وعده‌ او در مورد پيروزي‌ مسلمين‌ تحقق‌ يافتني‌ است ‌چنان‌ كه‌ تحقق‌ يافت‌ و دين‌ خدا(ج) نه‌ فقط در جزيره‌العرب‌ بلكه‌ در كمتر از نيم‌قرن ‌بر غالب‌ روي‌ زمين‌ پيروز و فاتح‌ گرديد به‌ طوري‌ كه‌ كل‌ قلمرو امپراطوري‌ فارس‌ و بخش‌ بزرگي‌ از قلمرو امپراطوري‌ روم‌، در زير سيطره‌ آن‌ در آمد و پرچم‌ اين ‌دين‌ مبين‌، در هند و چين‌ و سپس‌ در جنوب‌ آسيا برافراشته‌ شد. خاطرنشان ‌مي‌شود كه‌ اين‌ كشورها و قلمروها در قرن‌ ششم‌ و نيمه‌ قرن‌ هفتم‌ ميلادي‌، بخش‌ بزرگتر معموره‌ زمين‌ را كه‌ بشر در آن‌ ساكن‌ بودند، تشكيل‌ مي‌دادند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2542.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2543.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2544.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2545.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2546.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2547.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ حجرات ﴾</a></body></html>سوره فتح آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«محمد رسول‌ خداست‌ و كساني‌كه‌ با اويند» به‌قولي: مراد از آنان‌، اصحاب ‌حديبيه‌اند. به‌قولي‌ ديگر: مراد تمام‌ يارانشان‌ و همه‌ مؤمنانند، آري‌! اينان‌ «بر كافران‌ سختگير» و درشتخوي‌ اند چنان‌ كه‌ شير بر شكار و قرباني‌ خود سختگير است‌ «و با همديگر مهربانند» يعني: مؤمنان‌ در ميان‌ خود؛ دوست‌، مشفق‌، باعطوفت‌ و پرمهر و با مخالفان‌ دين‌ حق‌؛ شديد، با صلابت‌ و خشن‌اند. چنان‌كه‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «مثل‌ مؤمنان‌ در دوستي‌ و مهرباني‌ و عطوفت‌شان‌ با همديگر، همانند جسم‌ است‌ كه‌ چون‌ عضوي‌ از آن‌ به‌ درد آيد، ساير اعضاي‌ جسد براي‌ آن‌ تب‌ و بي‌قراري‌ مي‌كند». حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «سختگيري ‌مؤمنان‌ بر كفار به‌ حدي‌ بود كه‌ ايشان‌ از اين‌ امر كه‌ جامه‌شان‌ به‌ جامه‌ كفار بچسبد، پرهيز مي‌كردند چه‌ رسد به‌ تماس‌ بدنهايشان‌. و مهرباني‌شان‌ در ميان‌ همديگر به‌جايي‌ رسيده‌ بود كه‌ هيچ‌ مؤمني‌ مؤمن‌ ديگري‌ را نمي‌ديد مگر اين‌كه‌ با وي ‌مصافحه‌ مي‌كرد و او را در بغل‌ مي‌گرفت‌». يادآور مي‌شويم‌ كه‌ مصافحه‌ به‌ اتفاق ‌فقها جايز است‌ اما فقها در جواز بغل‌ گرفتن‌ (معانقه‌) و بوسيدن‌ يك‌ديگر، اتفاق ‌نظر ندارند و ابوحنيفه‌، معانقه‌ و بوسيدن‌ را ـ هرچند بوسه ‌زدن‌ بر دست‌ باشد  ـ مكروه‌ دانسته‌ است‌.
«آنان‌ را» يعني: مؤمنان‌ را «در» غالب‌ اوقات‌ «در ركوع‌ و سجود مي‌بيني‌، فضل ‌و خشنودي‌ خدا را خواستارند» يعني: آنها ثواب‌ و رضاي‌ پروردگار را براي‌ خود مي‌طلبند «علامت‌ مشخصه‌ آنان‌ بر اثر سجود در چهره‌هايشان‌ آشكار است‌» به‌قولي: مراد از آن‌؛ درخشش‌، زيبايي‌، نور و وقاري‌ است‌ كه‌ در سيماي‌ مؤمنان ‌متجلي‌ است‌ و اين‌ نشانه‌ مميزه‌ ايشان‌ مي‌باشد. سدي‌ مي‌گويد: «نماز چهره‌هايشان ‌را زيبا مي‌كند». برخي‌ از سلف‌ گفته‌اند: «هر كس‌ در شب‌ بسيار نمازگزارد، چهره‌اش‌ در روز زيبا مي‌شود». در حديث‌ شريف‌ موقوف‌ از جابر(رض) نيز روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا ص فرمودند: «كسي‌ كه‌ نماز شب‌ وي‌ بسيار شود، چهره‌اش ‌در روز زيبا مي‌شود». برخي‌ از سلف‌ گفته‌اند: «براي‌ عمل‌ نيك‌ نوري‌ است‌ در قلب‌، روشني‌ و پرتوي‌ است‌ بر روي‌، گشايشي‌ است‌ در رزق‌ و محبتي‌ است‌ در دلهاي‌ مردم‌». اميرالمؤمنين‌ عثمان‌‌(رض) فرمود: «هيچ‌ كس‌ چيزي‌ را در نهان‌ خويش ‌مخفي‌ نمي‌دارد مگر اين‌كه‌ خداوند متعال‌ آن‌ را بر صفحات‌ چهره‌ و لغزشهاي ‌زبانش‌ آشكار مي‌گرداند». مراد اين‌ است‌ كه‌ اثر عبادت‌ و صلاح‌ و اخلاص‌ براي ‌خداوند متعال‌، بر چهره‌ مؤمن‌ آشكار مي‌شود از اين‌ روي‌ است‌ كه‌ عمربن‌خطاب‌(رض) مي‌فرمايد: «من‌ أصلح‌ سريرته‌، أصلح‌ الله‌ تعالي‌ علانيته: هر كس ‌نهان‌ خويش‌ را اصلاح‌ نمود، خداوند متعال‌ آشكار وي‌ را نيز اصلاح‌ مي‌كند».
«اين‌ مثل‌ ايشان‌ است‌ در تورات‌» يعني: اين‌ است‌ توصيفي‌ كه‌ مؤمنان‌ در تورات‌ به‌ آن‌ وصف‌ شده‌اند «و مثل‌ ايشان‌ در انجيل‌» يعني: توصيفي‌ كه‌ در انجيل‌ به‌ آن‌ وصف‌ شده‌اند نيز همان‌ توصيف‌ ذكر شده‌ در تورات‌ است‌. يا معني‌ اين ‌است: توصيف‌ آنان‌ در انجيل: «چون‌ كشته‌اي‌ است‌ كه‌ جوانه‌ خود را بر آورد» شطأ: جوانه‌ و بيخچه‌اي‌ است‌ كه‌ از ريشه‌ و تنه‌ گياه‌ يا درخت‌ مي‌رويد «و آن‌ را نيرومند ساخت‌» يعني: آن‌ درخت‌ يا كشتزار، جوانه‌ها و شاخك‌هاي‌ نورسته‌ خود را قوي‌ و نيرومند گردانيد زيرا اين‌ جوانه‌ها از آن‌ تغذيه‌ نموده‌، در پناه‌ آن‌ محفوظ مي‌مانند و از آن‌ چون‌ سپري‌ براي‌ خويش‌ بهره‌ مي‌برند «تا آن‌ را ستبر كرد» يعني: اين‌ جوانه‌ بعد از آن‌كه‌ باريك‌ و ضعيف‌ بود، ستبر و قوي‌ گرديد «و بر ساقه‌هاي‌ خود بايستد» يعني: جوانه‌ها و شاخك‌ها چنان‌ قوي‌ و نيرومند شدند كه‌ بر ساقه‌هاي‌ خود راست‌ ايستادند «و دهقانان‌ را شاد و شگفت‌زده‌ كند» يعني: كشتزاري‌ اين‌گونه‌، كشاورزانش‌ را به‌ اعجاب‌ و شادي‌ و شگفتي‌ وامي‌ دارد، از بس‌ كه‌ دلكش‌، پر محصول‌، نيكومنظر و چشم‌ فريب‌ است‌.
البته‌ اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ آن‌ را براي‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا ص در انجيل‌ زده‌ است‌ و مراد از اين‌ مثل‌ اين‌ است‌ كه: اصحاب‌ رسول‌ اكرم‌ ص در ابتداي‌ امر اندك‌ و ضعيف‌اند، سپس‌ روزبه‌روز بر شمارشان‌ افزوده‌ مي‌شود و نيرومند مي‌گردند، همچون‌ زرع‌ كه‌ جوانه‌هاي‌ آن‌ در آغاز ضعيف‌ است‌، سپس ‌مرحله‌ به‌ مرحله‌ و روز تا روز قوي‌ و قوي‌تر مي‌گردد تا آن‌كه‌ سرانجام‌ ساقه‌ آن ‌ستبر و استوار مي‌شود پس‌ همچنين‌ است‌ مسلمان‌ كه‌ چون‌ به‌ اسلام‌ درآمد، ايمان‌ وي‌ در آغاز ضعيف‌ است‌، سپس‌ بر اثر مصاحبت‌ و ملازمت‌ وي‌ با اهل‌ علم‌ و ايمان‌، ايمانش‌ چنان‌ قوي‌ و نيرومند مي‌شود كه‌ سرانجام‌، در ايمان‌ خود راست‌ واستوار مي‌ايستد و همانند آنان‌ مي‌شود.
«تا كافران‌ را به‌ سبب‌ ديدنشان‌ به‌ خشم‌ در اندازد» يعني: حق‌ تعالي‌ مسلمانان‌ را بسيار و نيرومند مي