 هميشه ياد مي‌كني . در اصل ( لا تَفْتَؤُاْ ) است و عربها حرف ( لا ) را گاهي از اوّل ( تَفْتَؤُاْ ) حذف مي‌نمايند و به معني ( لا تَزالُ ) به كار مي‌برند . « حَرَضاً » : مصدر است و به معني نزديك شدن به مرگ است و در اينجا براي مبالغه و مراد شخص مشرف به مرگ است . « الْهَالِكِينَ » : مردگان . تباه‌شدگان .‏
 
آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفت : شكايت پريشان حالي و اندوه خود را تنها و تنها به ( درگاه ) خدا مي‌برم ،  ( و فقط به آستان خدا مي‌نالم و حلّ مشكل خود را از او مي‌خواهم ) و من از سوي خدا چيزهائي مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّمَا » : تنها . فقط . « أَشْكُواْ » : شِكْوه مي‌كنم . شكايت مي‌نمايم . در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي در آخر دارد . « بَثّ » : پريشاني . پراكندگي خاطر . « حُزْن‌ » : غم و اندوه . « أَعْلَمُ مِنَ اللهِ . . . » : مراد آگاهي يعقوب از زنده بودن يوسف به سبب وحي آسماني است ( نگا : تفسير آلوسي ، الواضح ، شربيني ، كبير ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1957.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1958.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:1959.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1960.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:1961.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:1962.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:1963.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:1964.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:1965.txt">آيه  95</a></body></html>آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي فرزندانم ! برويد و ( در مصر همراه برادر مهتر خود ) به دنبال يوسف و برادرش بگرديد و از رحمت خدا نااميد مشويد ، چرا كه از رحمت خدا جز كافران نااميد نمي‌گردند .  ( من احساس مي‌كنم روزگار ديدار نزديك است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَحَسَّسُوا مِنْ » : جستجو كنيد . پرس و جو نمائيد . « لا تَيْأَسُوا » : نااميد مشويد . مأيوس نگرديد . « رَوْح‌ » : رحمت خدا . « الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » : مردمان ناباور .‏
 
آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيْهِ قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرزندانش فرمان او را گردن نهادند و رهسپار مصر شدند ) و چون به پيش يوسف رفتند گفتند : اي عزيز ( مصر ! ) ما را و خاندان ما را اندوه فرا گرفته است و ( جسم و روح ما را زيان رسيده است و براي خريد مواد غذائي ) كالاي اندكي با خود آورده‌ايم ( كه گمان نمي‌رود از ما پذيرفته گردد و چيزي كه مورد نياز ما است با آن خريداري شود . بيا و ) بر ما ببخش و بار و كالاي ما را ( بدان اندازه كه نيازمنديم ) به تمام و كمال بده بي‌گمان خداوند بخشندگان را ( به بهترين وجه ) جزا مي‌دهد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَسَّنَا » : به ما رسيده است . به ما دست داده است . « أَهْلَنَا » : خاندان ما . عشيره و قبيله ما . « الضُّرُّ » : زيان . شدّت و سختي . كمي و كاستي و ضعف مالي يا جسمي و يا روحي ( نگا : انعام‌ / 17 ، يونس‌ / 12 و 107 ) . « مُزْجاة‌ » : مردود و ناپذيرفتني . كنايه از چيز ناچيز و اندك است . اين واژه از ماده ( زجو ) و اسم مفعول مصدر ( إِزْجاء ) مي‌باشد ( نگا : نور / 43 ) . « تَصَدَّقْ » : صدقه كن . ببخش ( نگا : بقره‌ / 280 ، نساء / 92 ، مائده‌ / 45 ) .‏
 
آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مِهر برادري در دل يوسف بجنبيد و خواست خويشتن را به آنان بشناساند . سرزنش‌كنان بديشان ) گفت : آيا بدان گاه كه ( يوسف را به چاه انداختيد ، و پس از او اذيّت و آزارها به بنيامين رسانديد و او را در فراق برادر داغدار نموديد ) ، از روي ناداني ( جواني ) نسبت به يوسف و برادرش مي‌دانيد چه ( عمل زشت و ناپسندي ) كرديد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ » : بدان گاه كه نادان بوديد . مراد زمان غرور و كلّه شقي جواني است . ضمناً اشاره‌اي به عفو و بزرگواري يوسف و ارشاد برادران به توبه و استغفار را نيز دربر دارد .‏
 
آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس مرا ياد كنيد ( با طاعت و عبادت و دوري از معاصي ، به دل و زبان و قلم و قدم ، و سير در آفاق و انفس ، جهت كشف عظمت و قدرت من ) تا من نيز شما را ياد كنم ( با اعطاء ثواب و گشايش ابواب سعادت و خيرات و ادامه پيروزي و قدرت و نعمت ) و از من سپاسگزاري كنيد ( و با گفتار و كردار ، شكرگزار انعام و احسان من باشيد ) و از من ناسپاسي مكنيد ( و نعمتهاي مرا ناديده مگيريد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا تَكْفُرُونِ » : منكر نعمتهاي من بر خود با سپاسگزاري نكردن از آنها نشويد . ياء متكلّم براي تخفيف و تناسب فواصل حذف شده است .‏
 
آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : آيا تو واقعاً يوسف هستي‌ ؟ گفت : من يوسفم و اين برادر من است . به راستي يزدان بر ما منّت گذارده است ( زيرا كه ما را از بلاها رهانيده و دوباره بهم رسانيده و سلامت و قدرت و عزّت بخشيده است ) . بي‌گمان هركس ( خدا را پيش چشم دارد و از او بترسد و ) تقوا پيشه كند و ( در برابر گرفتاريها و مصيبتها ) شكيبائي و استقامت ورزد ( خداوند پاداش او را خواهد داد ) چرا كه خدا اجر نيكوكاران را ضائع نمي‌گرداند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هَذَا أَخِي‌ » : اين برادر من است . ذكر اين جمله با وجود آشنائي برادران با بنيامين اشاره به اين دارد كه او نيز مثل من مورد ستم و آزار شما قرار گرفته است .‏
 
آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : به خدا سوگند ! خداوند تو را ( به سبب پرهيزگاري و شكيبائي و نيكوكاري ) بر ما برگزيده و برتري داده است ، و ما بي‌گمان ( در كاري كه در حق تو و برادرت روا داشته‌ايم ) خطاكار بوده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَاثَرَكَ » : تو را ترجيح و تفضيل داده است . تو را اختيار نموده و برگزيده است ( نگا : طه‌ / 72 ، نازعات‌ / 38 ) . « إِنْ » : بي‌گمان . يقيناً . از حروف مشبّهةٌ بالفعل و مخفّف از ( إِنَّ ) مثقّله است . « وَ إِنْ » : حرف واو ، حاليّه است .‏
 
آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف پاسخ داد و ) گفت : امروز 