يات‌ ـ شروع‌ و به‌ زمين‌ منتهي‌ مي‌شود[1]. در وصف‌ ديدار رسول‌ اكرم‌ ص با جبرئيل(ع) در سدره‌ المنتهي‌ نيز در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: «رأيت‌ جبريل‌ بالأفق ‌الأعلي‌، له‌ ستمائة جناح‌، يتناثر من‌ ريشة الدر والياقوت: جبرئيل‌ را در افق‌ اعلي ‌ديدم‌ در حالي‌كه‌ ششصد بال‌ داشت‌ و از پرهاي‌ وي‌ در و ياقوت‌ افشانده‌ مي‌شد».
[1] اين‌ توضيح‌ از مترجم‌ است‌.
	سوره طه آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گفتيم‌: اي‌ آدم‌! درحقيقت‌، اين‌ ابليس‌ براي‌ تو و همسرت‌ دشمني ‌است‌» خطرناك‌ زيرا نه‌ برايت‌ سجده‌ كرد و نه‌ به‌ فضلتان‌ معترف‌ شد «پس‌ زنهار تا شما را از بهشت‌ بيرون‌ نكند كه‌ آن‌گاه‌ در رنج‌ افتي‌» در زمين‌ چرا كه‌ در زمين‌ همه‌ چيز بسان‌ بهشت‌ آماده‌ نيست‌ و تو در زمين‌ گزيري‌ از آن‌ نداري‌ كه‌ در كار به‌دست‌ آوردن‌ اسباب‌ زندگاني‌؛ مانند كشاورزي‌، دامداري‌، بنايي‌ و غيره‌، هرگونه‌ رنجي‌ را به‌ جان‌ بخري‌ در حالي‌كه‌ در بهشت‌ از اين‌ خبرها نيست‌ و آنجا همه‌ چيز بي‌رنج‌ و زحمت‌ فراهم‌ است‌. دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ فقط از افتادن ‌آدم‌(ع) در رنج‌ و مشقت‌ سخن‌ گفت‌، نه‌ از همسرش‌؛ اين‌ است‌ كه‌ مرد مسئول ‌تأمين‌ هزينه‌ زندگي‌ و انفاق‌ بر زنش‌ مي‌باشد و اوست‌ كه‌ بايد تلاش‌ بيشتر بنمايد.
 
سوره نجم آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌ جنه‌ المأوي‌ نزديك‌ آن‌ است‌» يعني: جنه‌المأوي‌ نزديك‌ سدره‌المنتهي‌ است‌. به‌ قولي: علت‌ تسميه‌ آن‌ به‌ «جنه‌المأوي‌» اين‌ است‌ كه‌ ارواح‌ مؤمنان‌ در آن‌جاي‌ مي‌گيرد. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «ارواح‌ فرشتگان‌، شهدا و متقيان‌ در آن‌جاي‌ مي‌گيرد و علم‌ انبيا (ع) بدان‌ منتهي‌ مي‌شود و هيچ‌ كس‌ جز خداوند(ج) ماوراي‌ آن‌ را نمي‌داند».
 
سوره نجم آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ فرو پوشانده‌ بود سدره‌ را آنچه‌ فرو پوشانده‌ بود» ابهام‌ در «ما» براي ‌افاده‌ تعظيم‌ و تكثير چيزي‌ است‌ كه‌ درخت‌ سدره‌ را فرو پوشانده‌ بود، به‌ گونه‌اي‌كه‌ هيچ‌ وصف‌ و عددي‌ به‌ آن‌ احاطه‌ نمي‌كند. بنا به‌ اقوالي: درخت‌ سدره‌ را ملخ‌هايي‌ از طلا، يا گروه‌هايي‌ از فرشتگان‌، يا فرمان‌ خدا(ج) فروپوشانده‌ بود. شاه‌ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «در شب‌ معراج‌ انوار الهي‌ بود كه‌ سدره‌ را فرو پوشاند». مجاهد مي‌گويد: «شاخه‌هاي‌ درخت‌ سدره‌المنتهي‌ از مرواريد و ياقوت‌ و زبرجد بود و رسول‌ اكرم‌ ص آن‌ را ديدند و ايشان‌ پروردگارتان‌ را نيز به‌ قلب‌ خود ديدند».
 
	سوره نجم آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ديده‌اش‌ منحرف‌ نگشت‌» يعني: ديده‌ پيامبر ص از آنچه‌ ديده‌ بود، كژتابي ‌نكرد و به‌ چپ‌ و راست‌ متمايل‌ نشد «و از حد در نگذشت‌» يعني: ديده‌ وي‌ از مقصد خويش‌ و از آنچه‌ ديده‌ بود تجاوز نكرد پس‌ جز به‌ آنچه‌ كه‌ مأمور شده ‌بود، نگاه‌ نكرد و نخواست‌ تا آنچه‌ را كه‌ به‌ او بينانده‌ نشده‌ بود، بنگرد. بنابراين‌، رؤيت‌ جبرئيل‌(ع) و ديگر مظاهر ملكوت‌ خداي‌ عزوجل‌ از سوي‌ آن‌ حضرت‌ ص، رؤيتي‌ عيني‌ بود، نه‌ خدعه‌ و فريب‌ چشم‌ و اين‌ تأكيدي‌ است‌ بر اين‌ حقيقت‌ كه‌ معراج‌ رسول‌ خدا ص با روح‌ و جسم‌ هر دو انجام‌ گرفت‌.
 
	سوره نجم آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ كه‌ برخي‌ از نشانه‌هاي‌ بزرگ‌ پروردگارش‌ را ديد» يعني: به‌ راستي‌ كه ‌رسول‌ اكرم‌ ص در شب‌ معراج‌ از آيات‌ و نشانه‌هاي‌ بزرگ‌ پروردگارش‌ و از عجايب‌ ملك‌ و ملكوت‌ وي‌ چيزهايي‌ را ديد كه‌ در وصف‌ نمي‌گنجد.
 
	سوره نجم آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا شما لات‌ و عزي‌ را ديديد؟» لات: از اسم‌ الله گرفته‌ شده‌ و نام‌ بت‌ مؤنثي ‌بود كه‌ قبيله‌ ثقيف‌ در طايف‌ آن‌ را پرستش‌ مي‌كردند. يا لات‌ از ماده‌ «لت‌» به‌معني‌ آرد الك‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ فارسي‌ دري‌ نيز آن‌ را «لتي‌» مي‌گويند. علت ‌نامگذاري‌ آن‌ به‌ «لات‌» آن‌ بود كه‌ پيكر تراشيده‌اش‌ نماد مردي‌ را نشان‌ مي‌داد كه ‌آرد الك‌ شده‌ را با روغن‌ مي‌آميزد و حجاج‌ را اطعام‌ مي‌كند. اما «عزي‌» به‌قول ‌مجاهد، درختي‌ در ميان‌ مكه‌ و طايف‌ بود كه‌ قبيله‌ «غطفان‌» آن‌ را پرستش ‌مي‌كردند پس‌ رسول‌ اكرم‌ ص در سال‌ فتح‌ مكه‌، خالدبن‌وليد(رض) را فرستادند تا آن‌را قطع‌ نمايد و او چنين‌ كرد و در حالي‌كه‌ با تبر خود بر آن‌ مي‌كوفت‌؛ اين‌ شعر رامي‌خواند:
يا عزی كفرانك‌ لا سبحانك‌ إني‌ رأيت‌ الله  قد أهانك‌
اي‌ عزي‌! ناسپاسي‌ باد تو را، نه‌ پاكي‌ و تقدس‌؛
زيرا من‌ ديدم‌ كه‌ خدا تو را خوار كرد
 
	سوره نجم آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مناه‌» بتي‌ از آن‌ اوس‌ و خزرج‌ در ميان‌ مكه‌ و مدينه‌ بود كه‌ مشركان‌ خون‌ حيوانات‌ قرباني‌ را براي‌ آن‌ مي‌ريختند، از اين‌ جهت‌، آن‌ را «مناه‌» ناميدند و خداي‌ عزوجل‌ براي‌ تحقير و نكوهش‌ آن‌، از آن‌ چنين‌ ياد كرد: «آن‌ كه‌ سومين ‌بي‌قدر است‌» اخري: از تأخر در رتبه‌ است‌، يعني‌ مناه‌، متأخر، پست‌ و بي‌قدر است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «در جزيره‌ العرب‌ بتان‌ ديگري‌ نيز غير از اين‌ سه‌ بت‌ وجود داشت‌ كه‌ اعراب‌ آنها را بزرگ‌ مي‌داشتند اما مشهورترين‌ آنها همين‌ سه‌ بت‌ بود، از اين‌ جهت‌، قرآن‌ فقط از آنها ياد كرد».
 
سوره نجم آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا براي‌ شما پسر است‌ و براي‌ او دختر؟» يعني: به‌ من‌ از اين‌ خدايان‌ سه‌گانه‌ مؤنثي‌ كه‌ آنان‌ را دختران‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌پنداريد، خبر دهيد؛ آخر چگونه‌ آنچه ‌را كه‌ خود دوست‌ نمي‌داريد، به‌ حق‌ تعالي‌ نسبت‌ مي‌دهيد؟.
 
	سوره نجم آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در اين‌ صورت‌، اين‌ تقسيم‌ ناعادلانه‌اي‌ است‌» ضيزي: تقسيم‌ شما در مورد اختصاص‌ دادن‌ دختران‌ به‌ خداي‌ سبحان‌، بر كنار از حق‌ و خارج‌ از عدل‌ و انصاف‌ است‌.
	سوره نجم آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ا