 ، داراي صفات دانيه‌اند ( كه از جمله دوست داشتن پسر و دشمن داشتن دختر و زنده بگور كردن او است ) و خدا داراي صفات عاليّه است ( كه از جمله بي‌نيازي از همه‌كس و همه‌چيز است ) و او با عزّت و با حكمت است ( و مي‌تواند هر كاري را بكند و كارهايش از روي حكمت است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَثَلُ » : صفت . حالت . « مَثَلُ السَّوْءِ » : صفات دانيه . « الْمَثَلُ الأعْلَيا » : صفات عاليّه .‏
 
سوره نحل آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر خداوند مردمان را به سبب ستمشان ( هرچه زودتر به عقاب و عذاب آن ) كيفر مي‌داد ، بر روي زمين جنبنده‌اي ( انسان نام ) باقي نمي‌گذاشت ، وليكن آنان را تا مدّت معيّن ( كه زمان فرا رسيدن مرگ ايشان است ) مهلت مي‌دهد ، و هنگامي كه اجل آنان سر رسيد نه لحظه‌اي ( آن را ) پس مي‌اندازند و نه ( لحظه‌اي آن را ) پيش مي‌اندازند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَلَيْهَا » : بر روي زمين . مرجع ضمير ( ها ) واژه ( الأرْض ) محذوف است . « دَآبَّةٍ » : جنبنده . به قرينه ضمير ( هُمْ ) مراد انسان است . ليكن مي‌توان آن را شامل هرگونه موجود زنده و جنبنده‌اي دانست . « أَجَلٍ مُّسَمّيً » : فرا رسيدن مرگ . پايان عمر ( نگا : انعام‌ / 2 و 60 ، هود / 3 ، زمر / 42 ) .‏
 
سوره نحل آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان براي خدا چيزي تعيين مي‌كنند كه خود نمي‌پسندند ( كه انتخاب دختران است ) ، و دروغ بر زبان مي‌رانند و مي‌گويند :  ( همان گونه كه در اين جهان از ثروت و قدرت بهره‌مندند ، در آن جهان هم ) سرانجام نيك دارند ( و بهشت از آن ايشان است ) . بدون شكّ آتش دوزخ بهره ايشان است و آنان پيش از ديگران بدانجا رانده و افكنده مي‌شوند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ » : زبانهايشان آشكارا دروغ را بيان مي‌دارد ( نگا : كهف‌ / 36 ، فصّلت‌ / 50 ) . « الْحُسْنَيا » : سرانجام نيك . مراد سعادت و خوشبختي اخروي است كه بهشت است . « لا جَرَمَ » : حقّاً . حتماً ( نگا : هود / 22 ) . « مُفْرَطُونَ » : پيشگامان . جلوافتادگان . فراموش شدگان و از ياد رفتگان ( نگا : اعراف‌ / 51 ، طه‌ / 126 ، جاثيه‌ / 34 ) .‏
 
سوره نحل آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به خدا سوگند ! ما ( پيغمبراني ) به سوي ملّتهاي پيش از تو فرستاديم و اهريمن كارهاي ( زشت ) ايشان را در نظرشان آراست و ( آنان را از پيروي پيغمبران بازداشت و بدبختشان كرد . در اين جهان ) امروز اهريمن سرپرست ايشان است و ( آنان را به دنبال خود مي‌كشاند ، و فرداي قيامت ) عذاب دردناكي دارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ » : اهريمن در اين جهان سرپرست و متولّي امور ايشان است . شيطان امروز هم كه روزگار آخرين رسالت است باز هم كساني را گول مي‌زند و از راه به در مي‌كند . انگار اينان همفكران گذشتگان و از نسل ايشانند .‏
 
سوره نحل آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما كتاب ( قرآن ) را بر تو نازل نكرده‌ايم مگر بدان خاطر كه چيزي را براي مردمان بيان و روشن نمائي كه ( جزو امور ديني است و ) در آن اختلاف دارند ، و ( هم بدان خاطر كه اين كتاب ) هدايت و رحمت براي مؤمنان گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَلَّذِي » : چيزي كه . مراد امور ديني مورد اختلاف و محلّ كشمكش مردمان است . از قبيل : توحيد ، نبوّت ، معاد ، تحليل و تحريم حيوانات و اشياء ، و غيره . . . « هُديً وَ رَحْمَةً » : مفعول‌له و عطف بر محلّ ( لِتُبَيِّنَ ) هستند .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2269.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:2270.txt"> آيه  66</a><a class="text" href="w:text:2271.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:2272.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:2273.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:2274.txt"> آيه  70</a><a class="text" href="w:text:2275.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:2276.txt">آيه  72</a></body></html>سوره نحل آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه از ( ابر ) آسمان آب را مي‌باراند و زمين را پس از مرگ ( و خشكي ، با روياندن گلها و گياهها و چمنزارها و كشتزارهاي فراوان در ) آن ،  ( دوباره جان و ) حيات مي‌بخشد . بي‌گمان در اين ( كار باراندن و روياندن و موات و حيات ) دليل روشني ( بر وجود مدبّر حكيم ) است براي آنان كه گوش شنوا دارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّمَآءِ » : مراد ابر است ( نگا : اعراف‌ / 57 ، نور / 43 ، واقعه‌ / 69 ) . « مَوْتِهَا » : مراد از مرگ زمين ، خشكي و لختي آن است . « فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا » : زمين لخت و خشك را با آن سبز و خرّم و لبريز از جوش و خروش مي‌سازد . شايد اشاره به اين هم باشد كه آب برف و باران پس از جذب آن توسّط گياهان ، در درون آنها به بافتها و سلولهاي زنده تبديل مي‌شود .‏
 
آيه  179
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي صاحبان خرد ! براي شما در قصاص ، حيات و زندگي است ( بنابر مصلحت و حكمتي كه در آن ، و دقائق و نكاتي كه در همه احكام است . اين است كه قانون قصاص را براي شما وضع كرديم تا از تجاوز و خونريزي بپرهيزيد . ) باشد كه تقوا پيشه كنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَيَاةٌ » : زندگي . تنكير آن براي تنويع يا تعظيم است . « أُوْلِي الأَلْبَابِ » : افراد باشعور . خردمندان . « أُوْلِي » : صاحبان . دارندگان . مفرد آن ( ذُو ) است . « أَلْبَابِ » : جمع لُبّ ، مغزها . خردها و عقلها .‏
 
سوره نحل آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَناً خَالِصاً سَآئِغاً لِلشَّارِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بي‌گمان ( اي مردمان ! ) در وجود چهارپايان براي شما ( درس ) عبرتي است ( كه در پرتو آن مي‌توانيد به خدا پي ببريد . چه عبرتي از اين برتر كه ما ) از برخي از چيزهائي كه در شكم آنها است ، شير خالص و گوارائي به شما مي‌نوشانيم كه از ميان تفاله و خون بيرون مي‌تراود و نوشندگان را خوش مي‌آيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُسْقِيكُمْ » : به شما مي‌نوشانيم . « بُطُونِهِ » : شكمهايشان . ذكر ضمير ( ه )