دين‌ وسيله‌، او شايسته‌ برداشت‌ علم‌ دين‌ و تعليم‌ و تبليغ‌ آن‌ باشد و بتواند شعاير دينشان‌ را برايشان‌ برپا دارد.
 
سوره مؤمنون آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما هيچ‌ كس‌ را جز به‌اندازه‌ توانش‌ مكلف‌ نمي‌سازيم‌» در انجام‌دادن‌ اعمال‌ نيك‌ پس‌ ـ مثلا ـ هر كس‌ توانايي‌ سجده‌ كردن‌ در نماز را نداشت‌، بايد آن‌ گونه‌ كه‌ مي‌تواند اشاره‌ كند و هر كس‌ توانايي‌ روزه‌ گرفتن‌ را نداشت‌، بايد روزه‌ را بخورد و همين‌گونه‌ است‌ رخصت‌هاي‌ ديگر شريعت‌ مقدس‌ اسلام‌... و در مواردي‌ كه‌ تكليف‌ از مكلف‌ سلب‌ مي‌شود، هدف‌ ايجاد توازن‌ و تناسب‌ ميان ‌تكليف‌ و توان‌ با يك‌ديگر است‌.
طرح‌ اين‌ قاعده‌، براي‌ تشويق‌ و برانگيختن‌ عامه‌ بر آراسته‌ شدن‌ به‌ صفات ‌خواص‌، يعني‌ سبقت‌جويندگان‌ به‌سوي‌ انجام‌ طاعات‌ است‌ زيرا سرانجام‌ نيك‌ چنين‌ آراستگي‌اي‌، دستيابي‌ به‌ كرامتهاست‌. پس‌ پيام‌ اين‌ آيه‌ به‌ عموم‌ مخاطبان ‌اين‌ است‌ كه‌ تكاليف‌ شرع‌ انور سهل‌ است‌ و هرگز از حد وسع‌ و توانشان‌ خارج‌ نيست‌ لذا نبايد از قافله‌ نيكان‌ عقب‌ بمانند «و نزد ما كتابي‌ است‌» كه‌ در آن‌ كارنامه ‌اعمال‌ هريك‌ از مكلفان‌ به‌ همان‌ نحوي‌ كه‌ هست‌ به‌ ثبت‌ رسيده‌ «كه‌ به‌حق‌ سخن‌مي‌گويد» يعني: در آن‌ كارنامه‌، حق‌ مطابق‌ با واقعيت‌ بي‌ هيچ‌ كم‌ و زيادي‌ بازتاب ‌يافته‌ است‌ «و بر آنان‌ ستم‌ كرده‌ نمي‌شود» با كم ‌ساختن‌ از ثواب‌ يا افزودن‌ بر عقابي‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه‌، بلكه‌ دلهايشان‌ از اين‌، در غفلت‌ است‌» يعني: بلكه‌ دلهاي‌ كفار از اين‌ كتابي‌كه‌ به‌حق‌ و راستي‌ سخن‌ مي‌گويد در غفلت‌ است‌، يا دلهايشان‌ از حقيقت‌ وضع‌ وحالي‌ كه‌ مؤمنان‌ در آن‌ قرار دارند، در غفلت‌ است‌ «و آنان‌ جز اين‌، عملهايي‌ دارند كه‌ انجام‌ دهنده‌ آنند» يعني: كفار جز اين‌كه‌ هم‌اكنون‌ در شرك‌ قرار دارند، كار وكردارهاي‌ نارواي‌ ديگري‌ نيز دارند كه‌ ناگزير آن‌ را در آينده‌ انجام‌ مي‌دهند تا به‌سبب‌ آن‌ كردارها در دوزخ‌ بيشتر معذب‌ گردند بدان‌ جهت‌ كه‌ شقاوت‌ و بدبختي‌ در سرنوشتشان‌ در لوح‌ محفوظ به‌ثبت‌ رسيده‌ پس‌ آنان‌ از روبرو شدن‌ با اين ‌سرنوشت‌، هيچ‌ گريزگاهي‌ ندارند.
 
سوره مؤمنون آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا آن‌گاه‌ كه‌ نازپروردگانشان‌ را به‌ عذاب‌ گرفتار ساختيم‌» يعني: در غفلت‌ خويش ‌ماندند تا آن‌گاه‌ كه‌ چون‌ آسوده‌حالان‌ و خوشگذرانانشان‌ را به‌ عذاب‌ دنيا يا آخرت‌ گرفتار كرديم‌؛ «بناگاه‌ به‌ فرياد درمي‌آيند» و زاري‌ و التماس‌ و داد و ولوله‌ سرمي‌دهند. در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود:
 
	سوره مؤمنون آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«امروز زاري‌ نكنيد» يعني: در آن‌هنگام‌ از سر سركوفت‌ و نااميدسازي‌ و قطع ‌طمع‌هايشان‌ به‌ آنان‌ مي‌گوييم: امروز زاري‌ و دادوفرياد شما بي‌فايده‌ است‌ «چرا كه ‌از جانب‌ ما قطعا ياري‌ نمي‌يابيد» يعني: از عذاب‌ ما باز داشته ‌نمي‌شويد و كسي‌ هم‌به‌ ياريتان‌ نمي‌آيد بنابراين‌ جزع‌ و فزع‌ و داد و واويلاي‌ شما هيچ‌ سودي‌ به‌ حالتان ‌ندارد.
سپس‌ حق‌ تعالي‌ بزرگترين‌ گناهانشان‌ را يادآوري‌ كرده‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره مؤمنون آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، آيات‌ من‌ بر شما خوانده‌ مي‌شد» در دنيا. مراد آيات‌ قرآن‌ است‌ «وشما بوديد كه‌ بر پاشنه‌هاي‌ خود بازمي‌گشتيد» يعني: اعراض‌كنان‌ از شنيدن‌ قرآن‌ به‌ قهقرا بازمي‌گشتيد و حتي‌ شنيدن‌ پيام‌ ما را برنمي‌تابيديد.
 
	سوره مؤمنون آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِراً تَهْجُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درحالي‌ كه‌ به‌ آن‌ تكبر مي‌ورزيديد» يعني: درحالي‌كه‌ به‌ توليت‌ بيت‌الحرام‌ كبر مي‌ورزيديد، گويي‌ بزرگتر از آن‌ هستيد كه‌ تحت‌ تكليف‌ در آييد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ در تكبرورزيدن‌ به‌ خانه‌ كعبه‌ و افتخاركردن‌ به‌ توليت‌ امور آن ‌مشهور بودند و مي‌گفتند: هيچ‌كس‌ نمي‌تواند بر ما غالب‌ شود زيرا ما اهل‌ حرم‌ وخادمان‌ آن‌ هستيم‌ «درباره‌ آن‌ شب‌هنگام‌ افسانه‌سرايي‌ و پريشان‌گويي‌ مي‌كرديد» مشركان‌ مكه‌ شبها گرد خانه‌ كعبه‌ جمع‌ شده‌ افسانه ‌سرايي‌ مي‌كردند وعمده‌ افسانه‌گويي‌هايشان‌ بدگويي‌ از قرآن‌ و طعن‌زدن‌ درآن‌ بود. هجر: به‌فتح‌هاء، هذيان‌ گويي‌ است‌. يعني: درباره‌ قرآن‌ هذيان‌گويي‌ مي‌كرديد.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ در اين‌ آيه‌، كساني‌ را كه‌ شبها در غير طاعت‌ خداوند متعال‌ بزم‌آرايي‌ مي‌كنند، نكوهش‌ مي‌كند اما شب‌نشيني‌ و محفل‌آرايي‌ براي‌ طاعت‌ خدا(ج)، مانند مجالس‌ علم‌ و مجالس‌ ذكر، بسي‌ نيكو و پر ثمر است‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند متعال‌ در اينجا به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌پردازد كه‌ سبب‌ اقدامشان‌ بر كفر، يكي‌ از عوامل‌ پنج‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ و آيات‌ بعد مطرح‌ مي‌شود و هريك ‌از آنها به‌خودي‌خود كافي‌ است‌ كه‌ برگرداننده‌شان‌ از ايمان‌ باشد. در اين‌ آيه‌ به‌بيان‌ دو عامل‌ از آنها مي‌پردازد، عامل‌ اول: عدم‌ تدبر و انديشيدن‌ آنها در قرآن ‌است‌ «آيا در اين‌ سخن‌ نينديشيده‌اند» زيرا اگر در معاني‌ قرآن‌ تدبر و انديشه‌ مي‌كردند، يقينا حقانيت‌ آن‌ برايشان‌ آشكار مي‌شد و به‌ قرآن‌ و آنچه‌ در آن ‌است‌، ايمان‌ مي‌آوردند. عامل‌ دوم‌ اين‌ است: «يا مگر چيزي‌ برايشان‌ آمده‌ كه‌براي‌ پدران‌ پيشين‌ آنها نيامده‌ بود» لذا اين‌ عامل‌، سبب‌ انكار قرآن‌ از سوي‌ آنان ‌شده‌ است‌؟! درحالي‌كه‌ اگر آنان‌ نيك‌ مي‌انديشيدند، قطعا مي‌دانستند كه‌ نزول‌ قرآن‌ بر آنان‌ نه‌ بر پدرانشان‌، به‌ اين‌ جهت‌ بوده‌ است‌ كه‌ باري‌تعالي‌ اين‌ خير را براي‌ آنان‌ اراده‌ داشته‌ است‌ نه‌ براي‌ پدرانشان‌.
عامل‌ سوم‌ كفرورزي‌شان‌ اين‌ 