 «هرآينه‌ بهره‌ تو از زندگي‌ اين‌ باشد كه‌ بگويي‌: به‌ من‌ دست‌ نزنيد» يعني‌: همان‌ گونه‌كه‌ تو به‌ چيزي‌ دست‌ زدي‌ كه‌ دست‌زدن‌ به‌ آن‌ برايت‌ جايز نبود ـ يعني‌ بر خاك‌پي‌ موكب‌ جبرئيل‌ ـ پس‌ اكنون‌ سزاي‌ تو اين‌ است‌ كه‌ نه‌ كسي‌ به‌ تو دست‌ زند و نزديك‌ شود و نه‌ تو هم‌ به‌ كسي‌ دست‌ مي‌زني‌ و نزديك‌ مي‌شوي‌. گويند كه‌ سامري‌ به‌ هر كس‌ كه‌ نزديك‌ مي‌شد، هر دو را تب‌ (سهم‌) مي‌گرفت‌. آري‌! موسي‌(ع) امر كرد كه‌ سامري‌ از ميان‌ قومش‌ تبعيد شود و به‌ بني‌اسرائيل‌ دستور داد كه‌ نه‌ با وي‌ درآميزند، نه‌ به‌ وي‌ نزديك‌ شوند و نه‌ با وي‌ سخن‌ گويند؛ به‌مثابه ‌جزايي‌ براي‌ وي‌ در اين‌ دنيا «و بي‌گمان‌ تو را موعدي‌ ديگر است‌ كه‌ در آن‌ با تو خلاف ‌نشود» يعني‌: هرگز خداوند(ج) آن‌ وعده‌ را در حق‌ تو خلاف‌ نمي‌كند و آن‌ روز قيامت‌ است‌ «و اينك‌ به‌سوي‌ معبود خود كه‌ پيوسته‌ در خدمتش‌ معتكف‌ بودي‌» و بر پرستش‌ آن‌ پايبند و پايدار «بنگر، كه‌ البته‌ مي‌سوزانيمش‌» به‌ آتش‌. به‌قولي‌ معني ‌اين‌ است‌: او را مي‌كوبيم‌ و به‌ وسيله‌ سوهان‌ ذره‌ذره‌اش‌ مي‌كنيم‌ «سپس‌ آن‌ را در دريا پراكنده‌ مي‌كنيم‌، پراكندني‌» يعني‌ خاكستر گوساله‌ را در دريا مي‌افشانيم‌ تا باد آن‌را پاك‌ از بين‌ ببرد و نابود سازد.
 
	سوره فتح آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، كساني‌ كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند» مراد بيعه‌الرضوان‌ در حديبيه‌ است‌. حديبيه‌ قريه‌ كوچكي‌ است‌ كه‌ از مكه‌ در حد يك‌ منزل‌ راه‌ فاصله‌ داشته‌ و در داخل‌ حدود سرزمين‌ حرم‌ قرار دارد و مؤمنان‌ در آن‌ با رسول‌ اكرم‌ ص در زير درختي‌ بيعت‌ كردند كه‌ تا سرحد مرگ‌ بادشمن‌ بجنگند. به‌ قولي: مؤمنان‌ بر اين ‌امر بيعت‌ كردند كه‌ از ميدان‌ فرار نكنند. هرچند مفاد هر دو قول‌ در نهايت‌ يكي ‌است‌. البته‌ اين‌ روايت جابربن‌ عبدالله(رض) جامع‌ هر دو قول‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: «با رسول‌ اكرم‌ ص در زير درخت‌ بر مرگ‌ و بر اين‌كه‌ فرار نكنيم‌ بيعت‌ كرديم‌ پس‌ جز جدبن‌قيس‌ هيچ‌ كس‌ از ما بيعت‌ را نشكست‌ و او منافقي‌ بود كه‌ در پشت‌ سر شتر خود پنهان‌ شده‌ بود...». آري‌! كساني‌ كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند؛ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ با خدا بيعت‌ مي‌كنند» زيرا ايشان‌ با اين‌ بيعت‌، خود را در ازاي‌ بهشت‌ به‌ خداي ‌عزجل ‌مي‌فروشند و از آنجا كه‌ هدفشان‌ از بيعت‌ با پيامبر ص همانا بيعت‌ با خداوند(ج) است‌ پس‌ «دست‌ خدا بالاي‌ دستهايشان‌ است‌» يعني: عقد ميثاق‌ با رسول‌‌خدا ص، در واقع‌ عقد ميثاق‌ با خداي‌ سبحان‌ است‌. مراد اين‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ بر بيعتشان‌ آگاه‌ است‌ و ايشان‌ را در ازاي‌ آن‌ پاداش‌ مي‌دهد و نصرت‌ او براي‌ مؤمنان‌ قوي‌تر و برتر از نصرت‌ دادن‌ ايشان‌ براي‌ اوست‌. تعبير (يدالله: دست‌ خدا)، در اينجا مجاز است‌ نه‌ حقيقت‌. پس‌ (يد الله‌) به‌ معناي‌ غلبه‌، نصرت‌، نعمت‌ و هدايت‌ او مي‌باشد زيرا حق‌ تعالي‌ از اوصاف‌ اجسام‌ منزه‌ است‌. اما سلف‌ صالح‌ به‌ وجود دست‌ براي‌ خداوند(ج) عقيده‌ دارند ولي‌ نه‌ مانند دستي‌ كه ‌بشر مي‌شناسد زيرا هيچ‌ چيز مانند حق‌ تعالي‌ نيست‌.
«پس‌ هر كه‌ پيمان‌ شكني‌ كند، تنها به‌ زيان‌ خود پيمان‌ مي‌شكند» لذا زيان‌ بيعت‌شكني‌ او به‌ خودش‌ بر مي‌گردد و به‌ غير وي‌ تجاوز نمي‌كند «و هر كه‌ بر آنچه ‌با خدا بر آن‌ عهد بسته‌، وفا كند» يعني: هر كه‌ در وفاداري‌ به‌ عهد خود با خداوند(ج) به‌ بيعت‌ با پيامبرش‌ پايداري‌ ورزد «به‌ زودي‌ خدا پاداشي‌ بزرگ‌ به‌ او مي‌بخشد» و آن‌ بهشت‌ است‌.
 
	سوره فتح آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرّاً أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعاً بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برجاي‌ ماندگان‌ اعرابي‌» كه‌ از جهاد تن‌ زدند؛ «به‌ زودي‌ به‌ تو خواهند گفت‌» بعد از بازگشتت‌ از حديبيه‌ كه: «اموال‌ و كسانمان‌ ما را گرفتار كردند» يعني: اموال‌، زنان‌ و فرزندانمان‌ ما را از همراهي‌ با تو بازداشتند زيرا ما كسي‌ را نداشتيم‌ كه‌ در غياب‌ ما به‌ آنها بپردازد و جانشين‌ ما بر آنان‌ باشد «براي‌ ما آمرزش‌ بخواه‌» تا خداوند(ج) واپس‌ماني‌مان‌ از اين‌ غزوه‌ و عدم‌ همراهي‌ با تو را كه‌ عاملي‌ جز امور فوق‌ نداشته‌ است‌، بر ما بيامرزد. «چيزي‌ را كه‌ در دلهايشان‌ نيست‌ بر زبان‌ خويش‌مي‌رانند» كه‌ اين‌ همان‌ شيوه‌ كار منافقان‌ است‌ «بگو: اگر خدا در حق‌ شما زياني ‌بخواهد» يعني: بخواهد تا زياني‌ چون‌ نابودي‌ اموال‌ و خانواده‌تان‌ را بر شما فرود آورد «يا در حق‌ شما سودي‌» يعني: پيروزي‌ و غنيمتي‌ را «بخواهد پس‌ چه‌ كسي ‌در برابر خداوند براي‌ شما اختيار چيزي‌ را دارد» يعني: در آن‌ صورت‌، چه‌ كسي‌ شما را از آنچه‌ كه‌ خداوند(ج) برايتان‌ اراده‌ كرده‌ است‌، نگاه‌ مي‌دارد؟ مسلم‌ است‌ كه ‌هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند آنچه‌ را كه‌ خداوند(ج) در حق‌ شما اراده‌ كرده‌ است‌، از شما برگرداند زيرا او داناي‌ رازهاي‌ شماست‌ و هرچند در برابر ما منافقت‌ كنيد اما او به‌ راز دلهايتان‌ آگاه‌ است‌.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ گروه‌، باديه‌نشينان‌ جهادگريزي‌ از قبايل‌ اسلم‌، جهينه‌، مزينه‌، غفار، أشجع‌ و ديل‌ بودند كه‌ در پيرامون‌ مدينه‌ زندگي‌ مي‌كردند و خداوند(ج) آنان‌ را از همراهي‌ با پيامبرش‌ در سفر حديبيه‌ بازپس‌ گذاشت‌ و در نتيجه‌، با آن‌ حضرت‌ ص در اين‌ غزوه‌ مشاركت‌ نكرده‌ و به‌ نداي‌ ايشان‌ اجابت ‌نگفتند و معاذيري‌ مانند گرفتاري‌ به‌ خانواده‌ها و اموالشان‌ را پيش‌ كشيدند اما عامل ‌اصلي‌ بازپس‌ماني‌شان‌، ضعف‌ عقيده‌ و بيم‌ از رويارويي‌ احتمالي‌ با قريش‌ بود. به‌قولي: تخلف‌ آنان‌، در هنگام‌ سفر پيامبر ص به‌ سوي‌ مكه‌ در سال‌ فتح‌ آن‌ بود، بعد از آن‌كه‌ آن‌ حضرت‌ ص اعلام‌ خروج‌ داده‌ بودند تا با ايشان‌ همراه‌ گردند «بلكه‌ خدا به‌ آنچه‌ مي‌كنيد همواره‌ آگاه‌ است‌» يعني: تخلف‌ شما باديه‌نشينان‌ از همراهي‌ با پيامبر ص، به‌ خاطر عاملي‌ نيست‌ كه‌ پنداش