ست‌ كه‌ خداوند(ج) مرا براي‌ انجام‌ آن‌ مبعوث‌ كرده‌ است‌ «ولي‌ چون‌ ناشنوايان‌ بيم‌ داده‌ شوند، دعوت‌ را نمي‌شنوند» يعني: قطعا كسي‌ كه‌ خداوند(ج) شنوايي‌اش‌ را از بين‌ برده‌ باشد، دعوت‌ و نداي‌ كسي‌ را كه‌ از افتادن‌ در خطر بيمش‌ مي‌دهد نمي‌شنود پس‌ اين‌ گروه‌ نيز از شنيدن‌ بيم‌ و هشدارهاي‌ تو كرند زيرا همچون‌ كران‌ از كنار هشدارهاي‌ تو بي‌پروا مي‌گذرند.
 
سوره مزّمِّل آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قيام‌ ليل‌ كن‌ جز اندكي» يعني: جامه‌ را به‌ دورافگن‌ و در شب‌ براي‌ اداي‌ نماز بپاخيز و تمام‌ شب‌ را نماز بگزار، جز اندكي‌ از آن‌ را. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قيام‌ شب‌ فقط بر رسول‌ خدا ص فرض‌ بود. جابربن‌ عبدالله(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «مجاور حراء گرديدم‌ (بنا برعادت‌ ايشان) و چون‌ مدت‌ مجاورتم‌ را در آن‌ به‌سر رساندم‌، از كوه‌ فرود آمدم ‌بناگاه‌ ندايي‌ را شنيدم‌ كه‌ مرا مي‌خواند پس‌ به‌جانب‌ راست‌ خويش‌ نگريستم‌ ولي‌ چيزي‌ را نديدم‌ و به‌جانب‌ چپ‌ خويش‌ نگريستم‌، باز هم‌ چيزي‌ را نديدم‌ و به‌پشت‌ سرم‌ نگريستم‌، باز هم‌ چيزي‌ را نديدم‌ پس‌ سرم‌ را به‌سوي‌ آسمان‌ بلند كردم ‌بناگاه‌ ديدم‌ همان‌ كسي‌ كه‌ در حراء نزدم‌ آمده‌ بود، در ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ برتختي‌ نشسته‌ است‌ پس‌ از هيبتش‌ ترسيدم‌ و بي‌درنگ‌ به‌ خانه‌ بازگشتم‌ و گفتم: مرا در جامه‌ درپيچيد، مرا در جامه‌ درپيچيد». به‌دنبال‌ آن‌ خداوند(ج) (‏ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ‏) را نازل‌ كرد.
 
سوره مزّمِّل آيه  3‏متن آيه : ‏‏ نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً ‏
 آيه  4‏متن آيه : ‏‏ أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً ‏ 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ مقدار اين‌ قيام‌ شب‌ پيامبر ص را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «نيمه‌اش‌ را» بپاخيز «يا اندكي‌ از نيمه‌ كم‌ نما» تا حد يك‌سوم‌ آن‌ «يا اندكي‌ بر نيم‌شب‌ بيفزاي» تا حد دو سوم‌ آن‌. گويي‌ حق‌ تعالي‌ فرمود: دوسوم‌ شب‌ يا نصف‌ يا ثلث‌ آن‌ را بپاخيز لذا در ميان‌ برخاستن‌ يك‌ ثلث‌ شب‌ يا نصف‌ يا دو ثلث‌ آن‌ مخيري‌. شب: از غروب‌ خورشيد آغاز و با طلوع‌ بامداد به‌پايان‌ مي‌رسد. امام ‌احمد و مسلم‌ از سعدبن‌ هشام‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «به‌ عائشه ‌رضي‌الله عنها گفتم: مرا از قيام‌ شب‌ رسول‌ خدا ص آگاه‌ كن‌. فرمود: آيا سوره ‌مزمل‌ را نمي‌خواني‌؟ گفتم: چرا مي‌خوانم‌. فرمود: خداوند متعال‌ در آغاز اين ‌سوره‌ قيام‌ شب‌ را فرض‌ گردانيد و اين‌ حكم‌ را دوازده‌ ماه‌ در آسمان‌ نگه‌ داشت ‌پس‌ رسول‌ خدا ص و اصحابشان‌ شبها را به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ به‌ قيام‌ گذرانيدند تا بدانجا كه‌ پاهاي‌ ايشان‌ از بسياري‌ ايستادن‌ ورم‌ كرد سپس‌ در آخر اين‌ سوره ‌تخفيف‌ را نازل‌ فرمود و قيام‌ شب‌ بعد از فرضيت‌ ـ در حق‌ امت‌ ـ به‌ نافله‌ تبديل‌ گرديد». يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اين‌ فرضيت‌ در مورد رسول‌ اكرم‌ ص به‌ حال‌ خود باقي‌ ماند.
«و قرآن‌ را به‌ ترتيل‌ و شيوايي‌ بخوان» يعني: آن‌ را با تأني‌اي‌ همراه‌ با تدبر، شمرده‌ شمرده‌ و حرف ‌به ‌حرف‌ بخوان‌. ترتيل‌ آن‌ است‌ كه‌ تمام‌ حروف‌ به‌شيوايي ‌بيان‌ گرديده‌ و حق‌ اشباع‌ به‌ آن‌ داده‌ شود بي‌آن‌كه‌ در نطق‌ آن‌ تكلف‌ و زحمتي ‌روي‌ دهد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص نمازها را بدين‌ صورت ‌مي‌خواندند. عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌گويد: «رسول‌ خدا ص چون‌ سوره‌اي‌ از قرآن‌ را مي‌خواندند، آن‌ را چنان‌ به‌ ترتيل‌ و شمرده‌شمرده‌ تلاوت‌ مي‌كردند كه‌ ازآنچه‌ بود هم‌ طولاني‌تر مي‌نمود». در صحيح‌ بخاري‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ از انس‌(رض) راجع‌ به‌ قرائت‌ رسول‌ خدا ص پرسيدند، گفت: قرائت‌ ايشان‌ مد بود، سپس‌ خواند: (بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم) به‌طوري‌ كه‌ در الله، رحمن‌ و رحيم‌ هر سه ‌مد كشيد. يادآور مي‌شويم‌؛ احاديث‌ بسياري‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ بر استحباب‌ ترتيل‌ و خوش‌ساختن‌ صوت‌ در قرائت‌ دلالت‌ مي‌كند و از آن‌ جمله‌ اين ‌حديث‌ شريف‌ است: «زينوا القرآن‌ بأصواتكم:  قرآن‌ را با صداهاي‌ خويش‌ مزين ‌گردانيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «ليس‌ منا من‌ لم‌ يتغن‌ بالقرآن: كسي‌ كه‌ قرآن‌ را به‌ آواز نخواند، از ما نيست‌». بغوي‌ از ابن‌مسعود(رض) روايت‌كرده ‌است‌ كه‌ فرمود: «قرآن‌ را پراكنده‌ ـ مانند سنگريزه‌ ـ نخوانيد و آن‌ را به‌شتاب‌ ـ مانند به‌ شتاب ‌خواندن‌ شعر ـ نيز نخوانيد بلكه‌ در برابر شگفتيهاي‌ آن‌ بايستيد و دلها را به‌وسيله‌ آن‌ به‌طرب‌ درآوريد پس‌ تمام‌ هم‌ و غم‌ شما رسيدن‌ به‌آخر سوره‌ نباشد».
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ در وجوب‌ ترتيل‌ قرآن‌ خلافي‌ نيست‌ بلكه‌ خلافي‌ كه‌ هست ‌در تلحين‌ و تغني‌ به‌ آن‌ است‌ كه‌ گروهي‌ ـ از آن‌ جمله‌ امام‌ مالك‌ و امام‌ احمد ـ به‌ كراهت‌ آن‌ نظر داده‌اند و گروهي‌ ديگر ـ از آن‌جمله‌ امام‌ ابوحنيفه‌ و امام‌ شافعي ‌ـ به‌ جايز بودن‌ آن‌ نظر دارند و هر دو گروه‌ هم‌ احاديثي‌ را بر تأييد نظرشان ‌آورده‌اند. ولي‌ حق‌ اين‌ است‌ كه‌ بايد دراين‌ باره‌ روش‌ ميانه‌اي‌ را برگزيد پس‌ اگر چنان‌ بود كه‌ لحن‌ و خوش‌ صدايي‌، الفاظ قرآن‌ را تغيير مي‌داد و به‌ شيوه‌هاي‌ اداي ‌كلمات‌ خلل‌ وارد مي‌كرد، يا تكلف‌ و تصنعي‌ پديد مي‌آورد كه‌ به‌ آهنگهاي ‌موسيقي‌ شباهت‌ داشت‌، چنين‌ تلحين‌ و خوش‌صدايي‌اي‌ در خواندن‌ قرآن‌ حرام ‌است‌ و ممنوع‌ اما چنانچه‌ تلحين‌ و خوش‌صدايي‌ براي‌ ايجاد رقت‌ و تعميق‌ انديشه‌ در قرآن‌ و بر سر حزن‌آوردن‌ خواننده‌ بود و به‌ اندرز گرفتن‌ و متأثر شدن‌ وي‌ از معاني‌ قرآن‌ مي‌انجاميد، در اين‌ صورت‌ دليلي‌ بر منع‌ آن‌ وجود ندارد بلكه‌ ادله‌ مفيد جايز بودن‌ آن‌ است‌.
مخصوص‌ بودن‌ خطاب‌ در اين‌ آيه‌ براي‌ رسول‌ خدا ص در مورد دستور دادنشان‌ به‌ قيام‌ شب‌، ظاهرا اين‌ معني‌ را مي‌رساند كه‌ تهجد مخصوصا برايشان‌ فرض‌ بوده‌ است‌. كه‌ رأي‌ اكثر علما نيز همين‌ است‌. پس‌ معني‌ نافله‌ در آيه:(وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ ) «اسراء/79» نيز، نفل‌ بودن‌ تهجد بر آن ‌حضرت‌ ص نيست‌ بلكه‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است‌ كه‌ تهجد در حق‌ ايشان‌ امري‌ است‌ افزون‌ بر فرايض‌ ديگري‌ كه‌ امتشان‌ نيز در آنها مشاركت‌ دارند و قول‌ راجح‌ هم‌ اين ‌است‌ كه‌ فرضيت‌ تهجد فقط در مورد امت‌ منسوخ‌ گرديده‌ و اين‌ فرضيت‌ براي‌ رسول‌اكرم‌ ص به‌ حال‌ خود باقي‌ بوده ‌است‌.