعلي درجه صفات حميده ، همچون قدرت شامله ، و حكمت تامّه ، و مالكيّت بي‌حدّ و نهايت ، و علم فراگير و جهانگير . مراد اين است كه اوصاف بديعه خدا بكمال است ، و همه محدودش را دارند و او نامحدودش .‏
 
سوره روم آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ ضَرَبَ لَكُم مَّثَلاً مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند براي شما ( انسانهاي مشرك ) مثلي مي‌آورد كه از ( اوضاع و احوال ) خود شما برگرفته شده است .  ( و آن مثل اين است كه اگر بردگاني داشته باشيد ) آيا بردگانتان در چيزهائي كه بهره شما ساخته‌ايم شريك شما مي‌باشند ، بدان گونه كه شما و ايشان هر دو در آن يكسان و برابر باشيد ، و همچنان كه شما آزادگان از يكديگر مي‌ترسيد ، از بردگان هم بيمناك باشيد ( و بدون اجازه ايشان دست به كاري نبريد و نزنيد و دخل و تصرّفي در اموال خود نكنيد ؟ نه ! ابداً چنين چيزي تصوّر نمي‌رود . پس چطور جائز مي‌دانيد كه بعضي از آفريدگان خدا ، همچون فرشتگان و پريان و پيغمبراني چون عيسي و عُزَير ، و بتها و صنمها ، شريك خدا در ملك و مملكت و سلطه و قدرت او باشند ؟ ! ) . ما اين سان ( روشن و گويا ) آيات را براي مردماني بيان مي‌داريم كه مي‌فهمند ( و معاني ضرب‌المثلها را درك مي‌كنند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِنْ أَنفُسِكُمْ » : منتزع و برگرفته از اوضاع و احوال خودتان . « هَلْ لَكُمْ ؟ » : حرف ( هَلْ ) براي استفهام است و در اينجا مراد توبيخ و نفي است . « سَوَآءٌ » : مساوي در تصرّف در دارائي و اموال . « كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ » : همان گونه كه از خودتان ، يعني از آزادگان همچون خود ترس داريد .‏
 
سوره روم آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مشركان ستمگر براي شرك‌ورزي خود دليلي ندارند و ) بلكه ستمگران از هوي و هوس خود بدون علم و آگهي ( از عاقبت بد شرك ) پيروي مي‌كنند . چه كسي مي‌تواند كساني را كه خدا آنان را گمراه كرده باشد هدايت كند ؟ اصلاً براي ايشان هيچ يار و ياوري نخواهد بود ( تا براي آنان ميانجيگري كند و ايشان را از عذاب برهاند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَلْ » : حرف اِضراب است و بيانگر انتقال از سخني و پرداختن به سخن ديگري است . « فَمَن يَهْدِي‌ ؟ » : مراد اين است كه كسي نمي‌تواند هدايت دهد جز خدا .‏
 
سوره روم آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏روي خود را خالصانه متوجّه آئين ( حقيقي خدا ، اسلام ) كن . اين سرشتي است كه خداوند مردمان را بر آن سرشته است . نبايد سرشت خدا را تغيير داد ( و آن را از خداگرائي به كفرگرائي ، و از دينداري به بي‌ديني ، و از راستروي به كجروي كشاند ) . اين است دين و آئين محكم و استوار ، و ليكن اكثر مردم ( چنين چيزي را ) نمي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَقِمْ وَجْهَكَ » : روي خود را متوجّه ساز . با خلوص و اهتمام هر چه بيشتر رو كن به عبادت و پرستش خدا . « حَنِيفاً » : حق‌گرايانه و مخلصانه ( نگا : بقره‌ / 135 ) . حال ضمير فاعلي مستتر در ( أَقِمْ ) يا حال ( الدِّينِ ) است . يعني خالصانه و مخلصانه رو كن ، يا رو به دين خالص و حقيقي كن . « فِطْرَةَ » : سرشت . آفرينش . خداباوري و خداشناسي ( نگا : زادالمسير ) . مفعول فعل محذوف ( إِتَّبِع ) يا ( أَعْني ) است و يا بدل از ( حَنِيفاً ) مي‌باشد . در رسم‌الخطّ قرآني با ( ت ) نوشته شده است . « لا تَبْدِيلَ » : نبايد تبديل و تغيير داده شود . لفظ آن نفي است ، ولي معني نهي دارد . « لِخَلْقِ اللهِ » : مراد از ( خَلْق ) فطرت و خلقت است . يعني بايد سلامت فطرت حفظ و از راه حقيقي خود منحرف نگردد و باز داشته نشود . « ذلِكَ » : اين چيز كه فطرت خداشناسي است و در اعماق دلهاي انسانها نهفته است و به هنگام بلاهاي سخت ، بيشتر از هر وقت ديگري بروز مي‌كند . « الْقَيِّمُ » : استوار و پابرجا . راست و درست .‏
 
سوره روم آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي مردم ! رو به خدا كنيد و با توبه و اخلاص در عمل ) به سوي خدا برگشته ، و از ( خشم و عذاب ) او بپرهيزيد ، و نماز را چنان كه بايد بگزاريد ، و از زمره مشركان نگرديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُنِيبِينَ » : برگردندگان . توبه كنندگان . مراد اين است كه اگر مردمان را به حال خود رها كنند ، جز يكتاپرستي و آئين آسماني را بر نمي‌گزينند . يا اين كه : بايد توبه كرد و به سوي خدا يا دين او برگشت . حال ( النَّاسِ ) يا حال ضمير مستتر در ( أَقِمْ ) است و جمع آمدن آن به خاطر معني است . چرا كه مخاطب پيغمبر و منظور امت او است ( نگا : طلاق / 1 ) . انگار در اصل چنين است : أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ مُنِيبِينَ . يا اين كه خبر فعل ناقص محذوفي است و در اصل چنين است : كُونُوا مُنِيبِينَ .‏
 
سوره روم آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏از آن كساني كه آئين خود را پراكنده و بخش بخش كرده‌اند و به دسته‌ها و گروههاي گوناگوني تقسيم شده‌اند . هر گروهي هم از روش و آئيني كه دارد خرسند و خوشحال است ( و مكتب و مذهب ساخته هوي و هوس خود را حق مي‌پندارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَرَّقُوا دِينَهُمْ » : آئين خود را به هنگام تكدر فطرت ، به تبع هوي و هوس پراكنده و جدا ساخته‌اند و آن را بخش بخش كرده‌اند و به جاي خداپرستي ، هواپرستي نموده‌اند . « شِيَعاً » : جمع شيعَة ، گروهها و دسته‌ها . فرقه‌ها و حزبها . « بِمَا لَدَيْهِمْ » : بدانچه دارند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3887.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3888.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3889.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:3890.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:3891.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:3892.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:3893.txt">آيه  39</a><a c