ودم‌ «و نفس‌ من‌ همين‌ وصف‌ را پيش‌ من‌ بياراست‌» و مرا به‌ اين‌ دام‌ فريب‌ انداخت‌ پس‌ در اين‌ امر نه‌ الهامي‌ الهي‌ داشتم‌، نه‌برهاني‌ نقلي‌ يا عقلي‌ بلكه‌ اين‌ فقط از آرايش‌ دهي‌هاي‌ نفسم‌ بود و بس‌. اين‌ سخن ‌سامري‌ اعترافي‌ از سوي‌ وي‌ به‌ اشتباه‌ است‌، نه‌ توبه‌ و ندامت‌.
قرطبي‌ مي‌گويد:«از امام‌ ابوبكر طرطرشي‌: پرسيدند: چه‌ مي‌گويد سيد فقيه‌ ما درباره‌ گروهي‌ از صوفيه‌ كه‌ براي‌ ذكر اجتماع‌ مي‌كنند و سپس‌ برخي‌ از آنان‌ مي‌ايستند و به‌ رقص‌ و وجد مي‌پردازند تا آن‌كه‌ بي‌هوش‌ بر زمين‌ مي‌افتند آن‌گاه‌ چيزي‌ آماده‌ كرده‌ و مي‌خورند، آيا همراهي‌ و حضور با آنان‌ جايز است‌؟ امام‌ در پاسخ‌ گفت‌: خداي‌ عزوجل‌ بر تو رحم‌ كند؛ مذهب‌ اين‌ گروه‌ صوفيه‌، بطالت‌ وجهالت‌ و ضلالت‌ است‌ و اسلام‌ چيزي‌ جز كتاب‌ خدا(ج) و سنت‌ رسول‌ وي‌ص نيست‌. اما از رقص‌ و وجد بشنو: اولين‌ كساني‌ كه‌ آن‌ را پديد آوردند، ياران‌ سامري‌ بودند كه‌ چون‌ برايشان‌ گوساله‌اي‌ بانگ‌ برآور ساخت‌، ايستادند و گرداگرد وي‌ به‌ رقص‌ پرداختند پس‌ اين‌ رقص‌ از دين‌ و آيين‌ كفار و پرستشگران ‌گوساله‌ است‌...  مگر نخوانده‌اي‌ كه‌ چون‌ رسول‌ خداص با اصحابش‌ مي‌نشست‌، گويي‌ پرنده‌ بر سرهايشان‌ آشيان‌ ساخته‌ بود، از بس‌ سكوت‌ و وقار و سنگيني‌ و ادب‌ داشتند؟ لذا بر سلطان‌ و نايبانش‌ لازم‌ است‌ تا اينان‌ را از حضور در مساجد و غيرآن‌ بازدارند و براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ خدا(ج) و روز آخرت‌ ايمان‌ دارد، روا نيست ‌كه‌ با آنان‌ در مجالسشان‌ حضور يابد و آنان‌ را بر باطلشان‌ مدد كند، اين‌ است ‌مذهب‌ مالك‌ و ابوحنيفه‌ و شافعي‌ و احمدبن‌ حنبل‌ و غير ايشان‌ از ائمه ‌مسلمين‌»[2]. 
 
[2] قرطبي‌: 237/11ـ238.
	  سوره فتح آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا خدا بر تو بيامرزد» يعني: اي‌ پيامبر ص! اين‌ فتح‌ را از آن‌ رو برايت‌ ميسر گردانيديم‌ تا همراه‌ به‌ اتمام‌ رساندن‌ نعمت‌ فتح‌ و هدايتت‌ به‌ سوي‌ راه‌ راست‌ و پيروزي‌ و غلبه‌اي‌ كه‌ در آن‌ عزت‌ و شوكتت‌ نهفته‌ مي‌باشد، آمرزش‌ نيز برايت‌ جمع‌ گردد. گويي‌ فرمود: صلح‌ حديبيه‌، يا فتح‌ مكه‌ را برتو آسان‌ و هموار كرديم‌ و تو را بر دشمنت‌ پيروز گردانيديم‌ تا هدفمنديهاي‌ عاجل‌ و بلندمدت‌، يعني‌ عزت ‌دارين‌ را همه‌ با هم‌ براي‌ تو جمع‌ گردانيده‌ و بر تو بيامرزيم‌؛ «آنچه‌ را كه‌ گذشته‌ ازگناه‌ تو» قبل‌ از فتح‌ «و آنچه‌ كه‌ مانده‌ است‌» بعد از آن‌. به‌قولي‌ ديگر معني‌ اين ‌است: اين‌ فتح‌ را از آن‌ رو برايت‌ ميسر گردانيديم‌ تا آن‌ كارهاي‌ مستوجب ‌سرزنشي‌ را كه‌ از تو قبل‌ از رسالتت‌ سرزده‌ و آنچه‌ را كه‌ بعد از آن‌ واقع‌ شده‌، بر تو بيامرزيم‌. و از آنجا كه انبيا‌(ع) از گناهان‌ كبيره‌ و صغيره‌ معصوم‌اند پس‌ مراد از«گناه‌» در اينجا، انجام‌ دادن‌ عملي‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مقام‌ انبيا (ع) خلاف‌ اولي‌مي‌باشد لذا اين‌ تعبير از باب‌ اين‌ قاعده‌ است: «حسنات‌ الأبرار سيئات ‌المقربين: حسنات‌ نيكان‌، گناهان‌ مقربان‌ است‌».
«و تا نعمت‌ خود را برتو تمام‌ گرداند» يعني: اين‌ فتح‌ را از آن‌ رو برايت‌ ميسر كرديم‌ تا نعمت‌ خود را با پيروز ساختن‌ دينت‌ بر تمام‌ اديان‌ بر تو تمام‌ گردانيم‌. يامعني‌ اين‌ است: تا نعمت‌ خود را برتو تمام‌ گردانيم‌ با فتح‌ مكه‌ و پيوست‌ نمودن ‌فتح‌ طايف‌ به‌ آن‌ زيرا فتح‌ حديبيه‌ زمينه‌ساز فتوحات‌ بعدي‌ گرديد و با فتح‌ مكه ‌نعمت‌ به‌ اتمام‌ رسيد «و تا تو را هدايت‌ كند» يعني: تا با اين‌ فتح‌، تو را ثابت‌قدم‌ واستوار گردانيم‌ «به‌ راهي‌ راست‌» كه‌ همانا راه‌ اسلام‌ و تبليغ‌، تبيين‌ و اقامه‌ شعاير آن‌ مي‌باشد.
انس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، رسول‌‌اكرم‌ ص فرمودند: «همانا بر من‌ آيه‌اي‌ نازل‌ شده‌ است‌ كه‌ نزد من‌ از همه‌ آنچه‌ كه‌ بر روي ‌زمين‌ است‌، دوست‌داشتني‌تر مي‌باشد». سپس‌ آن‌ را بر اصحاب‌ قرائت ‌نمودند. اصحاب‌ گفتند: مبارك‌ و گوارا باد بر شما اي‌ رسول‌ خدا! اينك‌ خداوند متعال‌ روشن‌ ساخت‌ كه‌ با شما چگونه‌ معامله‌ مي‌كند اما ما نمي‌دانيم‌ كه‌ باما چگونه‌ معامله‌ خواهد كرد؟ همان‌ بود كه‌ آيه: ﴿‏لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ)  تا  ﴿فَوْزاً عَظِيماً ‏) «آيه‌/ 4» نازل‌ شد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مغيره‌بن‌شعبه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص بسيار نماز مي‌گزاردند تا بدانجا كه‌ پاهايشان‌ متورم‌ مي‌شد پس‌ به‌ ايشان‌ گفته‌ شد: آيا جز اين‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ گناهان‌ نخستين‌ و واپسين‌ را بر شما آمرزيده‌است‌؟ يعني‌ چرا اين‌ قدر بر خود فشار مي‌آوريد؟ فرمودند: «أفلا أكون‌ عبدا شكورا : آيا بنده‌ شكرگزاري‌ نباشم‌؟».
 
سوره فتح آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تا خدا تو را به‌ نصرتي‌ قوي‌» يعني: به‌ پيروزي‌اي‌ برتر كه‌ هيچ‌ ذلتي‌ در پي ‌نداشته‌ باشد «نصرت‌ دهد» و به‌ راستي‌ كه‌ چنين‌ شد زيرا با صلح‌ حديبيه‌ مفهوم ‌سيادت‌ و حاكميت‌ داخلي‌ و خارجي‌ دولت‌ اسلامي‌ و استقلال‌ آن‌ ـ به‌ تعابير جديد ـ محقق‌ شد، رسول‌ اكرم‌ ص در جنب‌ نبوت‌ به‌ صفت‌ يك‌ حاكم‌ و پيشواي‌ سياسي‌ نيز در صحنه‌ ظاهر شدند، مدينه‌ به‌ عنوان‌ پايتخت‌ امت‌ و دولت‌ اسلامي ‌تثبيت‌ شد و مشركان‌ دولت‌ اسلامي‌ در مدينه‌ منوره‌ را به‌ رسميت‌ شناخته‌ و به‌ حاكميت‌ و استقلال‌ آن‌ اعتراف‌ نمودند.
	سوره فتح آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او» تعالي‌ «است‌ آن‌ كس‌ كه‌ آرامش‌ را در دلهاي‌ مؤمنان‌ فرود آورد» در نتيجه‌، آنان‌ به‌ حكم‌ خدا(ج) و رسولشص  در تن ‌دادن‌ به‌ صلح‌ حديبيه‌ گردن‌ نهادند وقلبهايشان‌ بر آن‌ آرامش‌ يافت‌ «تا ايماني‌ برايمانشان‌ بيفزايند» يعني: تا مؤمنان‌ به‌سبب‌ اين‌ طمأنينه‌ و آرامش‌، يقيني‌ را بر يقيني‌ كه‌ از قبل‌ داشته‌اند، بيفزايند. كه ‌امروزه‌ از اين‌ معني‌ به‌نام‌ «بالا بردن‌ روحيه‌ معنوي‌ لشكر» تعبير مي‌شود. همچنين‌، اين‌ تأويل‌ نيز صحيح‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ به‌ وسيله‌ عمل‌ به‌ احكام‌ و فرايض‌، بر ايمان‌ 