ت‌، يا در موعظه‌ها واندرزها، يا در بركت‌ خود عجيب‌ بود. يادآور مي‌شويم‌؛ سوره‌اي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص در هنگام‌ گوش ‌سپردن‌ جن‌ مي‌خواندند، سوره:(‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ‏)بود. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خداوند(ج) فرستادگاني‌ را از ميان‌ خود جن ‌به‌سوي‌ آنان‌ نفرستاد بلكه‌ رسولان‌ تماما از فرزندان‌ آدم‌(ع) اند.
علما گفته‌ اند: جنيان‌ اجسامي‌ عاقل‌ و پنهان‌ از ديدگان‌ هستند كه‌ از آتش ‌آفريده‌ شده‌اند و تنها عالم‌ غيبي‌اي‌ هستند كه‌ مختار و مكلف‌ گردانيده‌ شده‌اند زيرا خداي‌ عزوجل‌ انسان‌ را از عالم‌ مشاهده‌ شده‌ و جن‌ را از عالم‌ غيبي‌ مكلف‌ مختار گردانيد. اصل‌ جن‌ ـ چنان‌كه‌ حسن‌ بصري‌: گفته‌ است‌ ـ نسل‌ و تبار ابليس‌اند چنان‌كه‌ انس‌ فرزندان‌ آدم‌ هستند و از هر دو گروه‌ هم‌ مؤمن‌ وجود دارد، هم‌ كافر و هر دو گروه‌ در ثواب‌ و عقاب‌ شريك‌اند پس‌ هر كس‌ از اين‌ يا آن‌ گروه‌ مؤمن ‌بود، او ولي‌ خدا(ج) است‌ و هر كس‌ از اين‌ يا آن‌ گروه‌ كافر بود، او شيطان‌ است‌. مراد از جن‌ در اينجا: جنيان‌ نصيبين‌اند و در سوره‌ «احقاف‌» نيز از همين‌ گروه‌ سخن‌ رفته‌است: (وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ ....) «احقاف‌/ 29». در روايات‌ آمده‌است‌ كه‌ گوش ‌سپردن‌ جنيان‌ به‌ قرآن‌ در نماز صبح‌ و در محل‌ «بطن‌ نخله‌» كه‌ جايي‌ در ميان‌ مكه‌ و طائف‌ است‌، بود.
بخاري‌، مسلم‌، ترمذي‌ و غير ايشان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از عبدالله بن‌عباس(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص نه‌ بر جن‌ قرآن ‌خواندند و نه‌ آنها را ديدند بلكه‌ در زمان‌ آن‌ حضرت‌ ص ميان‌ شياطين‌ و دريافت ‌اخبار آسمان‌ مانع‌ ايجاد گرديد و بر آنان‌ شهابها فرستاده‌ مي‌شد پس‌ جنيان‌ گفتند: اين‌ پديده‌ جز به‌ سبب‌ اتفاقي‌ كه‌ رخ‌ داده‌، به‌ وجود نيامده‌ است‌ لذا به‌ مشارق‌ و مغارب‌ زمين‌ رفتند تا عامل‌ اين‌ تحول‌ را بيابند و بنگرند كه‌ چه‌ رخدادي‌ اتفاق ‌افتاده‌ است‌. در اين‌ ميان‌ گروهي‌ از جنيان‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور به‌سوي‌ سرزمين‌ تهامه ‌رهسپار شده ‌بودند بر رسول‌ خدا ص درحالي‌ گذر كردند كه‌ آن‌ حضرت‌ ص در نخله‌ با اصحاب‌ خويش‌ نماز بامداد را مي‌گزاردند پس‌ چون‌ قرآن‌ را شنيدند، به ‌آن‌ گوش‌ فرادادند و بعد از آن‌ با خود گفتند: سوگند به‌ خدا كه‌ عامل‌ ايجاد حايل ‌ميان‌ ما و شنيدن‌ اخبار آسمان‌ همين‌ است‌. سپس‌ نزد قوم‌ خويش‌ بازگشته‌ و گفتند: اي‌ قوم‌ ما! ما قرآن‌ عجيبي‌ را شنيديم‌... همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر رسول ‌خويش‌ نازل‌ فرمود: (‏ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ)[1].
البته‌ ظاهر قرآن‌ نيز مي‌رساند كه‌ رسول‌ خدا ص جن‌ را نديده‌اند. ولي ‌ابن ‌مسعود(رض) بر آن‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص مأمور گرديده‌ بودند تا به‌ منظور قرائت‌ قرآن‌ بر جنيان‌ و دعوتشان‌ به‌سوي‌ اسلام‌ نزد جنيان‌ بروند. پس‌ ايشان‌ جن‌ را ديده‌اند. قرطبي‌ مي‌گويد: «اين‌ رأي‌ محكمتر است‌؛ زيرا عامر شعبي‌ مي‌گويد: از علقمه‌ پرسيدم‌ كه‌ آيا ابن‌مسعود(رض) در شب‌ جن‌ با رسول‌ خدا ص حاضر بود؟ گفت: من‌ دراين‌باره‌ از ابن‌مسعود(رض) سؤال‌ كردم‌ و گفتم: آيا يكي‌ از شما اصحاب‌ در شب‌ جن‌ همراه‌ رسول‌ خدا ص حاضر بوده‌ايد؟ او گفت: خير! ولي‌ ما شبي‌ همراه‌ رسول‌ خدا ص بوديم‌، بناگاه‌ ايشان‌ را گم‌ كرديم‌ پس‌ در طلب‌ ايشان ‌واديها را جست‌وجو كرديم‌ اما ايشان‌ را نيافتيم‌ در اين‌ اثنا با خود گفتيم: يا رسول‌ خدا ص سردرگم‌ شده‌ و ما را گم‌ كرده‌اند، يا ـ خدا نخواسته‌ ـ ترور گرديده‌اند. پس‌ آن‌ شب‌ بدترين‌ شبي‌ بود كه‌ بر ما گذشت‌. و چون‌ صبح‌ شد، بناگاه‌ ديديم‌ كه‌ رسول‌ خدا ص از سمت‌ كوه‌ حرا مي‌آيند. گفتيم: يا رسول‌الله! ما شما را گم‌ كرديم‌ و هر چه‌ شما را جست‌وجو كرديم‌ نيافتيم‌ لذا بدترين‌ شبي‌ را سپري‌ كرديم‌ كه‌ گروهي‌ شب‌ را بر آن‌ مي‌گذرنند! رسول مبارك ص  فرمودند: «دعوتگر جن‌ به‌نزد من‌ آمده‌ بود پس‌ همراه‌ وي‌ رفتم‌ و بر آنان‌ قرآن‌ خواندم‌». آن‌گاه‌ ما را با خود بردند و آثار جن‌ و آتش‌هايي‌ را كه‌ برپا كرده ‌بودند، براي‌ ما نشان‌ دادند. وآن‌ گروه‌ كه‌ از جنيان‌ جزيره‌العرب‌ بودند از رسول‌ خدا ص خواهان‌ زاد و توشه‌ گرديدند. رسول‌ خدا ص به‌ آنان‌ فرمودند: «هر استخواني‌ كه‌ نام‌ خدا بر آن‌ برده‌ شده ‌است‌، از آن‌ شماست‌ و به‌گونه‌اي‌ كه‌ گوشتي‌ هر چه‌ وافرتر دارد در دست‌ شما مي‌افتد و هر پشكلي‌ علف‌ چهارپايان‌ شماست‌». و آن‌ حضرت‌ ص به‌ ما فرمودند: «با اين‌ دو چيز استنجا نزنيد زيرا اين‌ دو چيز غذاي‌ برادران‌ جني‌ شماست‌». ابن‌العربي‌ مي‌گويد: «ابن‌مسعود(رض) در اين‌ مورد از ابن‌عباس‌(رض) آگاهتر است‌ زيرا او شاهد رويداد بوده ‌است‌ در حالي‌ كه‌ ابن‌عباس‌(رض) آن‌ را شنيده ‌است‌ و شنيدن‌ كي ‌بود مانند ديدن‌».
 
[1] روايت‌ در اينجا با تلخيص‌ نقل‌ شد.سوره جن آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ گروه‌ از جن‌ به‌ قوم‌ خود گفتند: ما قرآن‌ شگرفي‌ را شنيديم‌ «كه‌ به‌سوي‌ رشد» يعني: به‌سوي‌ حق‌ و راستي‌ و شناخت‌ خداوند(ج) «راه‌ مي‌نمايد پس‌ به‌ آن ‌ايمان‌ آورديم» يعني: آن‌ را تصديق‌ كرديم‌ و باورمان‌ شد كه‌ از جانب‌ خداوند(ج) است‌ «و هرگز براي‌ پروردگارمان‌ كسي‌ را» از خلقش‌ «شريك‌ نمي‌آوريم» و با او خداي‌ ديگري‌ را به‌ پرستش‌ نمي‌خوانيم‌. بدين‌سان‌ بود كه‌ جنيان‌ با يك ‌بار گوش ‌فرا دادن‌ به‌ قرآن‌ به‌ آن‌ ايمان‌ آوردند و به‌وسيله‌ عقلهايشان‌ دريافتند كه‌ قرآن‌ كلام‌ خداي‌ تبارك‌وتعالي‌ است‌ اما كفار قريش‌ ـ به‌خصوص‌ رؤسايشان‌ ـ بارها و بارها همين‌ قرآن‌ را شنيدند اما از آن‌ هيچ‌ بهره‌اي‌ نبردند، با وجود آن‌كه‌ هم ‌پيامبر از خودشان‌ بود و هم‌ قرآن‌ را به‌ زبان‌ خودشان‌ بر آنان‌ مي‌خواند پس‌ دور از انتظار نبود كه‌ خداوند متعال‌ آنان‌ را مجازات‌ كند و به‌ قتل‌ و ذلتشان‌ بكشاند.
آيه‌ كريمه‌ دال‌ بر اين‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ پيام‌ دعوت‌ محمد ص، توحيد خداوند(ج) و بريدن‌ از شرك‌ و اهل‌ آن‌ مي‌باشد.
	سوره أنبياء آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا براي‌ آنان‌ خداياني‌ غير از ما است‌ كه‌ از آنان‌ حمايت‌ كنند؟» يعني: مگر برايشان‌ جز ما خدايان‌ ديگري‌ است‌ كه‌ آنان‌ را از عذاب‌ ما باز دارند؟ نه‌! آن‌گونه‌ كه‌ مي