يد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خصلت‌ بناسازي ‌در تپه‌ها و مكانهاي‌ مرتفع‌ براي‌ فخر نمايي‌ و ارائه‌ نمايش‌ جاه‌ و مكنت، در بسياري‌ از حكام‌ و بوالهوسان‌ زمان‌ ما نيز وجود دارد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:92.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:93.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:94.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:95.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:96.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:97.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:98.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:99.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:100.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:101.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:102.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:103.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:104.txt">آيه  51</a></body></html>سوره شعراء آيه  129
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مصانع‌ مي‌سازيد» مصانع: عبارت‌ از قصرها و منازلي‌ است‌ كه‌ مردم‌ براي‌سكونت‌ مي‌سازند. به‌قولي: مصانع، عبارت‌ از قلعه‌ها و دژهاي‌ استوار است‌ «به‌اميد آن‌كه‌ جاودانه‌ بمانيد» گويي‌ با ساخت‌ وساز اين‌ برجها، جاودان‌ مي‌مانيد ومرگ‌ را هرگز به‌ شما دسترسي‌ نيست‌ در حالي‌كه‌ اصلا چنين‌ نيست‌ بلكه‌ اين‌ برجها و كاخها از دست‌ شما مي‌رود چنان‌كه‌ از دست‌ پيشينيان‌ شما رفت‌.
 
	سوره شعراء آيه  130
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ كيفر دست‌ مي‌گشاييد، ستمكارانه‌ دست‌ مي‌گشاييد» بطش: حمله‌ ور شدن‌ به‌ درشتي‌ و خشونت، همراه‌ با خشم‌ و سركوب‌ است‌.
هود(ع) اين‌ شيوه‌ را از آن‌روي‌ ناشايست‌ دانست‌ كه‌ اين‌گونه‌ برخورد، ظالمانه ‌است‌. اما در كيفر دادن‌ به‌ حق، به‌كارگرفتن‌ تازيانه‌ و شمشير و غير آن‌ جايز است‌.
 
سوره شعراء آيه  131‏متن آيه : ‏‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ‏
آيه  132‏متن آيه : ‏‏ وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ‏ 
 آيه  133‏متن آيه : ‏‏ أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«پس، از خدا پروا داريد و از من‌ اطاعت‌ كنيد. از كسي‌ پروا كنيد كه‌ شما را به‌ آنچه‌ مي‌دانيد، مدد كرد. شما را به‌ دادن‌ چهارپايان‌ و فرزندان‌ مدد كرد» يعني‌ از عذاب ‌خداأ پروا داريد، خدايي‌ كه‌ شما را با نعمت‌هاي‌ فراواني‌ مدد رسانيد و از انواع‌ برخورداري‌ها بهره‌مندتان‌ گردانيد.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قوم‌ هود در احقاف‌ ـ نزديك‌ حضرموت‌ يمن‌ ـ سكونت ‌داشتند و از نعمتها و قدرت‌ بسياري‌ بهره‌مند بودند.
سوره شعراء آيه  134
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» نيز شما را مدد رسانيد «به‌ دادن‌ باغها و چشمه‌ساران‌» و چاه‌ها و جويباران‌.
	سوره شعراء آيه  135
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ هود(ع) آنان‌ را بيم‌ داده‌ فرمود: «به‌راستي‌ من‌ از عذاب‌ روزي‌ سهمگين‌ بر شما بيمناكم‌» اگر كفر ورزيده‌ و بر شيوه‌ پرستش‌ غيرخداأ كه‌ هم‌ اكنون‌ بر آن ‌قرار داريد، اصرار و پافشاري‌ نماييد و شكر اين‌ نعمتها را به‌جا نياوريد.
 
	سوره شعراء آيه  136
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: خواه‌ پندمان‌ دهي، خواه‌ از پنددهندگان‌ نباشي، براي‌ ما يكسان ‌است‌» يعني: اندرز دادن‌ و عدم‌ اندرز دادنت‌ نزد ما يكسان‌ است، به‌ هيچ‌ چيز از آن‌ اهميتي‌ نمي‌دهيم‌ و به‌ آنچه‌ تو مي‌گويي، هرگز التفاتي‌ نمي‌كنيم‌ و از راهي‌ كه ‌بر آن‌ هستيم، هرگز دست‌بردار نيستيم‌.
اين‌ سخن‌ را از باب‌ تعجيز هود(ع) و مأيوس‌كردن‌ وي‌ گفتند تا به‌ دعوتش‌ ادامه ‌ندهد و كار آنها را يكسره‌ بداند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:917.txt">آيه  137</a><a class="text" href="w:text:918.txt">آيه  138</a><a class="text" href="w:text:919.txt"> آيه  139</a><a class="text" href="w:text:920.txt"> آيه  140</a><a class="text" href="w:text:921.txt">آيه  141الي145</a><a class="text" href="w:text:922.txt">آيه  146</a><a class="text" href="w:text:923.txt">آيه  147-148</a><a class="text" href="w:text:924.txt"> آيه  149</a><a class="text" href="w:text:925.txt"> آيه  150</a><a class="text" href="w:text:926.txt"> آيه  151</a><a class="text" href="w:text:927.txt">آيه  152</a><a class="text" href="w:text:928.txt"> آيه  153</a><a class="text" href="w:text:929.txt"> آيه  154</a><a class="text" href="w:text:930.txt"> آيه  155</a><a class="text" href="w:text:931.txt">آيه  156</a><a class="text" href="w:text:932.txt"> آيه  157</a><a class="text" href="w:text:933.txt"> آيه  158</a><a class="text" href="w:text:934.txt">آيه  159</a></body></html>سوره شعراء آيه  137
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ جز شيوه‌ پيشينيان‌ نيست‌» يعني: آنچه‌ كه‌ ما بر آن‌ از شرك‌ و كفرقرارداريم، جز عادت‌ و عمل‌ پيشينيان‌ نيست، آخر پدران‌ و نياكان‌ پيشين‌ ما نيز براين‌ كيشي‌ بوده‌اند كه‌ هم‌اكنون‌ ما بر آن‌ هستيم، با اين‌ وجود كار آنها به‌ سامان‌ وامور آنها به‌طور دلخواه‌ بود و ما هم‌ پيرو آنان‌ هستيم‌ بنابراين، بر اين‌ شيوه‌ استمرارخواهيم‌ داد و نمي‌خواهيم‌ تا آن‌ را با راه‌ و روش‌ ديگري‌ جايگزين‌ كنيم‌.
محتمل‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه، جمله‌ معترضه‌اي‌ از فرموده‌ خداي‌ سبحان‌ باشد، نه ‌حكايت‌ از سخنان‌ قوم‌ هود، كه‌ در اين‌ صورت‌ معني‌ اين‌ است: تكذيب‌ قوم‌ هود نيز مانند تكذيب‌ ساير مرفهان‌ طغيان‌گري‌ بود كه‌ قبل‌ از آنان‌ پيامبرانشان‌ را تكذيب‌كردند. نظير اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي:(تشابهت قلوبهم): (دلهايشان‌ شبيه‌ همديگراست‌) «بقره‌ / 118».
 
سوره شعراء آيه  138
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما عذاب‌شونده‌ نيستيم‌» در برابر آنچه‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهيم، از ارتكاب‌ ستم‌ و مانند آن‌ از شيوه‌ها و رفتارهاي‌ ناروايي‌ كه‌ هم‌اكنون‌ بر آن‌ قرار داريم‌.
 
	سوره شعراء آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او را» يعني‌ هود(ع) را «تكذيب‌ كردند و درنتيجه‌ هلاكشان‌ ساختيم‌» يعني: خداي‌ سبحان‌ به‌ سزاي‌ تكذيبشان، نابودشان‌ كرد. شايان‌ ذكر است‌ كه ‌نابودكردنشان‌ با باد سركش‌ و تند بود چنان‌كه‌ در آيه‌ «6/ سوره حاقه» مي‌خوانيم:  (وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ ‏‏ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ‏‏ فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ ‏): (و اما عاد، با تندبادي‌ سخت‌ سرد و بنيان‌كن‌ به‌ نابودي‌ كشيده‌ شدند كه‌ خداوند آن‌ را هفت‌ شب‌ و هشت‌ روز پيوسته‌ برايشان‌ گماشت‌ و آن‌ قوم‌ را در آن‌ حال‌ از پا درافتاده‌ بيني‌؛ گويي‌ آنان‌ خرمابُ